X
تبلیغات
دفتر خانه اسناد رسمي161 اهواز
دفتر خانه اسناد رسمي161 اهواز
<-BlogDescription- >
صفحه نخست | آرشيو مطالب | پست الکترونيک | طراح
تازه ترين مطالب
در گفت‌وگوی «حمایت» با دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه تشریح شد؛گردش کار دفاتر خدمات قضایی
چهارمین نشست سراسری سردفتران و دفتریاران وبلاگ نویس حوزه اسناد رسمی در اصفهان برگزار گردید
جایگاه ثبت اسناد در ایجاد صلح اجتماعی
فرق افراز و تفکیک در ملکهای مشاع
تمدید تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده دوره 4 ( زمستان سال 91 )
سال نو مبارک
جوابیه کانون سردفتران و دفتریاران به پایگاه خبری تابناک در خصوص عدم لزوم مراجعه به محضر برای خرید ف
ابلاغ دستورالعمل حذف اوراق بهادار در دفاتر اسناد رسمی
دیدار معاونت محترم قوه قضائیه و ریاست سازمان ثبت اسناد و املاک کشور دکتر تویسرکانی باحضور مدیر کل اد
هفته سند رسمی و 6 دی روز سردفتر گرامی باد
ششم دی ماه برگزار می­ شود:نخستین همایش نقش و جایگاه سند رسمی
اقدام سریع وبلاگ نویسان گامی در اطلاع رسانی همایش 6 دی
آسیب شناسی قوانین نقل و انتقال سوابق، بین صندوق های بیمه و بازنشستگی
ثبت رسمی، نظم حقوقی جامعه را ارتقاء می دهد
از سوی بانک مرکزی به شبکه بانکی ابلاغ شد؛ دستورالعملهای اجرایی عقد استصناع و عقد خرید دین
منوي اصلي
صفحه نخست
آرشيو وبلاگ
پروفايل مدير وبلاگ
عناوين مطالب وبلاگ
پست الکترونيک
قالب وبلاگ
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
اسفند 1390
دی 1390
آذر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
امکانات
>>

کد نمایش آب و هوا

کد نمایش آب و هوا

<-------------------------------------------------> <--------------------> قشم آنلاین
پيوند هاي روزانه
قانون ثبت اسناد و املاک
روزنامه رسمی جمهوری اسلامی
قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتر یاران مصوب 1354
قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1316
مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
پرتال تخصصی شناسه ملی اشخاص حقوقی
بانك اطلاعات نشريات كشور
روزنامه مهر
روزنامه ایران
روزنامه ابرار اقتصادی
روزنامه دنیای اقتصاد
خبرگزاری ایسنا
خبرگزاری فارس
سايت تحليلي خبري تابناك
بانک مرکزی
وزارت امور اقتصادی و دارایی
پخش موسیقی سنتی ایرانی رادیو گلها
پخش زنده شبکه قرآن جمهوری اسلامی
پخش زنده شبکه های تلویزیونی صدا و سیما
پخش مستقیم آستان مقدس امام رضا (ع)
پرتال خبری و تحلیلی سردفتران و دفتریاران اسناد رسمی ایران
دادگستری تهران -قوانین
بانک هوشمند تنقیح قوانین کشور
پرتال تخصصی شناسه ملی اشخاص حقیقی کشور
سامانه پرداخت الکترونیکی وجوه دفاتر اسناد رسمی
اطلاعات مخابراتی کشور
خدمات اینترنتی بانک ملی
آرشيو پيوندهاي روزانه
در گفت‌وگوی «حمایت» با دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه تشریح شد؛گردش کار دفاتر خدمات قضایی

در گفت‌وگوی «حمایت» با دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه تشریح شد؛گردش کار دفاتر خدمات قضایی الکترونیک

 طرح خدمات الکترونیکی قضایی عنوان طرحی است که به موجب آن ثبت و شروع برخی دعاوی به دفاتر اسناد رسمی با عنوان دفاتر خدمات قضایی سپرده شده است. اکنون در تهران و برخی از شهرهای کشور، تعداد زیادی از دعاوی از طریق دفاتر خدمات قضایی مطرح می‌شوند و در صورتی که خواهان به دادگاه مراجعه کند، به دفاتر خدمات قضایی برای ثبت دادخواست راهنمایی خواهد شد. بنابراین تغییرات مهمی در شروع دعاوی در دادگستری به وجود آمده است.


به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون سردفتران و دفترياران به نقل از روزنامه حمايت، متن اين گفت وگو به اين شرح است:

 

ما با توجه به اینکه دفاتر خدمات قضایی در ابتدای مسیر فعالیت خود هستند و هنوز شهروندان و حتی وکلا با نحوه دقیق فعالیت این دفترها، محل استقرار آنها و هزینه‌هایی که خدمات آنها دارد، آشنا نیستند، در گفت‌وگو با حسن روحانی‌نیا، دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه به بررسی نحوه ارایه خدمات در این دفاتر پرداخته‌ایم.

 

هدف؛ تسهیل امور قضایی شهروندان

دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه در گفت‌وگو با «حمایت» درخصوص چیستی و ماهیت دفاتر خدمات قضایی بیان داشت: دفاتر خدمات قضایی دفاتری هستند که برای تسهیل امور قضایی مردم ایجاد شده‌اند. این دفاتر برای ثبت و پیگیری الکترونیکی امور قضایی مردم در فضای مجازی تاسیس شده‌اند. در حال حاضر 40 دفتر خدمات قضایی در تهران فعال شده است. شهروندان محترم می‌توانند در حوزه صلاحیت‌های این دفاتر به هر یک از آنها مراجعه کنند و بدون رعایت صلاحیت محلی از خدمات مربوطه بهره‌مند شوند.


صلاحیت دفاتر خدمات قضایی

حسن روحانی نیا در پاسخ به این سوال که تاکنون چه دعاوی به دفاتر خدمات قضایی الکترونیک ارجاع شده است؛ گفت: تاکنون پنج مرحله از طرح آزمایشی دفاتر خدمات قضایی اجرا شده است. در چهار مرحله اول، دعاوی عدیده ای که بیشترین آمار پرونده‌های وارده حقوقی را داشتند، مشمول طرح واقع شدند. این دعاوی عبارت بودند از دعاوی و شکایات مربوط به چک، دعاوی اعسار از پرداخت محکوم‌به، مهریه، مطالبه وجه سفته، صدور اجراییه درباره حل اختلاف کارگر و کارفرما، نصب قیم، گواهی عدم امکان سازش، اجرت‌المثل ایام زوجیت، مطالبه نفقه، الزام به تمکین، تقسیط مهریه، اصلاح و ابطال شناسنامه، مطالبه دیه، تعدیل و تقسیط محکوم‌به و دعوای مطالبه خسارت. در مرحله آخر که مرحله پنجم خوانده می‌شود و اخیرا اجرایی شده است، 12 عنوان جدید که در واقع جملگی عناوین مرتبط با موضوع خانواده هستند، در دستور کار دفاتر خدمات قضایی قرار گرفت. این دعاوی عبارتند از: دعاوی حضانت، ملاقات با فرزند، اثبات رابطه زوجیت، صدور حکم طلاق، مطالبه مهریه، صدور حکم رشد، صدور حکم استرداد جهیزیه، تجویز ازدواج مجدد، ثبت واقعه ازدواج و طلاق، اثبات نسب و نفی نسب.


روحانی‌نیا در توضیح نحوه آگاهی شهروندان با خدماتی که در این دفاتر ارائه می‌شود؛ اظهار کرد: شهروندان تهرانی می‌توانند هرگونه اطلاعات در خصوص تعداد دفاتر خدمات قضایی، مشخصات، آدرس آنها، تعداد و عناوین خدمات قابل ارائه را از طریق پرتال قوه قضاییه یا سایت‌های مرتبط با این موضوع دریافت کنند. سایت‌های مزبور عبارتند از: www.adliran.ir و www.eddl.ir.



هزینه‌های دفاتر خدمات قضایی

به دلیل ناآشنایی شهروندان با رویه جدیدی که برای ثبت دادخواست‌ها در دفاتر خدمات قضایی به وجود آمده است، ممکن است برخی از شهروندان این نگرانی را داشته باشند که مبالغی که از آنها گرفته می‌شود زیاد و ناروا باشد. دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه شهروندان برای ثبت دادخواست‌های خود در دفاتر خدمات قضایی باید چه هزینه‌هایی را بپردازند؟ توضیح می‌دهد: آنچه شهروندان در دفاتر خدمات قضایی پرداخت می‌کنند، عموما مشتمل بر دو بخش است: هزینه‌های دادرسی و هزینه‌های ارائه خدمات قضایی. مبلغ هزینه‌های دادرسی نسبت به سابق و شیوه سنتی تغییری نداشته و تنها تغییر حاصل شده آن است که جهت تسهیل در امور مراجعین، نحوه پرداخت هزینه‌ها به صورت الکترونیک شده است. پس مراجعین به جای عملیات نقش تمبر یا الصاق تمبر که در سابق انجام می‌شد؛ می‌توانند به سهولت و با کارت بانکی هزینه مربوطه را به طور مستقیم از طریق دستگاه‌های مخصوص مستقر در دفاتر خدمات قضایی به حساب خزانه واریز کنند. اما هزینه خدمات قضایی، هزینه‌ای است که توسط دفتر خدمات قضایی بابت خدماتی از قبیل ورود اطلاعات به سامانه، تایپ، پرینت اوراق، احراز هویت، کنترل مستندات و امثال آن دریافت می‌شود. این هزینه‌ها با تدابیر اتخاذ شده توسط مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه و همچنین تعامل مناسب دفاتر خدمات قضایی (دفاتر اسناد رسمی منتخب) با یکدیگر به حداقل مبلغ ممکن کاهش یافته است به نحوی که به طور متوسط برای ارائه مجموعه خدمات فوق‌الذکر جهت اقامه‌ یک فقره دعوای حقوقی مبلغی بین 100 تا 150 هزار ريال از خواهان دریافت می‌شود.


هزینه‌های برابر اصل کردن مدارک

اما موضوعی که در برخی از دفاتر الکترونیک قضایی وجود دارد، گرفتن هزینه برابر اصل کردن مدارک از وکلاست. این در حالی است که وکلا قانونا می‌توانند اوراق پرونده‌ای که وکالت آن را بر عهده دارند، برابر اصل کنند.


دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه برای رفع این ابهام با بیان اینکه اساسا در این شیوه ارائه خدمات نیازی به برابر اصل کردن مدارک نیست، گفت: در مسیر ارائه خدمات الکترونیک قضایی، نیازی به برابر اصل شدن مدارک نیست و آنچه در دفتر از خواهان یا وکیل او مطالبه می‌شود اصل مدارک است که اسکن شده است.


این مدارک از طریق الکترونیک برای مرجع قضایی ارسال می‌شود. بنابراین چنانچه وکلای محترم، جهت ارائه کپی برابر اصل مدارک به مرجع قضایی، نیازی به این کار دارند؛ مخیر هستند که به روال جاری یا خود مدارک را برابر اصل کنند یا اینکه کپی برابر اصل را در دفتر اسناد رسمی تهیه کنند و هزینه مربوطه را بپردازند.


مسئولیت دفاتر خدمات قضایی

موضوع دیگری که ممکن است در مواجهه با دفاتر خدمات قضایی برای شهروندان ایجاد ابهام کند، این است که چه نهادی بر فعالیت این دفاتر نظارت می‌کند و در صورتی که تخلفی از این دفاتر سر بزند برای برخورد با آن باید به کجا مراجعه کنیم؟

 

روحانی نیا درباره مسئولیت دفاتر خدمات قضایی در زمانی که اطلاعات مربوط به طرفین را اشتباه وارد کنند یا اینکه در نتیجه اشتباه در تایپ دادخواست مشکلی برای شهروندان به وجود آورند؛ توضیح داد: در انتخاب و گزینش متصدیان دفاتر خدمات قضایی، تلاش شده است که شایسته‌ترین، دقیق‌ترین و متعهدترین افراد گزینش شوند، اما در هر حال بروز برخی اشتباهات در ارائه خدمات اجتناب‌ناپذیر است و البته شکی نیست که در روند امور قضایی یک اشتباه کوچک می‌تواند لطمات جدی و خسارات مهمی به افراد وارد کند. البته بدیهی است که اشتباه در این گونه امور، پیش از راه‌اندازی این سامانه و در دفاتر دادگاه‌ها نیز صورت می‌گرفت.


با این حال مدیر دفتر خدمات قضایی مکلف به جبران اشتباه صورت گرفته و جلب رضایت فرد خسارت دیده است. به همین منظور هم نظارت‌های لازم بر دفاتر جهت پیشگیری از این مشکل و همچنین آموزش‌های مستمر در حال انجام است، ولی چنانچه از شهروندان محترم شخصی با چنین مشکلی مواجه شده و در مراجعه به دفتری که مرتکب اشتباه شده به نتیجه نرسیده است، می‌تواند با مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه تماس گرفته و موضوع را در میان بگذارد.


مرجع رسیدگی به اعتراضات

ثبت دادخواست حقوقی از اهمیت زیادی برخوردار است و کلمات و عباراتی که در متن آن کاربرد دارند، می‌توانند در یک دعوا سرنوشت‌ساز باشند. ممکن است این نگرانی پیش آید که متصدی ثبت دادخواست آگاهی حقوقی لازم نداشته باشد و با وجود اشکالاتی در تایپ دادخواست مشکلاتی را برای اصحاب دعوا به وجود آورد.

 

البته در عمل بعد از تایپ دادخواست متن نهایی در اختیار متقاضی قرار می‌گیرد که اصلاحات لازم را انجام دهد و آن را تایید کند با این وجود ممکن است در این میان تقصیری از سوی متصدی مربوطه رخ دهد که باید دید چگونه این تقصیر قابل پیگیری است.

 

دبیر شورای عالی فناوری اطلاعات قوه قضاییه با معرفی مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه به عنوان تنها مرجعی که می‌‌توان تخلفات صورت گرفته از سوی دفاتر خدمات قضایی را به آن گزارش داد؛ اظهار می‌دارد: چنانکه قبلا نیز اشاره شد؛ مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه، به عنوان متولی راه‌اندازی و نظارت بر سامانه خدمات قضایی مسئولیت اعمال نظارت بر دفاتر خدمات قضایی را بر عهده دارد. این مرکز تلاش کرده است تا با یکسری از اقدامات پیشگیرانه نظیر انتخاب متصدیان متعهد برای دفاتر، ارائه آموزش‌های مستمر و نظارت‌ها و بازرسی‌های دوره‌ای و موردی، اشتباهات یا تخلفات احتمالی را به حداقل برساند.


روحانی نیا تاکید می‌کند: با این وجود، نظر به اینکه هدف از راه‌اندازی این سامانه، تسهیل در امور قضایی مردم و ارائه خدمات شایسته به ملت شریفمان بوده است، با هرگونه تخلفی که پس از بررسی اثبات شود به نحو جدی برخورد خواهد شد. به همین منظور شهروندان محترم می‌توانند هرگونه پیشنهاد، انتقاد یا شکایت از تخلفات احتمالی را به طور مستقیم به مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه گزارش دهند یا اینکه از طریق تماس با تلفن 63974011 مطرح کنند.

 




 : مرتبه
+نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت11:41 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

چهارمین نشست سراسری سردفتران و دفتریاران وبلاگ نویس حوزه اسناد رسمی در اصفهان برگزار گردید

اصفهان ۱۹ و ۲۰ ارديبهشت ميزبان چهارمين گردهمايي سردفتران و دفترياران وبلاگ نويس سراسر كشور بود.

اين نشست بر اساس مصوبه نشست سوم و با حضور سردفتران و دفترياران وبلاگ نويس فعال در عرصه مجازي در محل مهمانسراي جهانگردي اصفهان برگزار گرديد.

محمد مجنون مدير كل ثبت اسناد و املاك استان اصفهان، محمدرضا دشتي اردكاني رئيس كانون سردفتران و دفترياران، امير مسعود مرادي باغبهادراني رئيس كانون سردفتران و دفترياران استان اصفهان ميهمانان ويژه اين نشست با ايراد سخناني به اهميت نقش و جايگاه وبلاگ نويسان در انعكاس مسائل و موضوعات جامعه سردفتران و دفترياران پرداخته و بر ادامه توليد محتوا و ارتقاي كمي و كيفي وبلاگ نويسان تاكيد نمودند.

همزمان با اين مراسم از لوگوي جامعه مجازي سردفتران و دفترياران وبلاگ نويس رونمايي و از شركت كنندگان حاضر در جلسه توسط مدير كل ثبت استان تجليل به عمل آمد.

در جريان برگزاري اين همايش كه در دو نوبت ديگر برگزار شد گزارشي از اقدامات انجام شده پيرو مصوبات نشست يزد استماع شد.

در پايان اين گردهمايي حاضران با صدور بيانيه اي بر ضرورت حضور و ادامه فعاليت وبلاگ نويسان اين حوزه در فضاي مجازي تاكيد نمودند و تهران به عنوان محل بعدي برگزاري نشست وبلاگ نويسان انتخاب شد. گزارش تفضيلي اين همايش متعاقباً منتشر خواهد شد.  

 

 










 : مرتبه
+نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت8:48 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

جایگاه ثبت اسناد در ایجاد صلح اجتماعی

 

به بهانه همين موضوع و براي تبيين بيشتر جايگاه دفاتر اسناد رسمي در نظام حقوقي كنوني، متن سخنراني دكتر ناصر كاتوزيان استاد فرزانه حقوق ايران را كه در جمع تعداد كثيري از سردفتران ايراد شده گرد آورده ايم كه در ادامه خواهد آمد.
    خوشوقتم كه خود را در ميان دوستانم مي بينم. هر كجا كه سروكاري با حقوق دارد، خواه دانشكده باشد يا كانون سردفتران، در واقع بين دوستانم هستم و احساس غريبي نمي كنم. امروز، چون اعلام نشده موضوع سخنراني من چيست، به عنوان مقدمه عرض مي كنم، در عين حال كه مي خواهم جايگاه ثبت اسناد و سردفتري را در ايجاد صلح اجتماعي و از بين بردن جنگ، (جنگ نه با اسلحه، جنگي كه صلح اجتماعي را به خطر مي اندازد) نشان دهم در خلال آن مطالبي را هم كه مربوط به دفاتر اسناد رسمي است به عرض مي رسانم.
    شيوه كار من اين است كه مقدمه را از مسائل بسيار ساده آغاز مي كنم. در امور اجتماعي دو ارزش والاداريم كه گاه در مقام اجرا مزاحم يكديگرند؛ اين دو ارزش يكي نظم است و ديگري عدالت. نظم به اين معناست كه روند كارها و پديده ها طبق قانون و قاعده انجام شود. بدهكار بداند كه بايد سرانجام بدهي خود را بپردازد و طلبكار مطمئن باشد كه قوه قضاييه آماده است تا حق او را از كساني كه مي خواهند به آن تجاوز بكنند بستاند. قوه مجريه در كار قوه مقننه دخالت نكند و قوه مقننه به قوه قضاييه تجاوز نكند و قوا هر كدام به جاي خود و در جاي شايسته خودشان قرار گيرند.
    تمام اين ضرورت ها مقدمه اي براي رسيدن به عدالت است. چرخ ها بايد به گونه اي جريان يابد كه به عدالت منتهي شود. اين نظم چهره اي از عدالت صوري است، ولي براي رسيدن به عدالت ماهوي، عناصر ديگري هم لازم است چنانكه گفته اند، نظم در زندان نيز نظم است، ولي اين نظم مطلوب جامعه نيست. نظمي مفيد است كه مقدمه اي براي عدالت باشد.
    
    نقش مهم دفاتر اسناد رسمي در كاستن از دعاوي
    علت بخش مهمي از دعواها و شلوغي دادگاه ها بي اعتنايي به دفاتر اسناد رسمي، اعتبار اسناد رسمي و رويه هاي غلطي است كه در اين مورد پيش گرفته شده است. تجربه چندين سال خدمت در دانشگاه و كسوت قضاوت و دوراني دو ساله كه در محضر طي كردم به من امكان مي دهد كه به پيچ ومهره هاي كار تا اندازه اي وارد شوم يعني بيگانه اي نيستم كه فقط تئوري خوانده باشم و بخواهم آنها را به شما پس بدهم. قبل از تصويب قانون ثبت اسناد در سال 1310 پدر من وكيل دادگستري بود. برايم نقل مي كرد كه 90 درصد دعاوي اختلاف در مالكيت بود و بيشتر سر املاك. كار و بار وكلاخيلي خوب بود از اين جهت كه اختلاف مالكيت از دعاوي پيچيده اي است كه سال ها طول مي كشد. معاملات معارضي كه بر مبناي مالكيت هاي عادي ايجاد مي شد بدين پيچيدگي دامن مي زد. كسي ملكش را با سند عادي مي فروخت بعد به دومي و سومي هم مي فروخت، به چهارمي هم مي فروخت و گاه مي ديدي پنج نفر اختلاف مالكيت دارند. بعد يكي از اينها فوت مي كرد و 10 وارث ديگر جانشين متوفي مي شد. آن وقت ها خانواده ها بزرگ بودند مثل حالاكوچك نبود، يك نفر كه مي مرد گاه 15 نفر جانشينش مي شدند؛ بدين سان دعاوي پيچيده مي شد و پرونده ها قطور. نگاه به پرونده هاي ثبتي ايجاد وحشت مي كرد و سر درآوردن از آنها كار مشكلي بود.
    براي جلوگيري از اين بي نظمي و استقرار صلح اجتماعي به جاي اين جنگ، تمهيداتي انديشيدند كه بهترين آن تصويب قانون ثبت اسناد بود. از قضات، وكلاو دانشمندان آن روز هم براي جلوگيري از بي نظمي و به هم ريختگي مدد خواسته شد. هدف هاي اصلي عبارت بودند از 1- جلوگيري از معاملات معارض 2- نظارت دولت بر سرزمين ملي 3- حفاظت از منابع طبيعي به اضافه فوايد فرعي ديگر كه توضيح مي دهم.
    1- نظارت بر سرزمين ملي از نظر سياسي و اقتصادي خيلي اهميت دارد. فلسطين را چگونه اسرائيليان تصرف كردند و اكنون ادعاي مالكيت آن را دارند؟ از راه خريد و فروش همين قولنامه هاي عادي و براي اينكه هيچ نظارتي بر خريد و فروش سرزمين فلسطين نبود. اگر تنها با سند رسمي ملك منتقل شود دولت قادر است بر نقل وانتقال سرزمين خود نظارت داشته باشد و مانع از اين شود كه خارجيان بتوانند آن را تصاحب كنند. در قوانين مدني ما پيش بيني شده است كه خارجيان آزاد نيستند هر چه بخواهند ملك غيرمنقول داشته باشند، اين مصلحت را خيلي آسان مي توان با قولنامه از بين برد و خارجيان مي توانند با مالكان نيازمند و ناآگاه قولنامه بنويسند و بگويند كه ما مالكيم و تمام يا بخشي از سرزمين ملي به ما رسيده است. براي رعايت مصلحت هاي يادشده مقرر شد كه املاك در دفتري به نام دفتر املاك ثبت شود، نظم و ترتيب پيدا كند و نقل وانتقالاتي كه در نظر است صورت گيرد، از طريق دفتر اسناد رسمي باشد تا از اين راه به دفتر املاك منتقل شود. بي گمان مسائل ياد شده استقرايي است و ممكن است مسائل فرعي ديگري هم باشد كه در آن عناوين نيامده است.
    2- يكي از فوايد مهم حمايت منابع و منافع ملي است. با قولنامه خيلي ساده مي شود جنگلي را فروخت يا زمين كشاورزي را تقسيم كرد يا مال وقفي را اصلااز بين برد ولي با سند رسمي امكان ندارد و معامله خلاف قانون از طرف مامور دفتر اسناد رسمي ثبت نمي شود و نظارت مامور مانع از تحقق چنين خلافي مي شود. با قولنامه مي توان سرزمين ملي را به بيگانگان فروخت، بدون اينكه دولت هيچ كنترلي بر اين نقل وانتقالات داشته باشد.
    3- با قولنامه مي توان معاملات معارض انجام داد، در حالي كه با سند رسمي معاملات معارضي انجام نمي شود. از فوايد ثبت در دفتر املاك و گزارشي كه دفاتر اسناد رسمي از دفتر املاك راجع به وضعيت مالكيت مي خواهند همين است كه مردم امكان آگاه شدن از وضعيت ملك را قبل از معامله در يك نهاد رسمي دارند، در حالي كه در مورد معاملات اسناد عادي چنين امكاني وجود ندارد.
    مالكيت، برخلاف حق ديني مفهومي نسبي نيست. من ممكن است از شما طلبكار باشم ولي طلب من به ديگري هيچ ربطي ندارد و يا به شما بدهكار باشم اين رابطه اي است شخصي بين من و شما نه بين من و جامعه، ولي مالكيت حق عيني است كه احترام آن به تمام مردم جامعه واجب است بنابراين سندي كه حاكي از نقل وانتقال اين مال مي شود بايد به گونه اي تنظيم شود كه در مقابل همه مردم قابل استناد باشد و چنين سندي تنها سند رسمي است. سند رسمي است كه مفاد و مندرجات آن در مقابل اشخاص ثالث و همچنين تاريخ تنظيم آن در مقابل اشخاص ثالث اعتبار دارد و كسي نمي تواند منكر آنها شود. شما اگر با قولنامه بگوييد مالك محلي هستيد ممكن است ديگري منكر شود و بگويد قولنامه را معتبر و نافذ نمي شناسم، اما اگر سند رسمي داشته باشيد، در برابر آن چنين سخني مسموع نيست ولو اينكه گوينده مدعي شود از مالك خريده ام، به اضافه، در برابر سند عادي قولنامه ممكن است به نسبيت اعتبار استناد كنند، در حالي كه در مقابل سند رسمي اين ايرادها پذيرفته نيست.
    تنظيم سند رسمي فوايد جانبي ديگري هم دارد؛ دولت اين را وسيله اي قرار داده براي اينكه ماليات ها و عوارضي كه لازم است براي ملك قبل از معامله وصول شود، ولي پذيرش سند عادي اين حكمت را نيز بيهوده مي كند. حساب كنيد اگر همه اين مزايا حذف شود، چقدر دعوا ايجاد مي شود؟ حال كه فهميديم پرهيز از ايجاد دعوا بهتر است از درمان، آيا بهتر نيست كه به جاي اينكه از تعداد دعاوي ايجاد شده به تمهيدات غيرعلمي بكاهيم، به ريشه ها بپردازيم و كاري كنيم كه اصلادعوا ايجاد نشود؟
     سردفتر به عنوان مشاور معتمد، مشاوري كه هم مورد اعتماد جامعه است و هم مورد اعتماد اشخاص، مي تواند به عنوان ناصح و هدايت كننده در معامله دخالت كند و زمينه ايجاد اختلاف آينده را از بين ببرد. اين نقش سردفتر بسيار اهميت دارد. من فكر مي كنم كه نقش سردفتر حتي از وكيل دادگستري به مراتب حساس تر است، براي اينكه وكيل دادگستري با پديده موجود در دادگاه برخورد مي كند و مقابلش وكيل مدافع، طرف مخالف است. آنها صحبت مي كنند، با رفقايش مشورت مي كنند و بالاخره راه حلي مناسب پيدا مي شود. اما سردفتر، اگر شرطي را درست در سند ننويسد، ممكن است دعاوي متعددي از آن ايجاد شود كه اصلاقابل پيش بيني نيست. در واقع سردفتر به شطرنج بازي مي ماند كه بايد 10 دست دورتر دست طرفش را نيز بخواند، يعني تصور كند اگر اختلافي در رويه قضايي پيش آمد سند چنان گويا و قاطع باشد كه بتواند از همه اختلاف هاي احتمالي جلوگيري كند. براي تامين اين اهداف، ماده 22 قانون ثبت بدين مضمون تدوين شد؛ همين كه ملكي در دفتر املاك ثبت شد، دولت فقط كسي را مالك مي شناسد كه در دفتر املاك اين مال به نام او است يا از طريق دفاتر اسناد رسمي به او منتقل شده است. دولت در اين ماده اعم از قوه مجريه، قوه قضاييه و قوه مقننه است، يعني دولت به معناي عام است نه به معناي خاص تا ادعا شود كه دولت به حكم قانون، مالكي را مي شناسد ولي قضاوت محاكم به گونه ديگري است. قضات محاكم هم جزو دولت و جزو قوه قضاييه هستند و جداي از آنها نيستند بنابراين وقتي قانون مي گويد دولت فقط كسي را مالك مي شناسد كه ملك در دفتر املاك به نام او ثبت شده يا از طريق دفاتر اسناد رسمي به او منتقل شده، قوه قضاييه را هم در برمي گيرد. به ويژه كه قسمت دوم مجريان و مفسران را هدايت مي كند و مي گويد مالك كسي است كه ملك به نام او ثبت شده يا از طريق دفتر اسناد رسمي به او منتقل شده است. اين تاكيد و تصريح كاملاهدف قانونگذار را بيان مي كند و نشان مي دهد كه نقل و انتقال با سند عادي قابليت انتقال را ندارد.
    شمار دعاوي كه از معاملات آپارتمان هاي ساخته نشده است شايد 10 تا 20 درصد دعاوي باشد كه در دادگستري مطرح است. دعواهاي حقوقي ديگر نيز از همين قبيل است، براي اينكه قواعد حاكم را متخصص تهيه نمي كند رابطه بساز و بفروش و خريدارانش روشن نيست.
    
    اهميت دفاتر در ثبت اسناد
     يكي ديگر از وظايف اداره ثبت، غير از دفتر املاك، ثبت اسناد است كه بيشتر به كار دفترخانه ها مربوط مي شود، همانطور كه گفتم سردفتري مقام واقعا حساسي است. سردفتر همان مقام و ماده اصلي است كه مي تواند نزاع را در دعاوي از بين ببرد. من زماني قاضي بودم. صدها پرونده در مورد تعهد به تخليه و معني عبارت سند مطرح بود. مطابق نظامنامه دفاتر اسناد رسمي آنچه قابليت صدور اجراييه را دارد مفاد سند رسمي است نه قانون. سردفتر قاضي نيست كه بتواند قانون را اجرا كند بلكه بايد در سند به طور صريح بنويسند كه مستاجر قبل از خاتمه زمان مورد اجاره موظف است كه ملك را تحويل موجر بدهد و همين شرط ساده را به عباراتي مي نوشتند كه ده ها پرونده براي تعبير و تفسير آن ايجاد مي شد. به عنوان مثال، در غالب اجاره نامه ها قيد شده بود كه مستاجر بايد عين مستاجره را همانگونه كه سالم تحويل گرفته است سالم تحويل دهد و رويه قضايي مردد بود كه تعهد ناظر به اصل تحويل است يا ناظر به كيفيت و تاريخ آن ؟ آيا هدف از شرط پيمان تعهد و تحويل عين در پايان اجاره است يا مي خواهد ضمان نقص عين را بيان كند؟ هم اكنون نيز چندين پرونده سراغ دارم كه مي پرسيدند شرطي كه در قرارداد آمده شرط تخلف از فعل است يا شرط خيار؟ اختلاف در تعبير شرط ناظر به حالتي است كه در قرارداد شرط شده است ولي معلق شده است به تخلف از فعلي كه بايد انجام گيرد. به عنوان مثال، شرط مي شود كه اگر مديوني ديون خودش را به موقع نپرداخت طرف مقابل اختيار دارد كه معامله را فسخ كند ولي براي آن مدت معين نمي كند. پس اگر اين شرط خيار شرط باشد، چون مدت ندارد هم عقد باطل است وهم شرط و اگر اين خيار تخلف از شرط فعل باشد قابليت اجرا دارد. با تحرير شرط به عبارتي كه قابل تفسير و مبهم نباشد، سردفتر مي تواند از اين دعاوي جلوگيري نمايد. قوه قضاييه اگر بخواهد از شمار دعاوي بكاهد بايد كاري كند كه از ايجاد زمينه دعوي پيشگيري كند و اينها كه گفتم از مباني مسلمي است كه از ايجاد دعاوي جلوگيري مي كند. ببينيد چقدر شما دعاوي انكار و ترديد و جعل اسناد عادي در دادگستري داريد. در معاملاتي كسي آمده با سند رسمي ملكي را فروخته و بعد آمده با قولنامه مقدم كه تاريخ آن دست خودش بوده به ديگري انتقال داده است و ادعا دارد كه ملك را قبلابه كس ديگري فروخته ام بنابراين اين ملك مال اوست و مال شما نيست. بدين ترتيب، به حيله و به اتكاي رويه قضايي اعتبار سند رسمي را از بين مي برد. وانگهي، به دعاوي مي افزايد. در دعواي اين دو خريدار چه بايد كرد؟ قولنامه قبلي مقدم است يا سند رسمي بعدي ؟ اگر بخواهيم قاعده را رعايت كنيم، چون تاريخ اسناد رسمي در مقابل اشخاص ثالث اعتبار دارد ولي تاريخ اسناد عادي در مقابل اشخاص ثالث اعتبار ندارد بايد به سود خريدار با سند رسمي راي داد ولي اعتماد به اين ظاهر هميشه درست نيست. بايد ديد حق آنكه راست مي گويد چگونه حفظ مي شود؟ اين سره و ناسره را چگونه مي توان تشخيص داد؟ و همه اينها از نتايج نامطلوب سياست غلطي است كه قوه قضاييه پيش گرفته است. امروز جهان مصلحت هاست، جهان رفع احتياج هاست و بر فرض كه بر سر دوراهي بخواهيم يكي از راه حل ها را انتخاب كنيم نبايد سياستي را انتخاب كنيم كه به ايجاد دعاوي منتهي شود. بايد سياستي را در پيش بگيريم كه دعاوي از بين برود و براي از بين رفتن دعاوي يكي از راه هاي موثر تقويت دفاتر اسناد رسمي و احترام به سند رسمي است. طبيعي است كه مردم وقتي بتوانند معاملات خود را با سند عادي انجام دهند احتياجي به سند رسمي وجود ندارد. كدام آدم عاقلي كه مي تواند در خانه اش چند كلمه چيز بنويسد، آن را رها مي كند و به محضر مي رود؟
    نقدي كه گفتم براي اين بود كه در عين حال كه اهميت دفاتر اسناد رسمي براي جلوگيري از دعاوي مختلف را تذكر مي دهم، رهنمودهايي باشد براي قوه قضاييه. هدفمان اين نيست كه قوه قضاييه تخريب شود بلكه هدف اين است كه هدايت شود و شايد از همين مجالس نتيجه اي حاصل شود و نتيجه به پيشبرد كارها منجر شود و مردم از سرگرداني خلاص شوند.
    
    سر چشمه شايد گرفتن به بيل
    چو پر شد نشايد گذشتن به پيل
    در اين اشعار هزاران معني نهفته است. براي گرفتن نتيجه مطلوب بايد نهادي را كه سند را تنظيم مي كند و از آن دعاوي متعدد ايجاد مي شود اصلاح كرد والاوقتي دعوا ايجاد شد، گروه گروه به تعداد آمار اضافه مي شود و نيز به تعداد دعاوي. وقتي شما موانعي را كه باعث مسدود كردن دعوا است از بين ببريد، چگونه توقع داريد دعاوي كم شود؟ درست است كه جمعيت اضافه شده است. اين مشكلات را ما هم مي فهميم ولي ما بايد از ازدياد جمعيت به وسيله تمهيدات ديگري استفاده كنيم. از تراكم جمعيت در شهرها جلوگيري كنيم. مشكلات قوه قضاييه را ما مي فهميم، ولي هدايت سياست قضايي به سوي پيشگيري از دعوي است. اين را مي خواستم امروز عرض كنم و تقاضاي من اين است كه به اين حرف ها توجه دقيق كنيد، اين مسائل خيلي اهميت دارد. ما اگر آمار داشتيم مي ديديم اگر اينها را رعايت مي كردند تا چه اندازه در كم كردن دعاوي و در نتيجه بالابردن دقت قضات محترم در رسيدگي به دعاوي بيشتر مي شد.

منبع:روزنامه اعتماد ملي





 : مرتبه
+نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت11:3 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

فرق افراز و تفکیک در ملکهای مشاع

 

 

تفكيك در عرف ثبتي عبارت است از تقسيم مال غيرمنقول به قطعات كوچك‌تر. به عنوان مثال، مالك يا مالكان زميني به مساحت 5 هزار مترمربع، زمين را به قطعات 200 متري تقسيم نموده كه در عرف ثبتي به اين اقدام گفته مي‌شود، آن زمين به قطعات 200 متري تفكيك شده است. ‌

‌به اين ترتيب از تفكيك به منظور انتقال قطعات تفكيك شده به صورت مفروز (جداجدا)، صدور سند مالكيت مفروزي با ابطال سند اوليه و تنظيم تقسيم نامه استفاده مي‌شود. ‌تمامي امور مربوط به تفكيك در اداره ثبت انجام مي‌شود و بعد از آن صورت‌مجلس تفكيكي تنظيم مي‌شود. اين صورت‌مجلس شامل حدود مساحت قطعات جدا شده به منظور انتقال و به صورت قطعات مفروزي جهت صدور سند مالكيت براي قطعات و تنظيم تقسيم نامه است.


 

در واقع اگر يكي از موارد گفته شده ناقص باشد، تفكيك اعتباري ندارد؛ مثلاً، اگر شخصي 6 دانگ ملك خود را به3 قسمت تقسيم كند؛ اما سند اوليه را باطل نكند، اين تفكيك فاقد اعتبار است. ‌با وجود اين، تفكيك براي مجزا شدن قطعات به منظور فروش از سوي صاحب آن انجام مي‌شود و براساس آن ملك به قطعات كوچك‌تر تقسيم شده و به قطعات شماره‌هاي جديد؛ اما فرعي داده مي‌شود، حدود و حقوق ارتفاعي جديد تعريف و آخرين قطعه‌اي كه انتقال داده مي‌شود، سند اوليه باطل مي‌گردد. از تفكيك در تقسيم نامه‌ها نيز استفاده مي‌شود. در تقسيم نامه‌ها مالك، بيش از يك نفر است و ممكن است يكي از ديگري سهم بيشتري برده و نوعي صلح محاباتي انجام گيرد.


 

در تقسيم نامه ملك مشاع است و بعد از تفكيك، سند تقسيم نامه تنظيم شده و براساس صورت‌مجلس تفكيكي براي هر مالك مشاعي يك قطعه مفروزي تعيين واسناد مالكيت مشاعي همراه تقسيم نامه از سوي دفترخانه به اداره ثبت ارسال مي‌گردد و ضمن ابطال سند اوليه، سند مالكيت مفروزي براي مالكان صادر مي‌شود. تفاوت بين افراز و تفكيك تفكيك زمين و تقسيم آن به چند قطعه يا تفكيك يك مجموعه يا مجتمع ساختماني به چند واحد آپارتماني و نحوه اقدام آن در اداره ثبت سابقه طولاني داشته و به دليل كثرت انجام و نمونه‌هاي متعدد عملاً جايگاه خود را به عنوان يك تكليف در ثبت باز نموده و شيوه‌اي حاصل شده كه همه به يك نتيجه مـنـتـهــي و در آن مـفــروزات، مـشــاعـات و مشتركات مشخص شده است و با استفاده از قانون تملك آپارتمان‌ها و آيين‌نامه اجرايي و بـخـشـنـامـه‌هـاي ثـبـتي و دستور العمل‌هاي ارشادي، مشكلات در عمل حل و مرتفع گرديده است. افراز ملك همزمان با تقسيم و تفكيك در حقوق مدني راه يافته مقوله‌اي است كه تا به حال چنان صورت كلي و شيوه اقدامي پيدا نكرده و همه راه‌ها به يك نقطه ختم شده است و آنچه به عنوان راهنما در دسترس مي‌باشد، قانون افراز و فروش املاك مشاع مصوب 22 آبان 1357 است.


 

 


 

تفاوت تفكيك و افراز از نظر شكلي و ماهيتي عبارت است از :


 

1- در تـفـكـيـك وجـود حـالـت اشـاعـه ضرورت ندارد و ملك با داشتن مالك واحد قابل تفكيك است؛ ولي در افراز بايد حالت اشاعه؛ يعني مالكيت بيش از يك نفر باشد.


 

2- تفكيك بارضايت و در حالت تفاهم مـالكان مشاع است و افراز عدم تفاهم و رضايت و وجود اختلاف نسبت به حصه يكديگر و قصد، قطع حالت اشتراك مي‌باشد.


 

3- در تفكيك توجهي به مقدار سهم مالكان در كل 6 دانگ لزومي ندارد و بعد از تفكيك به‌هنگام تنظيم تقسيم نامه رعايت حقوق و سهم هر يك از مالكان مشاع مطرح مي‌گردد كه با توافق نسبت به كسري و زيادت يا صلح و هبه رفتار خواهد شد؛ اما در افراز رعايت و توجه به سهم معادل حصه هر يك از مالكان مشاعي ضروري بوده و اگر اين رعايت در ملك به عللي با توجه به تصرف شركا و به وضـعـيـت ديـگر مقدور نباشد، بايد تعديل صورت گيرد و مقدار اضافي ملك،كه در سهم شريك قرار مي‌گيرد، بهاي آن تقويم و در صورت‌مجلس افراز قيد شود. 4-تفكيك فقط تقسيم ملك است؛ اما افراز تقسيم ملك توام با تعيين سهام مالكان مشاعي است و قطعات افرازي به نسبت سهم مالك مشاع به آنان اختصاص مي‌يابد. به همين دليل حالت اشاعه در افراز ضرورت دارد؛ ولي در تفكيك اين ضرورت نيست و مالك مي‌تواند ملك خود را با رعايت مقررات حاكم بر تفكيك ( ضوابط و مقررات شهرداري) به هر ترتيبي كه مي خواهد تفكيك نمايد.


 

 5- سن مالك يا مالكان دخالتي در امر تفكيك ندارد؛ اما به صراحت ماده 313 قانون امور حسبي اگر ميان مالكان، محجور يا غايب باشد، تقسيم با دادگاه خواهد بود.


 

6- تنظيم تقسيم نامه پس از تفكيك ميان مالكان مشاعي براي استيلا بر سهم مفروزي ضروري است و چنانچه مالكان مشاع بعد از تفكيك براي تنظيم تقسيم نامه ميان خود توافق نداشته باشند يا قطعات تفكيكي را متفقاً انتقال ندهند، تفكيك اقدامي بي‌حاصل و كان لم يكن تلقي شده و دراين شرايط با وجود صورت‌مجلس تفكيكي شركا به ناچار بايد تقاضاي افراز نمايند ( افراز به دليل عدم توافق مالكان براي تنظيم تقسيم‌نامه.)


 

 7- درصورت اعتراض به تفكيك از طرف يكي از شركا ادامه عمليات متوقف مي‌شود و با رضايت معترض مي‌توان ادامه اقـدام را انجام داد؛ ولي اعتراض به افراز درحين اقدام از شركاي ديگر پذيرفته نيست و پس از اتمام مي‌توانند اعتراض نمايند و رسيدگي به اعتراض نسبت به افراز ملك در صلاحيت مراجع قضايي است.


 

8- انجام عمل افراز يا عدم افراز در حكم راي مراجع قضايي است و با افراز ملك و عدم اعـتـراض در مـهـلت مقرر هر مالك مشاع مي‌تواند بر سهم مفروزي خود تسلط پيدا نموده و با تسليم سند مالكيت مشاع به واحد ثبت، سند مالكيت 6 دانگ قطعه اختصاصي را تقاضا و دريافت نمايد. با توجه به اين‌كه چنانچه سرانه يا حق مرغوبيت به او تعلق گرفته، بايد رسيد توديع آن به صندوق ثبت يا اقرارنامه رسمي ذي‌نفع را مبني بر وصول اين حق قبل از صدور سند مالكيت مفروزي به اداره ثبت تسليم نمايد.


 

9- صورت‌مجلس تفكيكي ملك با انتقال قطعه يا قطعاتي از آن به غير يا انتقال سهم مشاعي به شريك ديگر يا تنظيم تقسيم‌نامه يا به طور كلي تنظيم سندي قطعي بر روي آن اعتبار پيدا مي كند؛ اما در افراز با انقضاي مهلت اعتراض هر قطعه در سهم مالك آن مستقرگي ديده و اين امر با استقراع تعيين مي‌شود. پس مي توان گفت براي حصول نتيجه و تسلط بر سهم مفروزي، تفكيك، اقدامي 2 مرحله اي و افراز، اقدامي يك مرحله‌اي است.


 

10- تفكيك در اداره ثبت انجام مي‌گيرد؛ اما افراز هم در اداره ثبت و هم در دادگاه


 

11- در افراز راي صادر مي‌شود؛ ولي در تفكيك صورت‌جلسه تفكيكي


 

12- در افراز اجبار حاكم است؛ ولي درتفكيك مسامحه


 

13- در تفكيك سهم تمامي افراد جدا و ملك از حالت مشاع خارج مي‌شود يا اگر مالك يك نفر باشد، ملك به قطعات كوچك‌تر تقسيم مي‌گردد؛ اما در افراز فقط سهم خواهان جدا مي‌شود و بقيه ملك مشاع باقي مي‌ماند.


 

14- در صورتي كه بر تفكيك اعتراض شود، موضوع اعتراض در اداره ثبت رسيدگي مي‌شود؛ اما اگر بر افراز اعتراض گردد، پرونده جهت بررسي به دادگاه ارسال مي‌شود.




 : مرتبه
+نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1392ساعت8:59 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

تمدید تسلیم اظهارنامه مالیات بر ارزش افزوده دوره 4 ( زمستان سال 91 )

1391/12/27– بخشنامه شماره 200/26421
تسليم اظهارنامه مالياتي دوره چهارم ( فصل زمستان ) سال 1391

نظر به مصادف بودن مهلت تسليم اظهارنامه دوره چهارم (فصل زمستان) سال 1391 با تعطيلات نوروز و با توجه به درخواست هاي مؤديان محترم موضوع نظام ماليات بر ارزش افزوده و به منظور تكريم مؤديان گرامي و فراهم آوردن زمينه اجراي تكاليف قانوني براي آنان، بنا به اختيار حاصل از قانون و مقررات ماليات بر ارزش افزوده مقرر مي دارد:
ادارات كل امور مالياتي موظفند در مورد مؤديان مالياتي كه اظهارنامه ماليات بر ارزش افزوده مربوط به دوره چهارم مالياتي (فصل زمستان) سال 1391 را تا پايان روز شنبه مورخ 1392/01/31 تسليم نمايند، امكان برخورداري از بخشودگي جرائم عدم تسليم اظهارنامه در موعد مقرر براي دوره مزبور و تأخير در پرداخت ماليات و عوارض متعلق تا تاريخ مذكور را در صورت درخواست كتبي براي مؤديان فوق الذكر فراهم نمايند. ضمناً اختيار بخشودگي صد در صد (100%) جرائم مذكور به مديران كل امور مالياتي ذيربط تفويض مي‌گردد.




 : مرتبه
+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1392ساعت10:3 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

سال نو مبارک

 

 

 عکس   کارت پستال تبریک عید نوروز 1392

سال نو مبارک

يا مقلب القلوب و الابصار، يا مدبراليل و النهار، يا محول الحول و الاحوال، حول حالنا الي احسن الحال.




 : مرتبه
+نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعت10:14 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

جوابیه کانون سردفتران و دفتریاران به پایگاه خبری تابناک در خصوص عدم لزوم مراجعه به محضر برای خرید ف

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون سردفتران و دفترياران،اين جوابيه ‌در پي انتشار گزارشي با تيتر «براي خريد و فروش خودرو لازم نيست به محضر مراجعه کنيد!» تهيه و ارسال شده است كه متن نامه ارسالي كانون و پيوستهاي آن به شرح زير است:

 

مديرعامل محترم پايگاه خبري تابناک

با اهداي سلام و احترام

در پايگاه خبري تابناک مورخ 11بهمن1391 مطلبي منتشرشده است با تيتر «براي خريد و فروش خودرو لازم نيست به محضر مراجعه کنيد!» که متاسفانه سراسر، مشتمل بر مطالب خلاف واقع، کذب، توهين و افتراست و مي­ تواند از مصاديق تشويش اذهان عمومي باشد.

 

سپاسگزار خواهد بود دستور فرمائيد باتوجه به قانون اصلاح ماده1 قانون مطبوعات،مصوب جلسه علني روز يکشنبه مورخ 1388/9/8 مجلس شوراي اسلامي همين متن توضيحات کانون سردفتران(پيوست) عينا در آن خبرگزاري به اطلاع مردم برسد.

 

خاطرنشان مي­ کند براساس تبصره 4 ماده 23 قانون مطبوعات،کانون سردفتران و دفترياران حق خود را درجهت شكايت به مراجع قضايي درخصوص اين مطلب محفوظ مي­ داند.

 

مسلم آقاصفري

نايب رئيس کانون و مسئول دفتر روابط­ عمومي

 

 

چرا بايد مردم به خاطر اين همه نشر اکاذيب سرگردان شوند؟

نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمي الزامي است

 

1- قانونگذار، جاي هيچ‌گونه ابهامي را درباره موضوع نقل و انتقال خودرو باقي نگذاشته است و با تعويض پلاک، فقط و صرفا پلاک خودرو تعويض مي‌شود و برگ سبز صادره از مراکز تعويض پلاک نيز شناسنامه خودرو است و نه سند مالکيت و نقل و انتقال خودرو به موجب سندرسمي در دفاتر اسناد رسمي الزامي است.

 

براي مزيد اطلاع لازم به ذکر است که 26دي­ ماه سال 89 پس از حدود يک سال بررسي­ ها و جلسات متعدد کارشناسي در کميسون حقوقي و قضائي مجلس شوراي اسلامي، مرکز پژوهش­هاي مجلس، قوه قضائيه و دولت و در نهايت استماع اظهارنظر نمايندگان مخالف و موافق در صحن علني مجلس، سرانجام ماده 29 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي با راي اکثريت قاطع نمايندگان خانه ملت در اين روز تصويب شد و در ادامه به تائيد شوراي محترم نگهبان رسيد و لازم­الاجراست و هيچ­گاه شوراي نگهبان اين قانون را رد نکرده است و آنچه در اين گزارش در اين خصوص آمده،کذب محض و نسبت دادن آن به شوراي محترم نگهبان موجب سئوال است. (پيوست1)

 

2- عين متن ماده 29 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي چنين است: «نقل و انتقال خودرو به موجب سند رسمي انجام مي‌شود، دارندگان وسايل نقليه مکلفند قبل از هرگونه نقل و انتقال وسايل مذکور در دفاتر اسنادرسمي، ابتدا به ادارات راهنمايي و رانندگي يا مراکز تعيين‌شده از سوي راهنمايي و رانندگي براي بررسي اصالت وسيله نقليه، هويت مالک، پرداخت جريمه‌ها و ديون معوق و تعويض پلاک به نام مالک جديد مراجعه کنند.»

 

3- متن ماده 29 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي که عينا در بالا نقل شد، در مقام رفع ايراد شوراي نگهبان به سياق عبارت تبصره ماده 29 که موهم الزام به ثبت رسمي معاملات مربوطه بود، به تصويب مجلس محترم شوراي اسلامي رسيد که انتشار عين نامه شوراي محترم نگهبان بدون هيچ­گونه توضيحي مورد درخواست است.

 

شوراي محترم نگهبان طي نامه­اي در تاريخ 1389/4/23 به مجلس محترم شوراي اسلامي صراحتا ايراد گرفته بود که:

باتوجه به نسخ قوانين و مقررات در مواد 34 و 35 و باعنايت به سياق عبارت تبصره ماده 29 که موهم الزام به ثبت رسمي معاملات مربوطه است و نظر به اينکه حسب مقررات متعدد، درآمدهائي نظير حق­الثبت و ماليات و عوارض و حقوق دولتي و عمومي براي نقل و انتقال خودرو پيش­ بيني و  مخارجي نيز از اين محل درنظر گرفته شده است و از اين حيث که آيا ثبت رسمي معاملات اتوموبيل بايد صورت گيرد يا خير و بالنتيجه آيا درآمدها و حقوق مذکور وصول مي­ گردد يا خير ابهام دارد. (پيوست2)

 

4- لازم به يادآوريست که قوانين علي ­الاطلاق امري اند مگر آنکه درخود قانون فرد يا افرادي مستثني شوند. بر اين اساس، ماده29 يادشده امرکرده­ است که انتقال مالکيت به موجب سندرسمي بايد در دفاتر اسنادرسمي انجام شود.

 

5- اصولا در کجاي قوانين خصوصا ماده 29 مورد نظر، به نيروي انتظامي اجازه داده شده است که سند صادر کند که حال بحث شود که سند آنها رسمي است يا غير رسمي وکافي است يا ناکافي. مطلقا چنين حقي براي نيروي انتظامي وجود ندارد.

 

6- صدور سند رسمي، وظيفه قانوني دفاتر اسناد­رسمي و در صلاحيت آنهاست کما اينکه صدور گذرنامه، در صلاحيت نيروي انتظامي و صدور شناسنامه در صلاحيت سازمان ثبت احوال است. حال اگر حين تشريفات قانوني صدور، نياز به استعلام و يا عمليات مقدماتي اداري در نهادي ديگر است، به اين معنا نيست که آن نهاد پس از انجام آن تشريفات مقدماتي، اقدام مرحله­ي نهايي که قانون ضروري دانسته را انکار کند و اين­طور برداشت کند که صلاحيت انجام مرحله بعد را نيز دارد.

 

7- درخصوص آنچه در گزارش آن سايت خبري آمده که پرداخت هزينه ­هاي سند رسمي نقل و انتقال خودرو را اختياري عنوان کرده است، براي چندمين بار اعلام مي­دارد:

ازجمله هزينه­ هايي که به نقل و انتقال خودرو تعلق مي­گيرند براساس قانون، ماليات نقل و انتقال و حق­الثبت و حقوق عمومي و موارد قانوني هستند که بخش اصلي و عمده­ ي هزينه­ هاي ثبت سندرسمي نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمي بوده (حدود 85%) و طبق طبق تبصره1 ماده42 قانون ماليات بر ارزش افزوده، ماليات نقل و انتقال.

خودرو به فروشنده تعلق مي­گيرد و اخذ ماليات نقل و انتقال خودرو طبق ماده42 قانون ماليات بر ارزش افزوده برعهده دفاتر اسناد­رسمي است. (پيوست3)

ماليات نقل و انتقال خودرو، مالياتي است که قانونگذار در همين ماده42 صدرالاشعار، چگونگي دريافت، استثنائات، جرائم و مسئوليت­هاي مرتبط با دريافت آن را احصاء کرده و همه اينها در محدوده تکاليف و وظايف دفاتر اسناد رسمي است و سردفتر نسبت به آن مسئوليت مدني و کيفري و انتظامي دارد و پاسخگوست.

ماليات نقل و انتقال خودرو نيز مانند همه انواع ماليات­هاي ديگر حق جامعه است و اجباري است و اصولا مگر پرداخت ماليات و حقوق عمومي، اختياري­ اند؟

ماليات نقل و انتقال خودرو پس از وصول توسط دفاتر اسناد رسمي براساس قانون، به حساب سازمان امور مالياتي کشور واريز شده و حق ­الثبت به حساب بودجه عمومي کشور واريز مي­شود که از اين مبلغ نيز حسب آنچه قانون تعيين کرده، 42% به هلال احمر و 8% به شهرداري تعلق مي­ گيرد که بخشي از بودجه عمراني کشور است و اين وجوه طبق قانون حتي در موارد تنظيم اسناد وکالت هم بايد پرداخت شود و حتي ريالي از آنها نه به سازمان ثبت و نه به دفاتر اسنادرسمي تعلق ندارد.

 

8- به آن سايت محترم خبري يادآوري مي­ نمايد که همانطور که در بند يک گفته شد، موارد مطرح شده در اين گزارش، قبلا بارها و بارها به اشکال مختلف مطرح شده­ اند و طرح دوباره اين موضوعات، دو سال پس از تصويب قانون در مجلس شوراي اسلامي جاي سئوال دارد آن هم درحاليکه اين اظهارات، از نظر قانون و رسميت نقل و انتقال خودرو محل اشکال است و مورد مخالفت صريح معاون محترم قوه قضائيه و رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و وزير محترم دادگستري نيز قرارگرفته است(پيوست4) و مي­ تواند سبب جلوگيري از وصول ماليات و حق ­الثبت(حقوق عمومي) و کاهش درآمدهاي دولت شود.

9- قانون حمل و نقل و عبور کالاهاي خارجي از قلمرو جمهوري اسلامي ايران مربوط به ترانزيت خودرو يا کالا از قلمرو جمهوري اسلامي ايران است و هيچ ارتباطي به نقل و انتقال خودرو ندارد. (پيوست5)

 

اين ماده، ابتدا چنين بوده است: «ماده22- نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران موظف است ظرف مهلت مقرر با رعايت قوانين و مقررات مربوطه نسبت به صدور گواهينامه بين­ المللي، پلاک ترانزيت و دفترچه مالکيت براي رانندگان و کاميون­هايي که قصد فعاليت در خطوط بين­ المللي دارند، با پيشنهاد سازمان حمل و نقل و پايانه­ هاي کشور صادر نمايد.» نظر شما را به مشروح مذاکرات مجلس شوراي اسلامي درهنگام تصويب اصلاحيه ماده 22 و عين اظهارات نماينده دولت جلب مي­ کنيم.(پيوست6)

 

نماينده دولت/ مسعودپور (معاون حقوقي رياست جمهوري)

«بسم الله الرحمن الرحيم  سلام عليكم و رحمة الله

 

ترديدي نيست كه ما عبور و مرور و حمل و نقل فرامرزي را در كشور داشتيم و داريم، آنچه كه در ماده 22 قانون حمل و نقل سابق يعني صدور گواهينامه رانندگي و «كاپتاژ» كاملاً بروز داشته مسؤوليت اسناد مالكيتي قيد و ذكر شده بود.

سه سطر پايين ماده 22 پيشنهاد مصوبه كميسيون درواقع بعد از ورود خودروها و كاميونهاي مربوط به بخش توريست و بخش ترانزيت نظارت انتظامي كاملي بر آنها شايد نبود كه البته مربوط به بخش انتظامي هم نبود. لذا ماده22 كنوني آمده وظايف را به دو بخش تقسيم كرده، بخش اول بوده كه قبلاً هم بوده، بخش دوم «كاپتاژي» مسؤوليت صدور اسناد آنچه كه قبلاً در قانون بروز و ظهور نداشته، نظارت و برنامه ­ريزي توسط بخش خصوصي سازمان جهانگردي بر حمل و نقل براي توريسم و براي ترانزيت، عمده اصلاحي كه در ماده صورت گرفته به اين جهت است. بنابراين چون لايحه است، دولت موافق است كه عزيزان هم بزرگواري بفرمايند و به لايحه رأي بدهند. والسلام عليكم»

 

10- درخصوص اشاره به لايحه قانوني نحوه نقل و انتقالات وسايل نقليه موتوري مصوب شوراي انقلاب در مرداد سال 59، در متن گزارش، موجب شگفتي از اين همه بي­ دقتي نويسنده گزارش فراهم­ شد. يادآوري مي­ نمايد که لايحه قانوني نحوه نقل و انتقالات وسايل نقليه موتوري مصوب شوراي انقلاب، در ماده 35 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي لغو شده است! تمسک به يک قانون لغو شده براي استدلال، را چه مي­ توان نام نهاد؟




 : مرتبه
+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1391ساعت19:34 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

ابلاغ دستورالعمل حذف اوراق بهادار در دفاتر اسناد رسمی


دستورالعمل حذف اوراق بهادار در تنظیم اسناد رسمی و "

نحوه استفاده دفاتر اسناد رسمی از سامانه ثبت الکترونیکی اسناد"

 متن دستورالعمل به شرح ذیل است:

نظر به اینکه در راستاي اجراي بند « و» ماده 46 و بند « م» ماده 211 قانون برنامه پنج ساله توسعه جمهوري اسلامي ايران و بند ج ماده 12 قانون ارتقاء سلامت نظام اداري و مقابله با فساد و به عنوان يکي از مقدمات اجرايي شدن ثبت آني معاملات، اوراق مورد استفاده در تنظيم اسناد رسمي (يک برگي، نيم برگي و خلاصه معاملات املاک ثبت شده و در جريان ثبت) از عداد اوراق بهادار خارج می گردد و دفاتر اسناد رسمي بايد اوراق مورد نياز خود را به شرح ذیل از طريق «سامانه ثبت الکترونيکي اسناد» به نشاني www.ssar.ir  تهيه نمایند لذا تکالیف و ضوابط مربوط به شرح آتی است:

ماده 1- امکان بهره برداري دفاتر اسناد رسمي از «سامانه ثبت الکترونيکي اسناد» به منظور تهيه اوراق سند رسمی و خلاصه معامله در جريان ثبت از تاريخ 15/12/1391 فراهم است و سران دفاتر مي توانند اوراق مورد نياز خود را براي شروع استفاده در سال 1392، تهيه نمايند لیکن تنظیم سند با استفاده از اين اوراق از ابتدای سال 1392 مجاز خواهد بود.

تبصره: با توجه به بهره ­برداری دفاتر اسناد رسمی از سامانه مدیریت جامع املاک سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، صدور و ارسال خلاصه معامله املاک ثبت شده، مطابق دستورالعمل "ثبت الکترونیکی خلاصه معاملات املاک" خواهد بود.

ماده 2- دفاتر اسناد رسمي از تاريخ 1/1/1392 مجاز به استفاده از اوراق بهادار فعلی نبوده و مکلفند اوراق سند رسمي و خلاصه معامله املاک ثبت شده را مطابق این دستورالعمل از «سامانه ثبت الکترونيکي اسناد» تهيه نموده و براي تنظيم اسناد رسمي مورد استفاده قرار دهند.

ماده 3- دفاتر اسناد رسمي تا پايان اسفند ماه سال 1391 مطابق رويه جاري از اوراق بهادار يک برگي و نيم برگي و خلاصه معاملات املاک ثبت شده و در جريان ثبت استفاده و سپس باقيمانده اوراق بهادار مذکور را حداکثر تا پايان ارديبهشت ماه سال 1392 به ادارات و واحدهاي ثبتي مربوط تحويل و رسيد دريافت نمايند.

4- ادارات و واحدهاي ثبتي مکلفند مطابق اطلاعاتي که از سابقه فروش اوراق بهادار به هر يک از دفاتر اسناد رسمي در اختيار دارند، صورت جلسه اي مشتمل بر آخرين اطلاعات مربوط به موجودي اوراق هر دفترخانه و تعيين   اوراق استفاده شده و باطله و اعلام سردفتر مبني بر اينکه هيچ گونه برگه اي از اوراق بهادار قبلي در دفترخانه باقي نمانده، تنظيم و مانده اوراق دفاتر را تحويل گرفته و تا تعيين تکليف نهايي در محلي امن و تحت نظارت  نماينده حفاظت و اطلاعات نگهداري نمايند.

ماده 5- مشخصات اوراق مورد استفاده در تنظیم اسناد رسمی که به وسیله سامانه ثبت الکترونیکی اسناد تولید می گردد، به شرح زیر است:

5-1-    چاپ اوراق اعم از برگ سند رسمی و برگ خلاصه معامله املاک در جریان ثبت، توسط این سامانه، صرفا" در قطع A4 می­باشد.

5-2-    هر یک از اوراق چاپ شده توسط سامانه، دارای یک شناسه یکتا و رمز تصدیق بوده که در صدر اوراق چاپ        می­شود. این شناسه و رمز، ملاک شناسایی و تصدیق اوراق در سامانه خواهد بود.

5-3-    مشخصات دفترخانه، شامل نام و نشانی دفترخانه و نام سردفتر، توسط سامانه، در صدر اوراق چاپ می­شود. همچنین اوراق چاپ شده توسط سامانه، دارای یک بارکد دوبعدی حاوی نام دفترخانه و نام سردفتر می­باشد.

5-4-    در اوراق چاپ شده توسط سامانه، محل امضای سردفتر و مهر دفترخانه در سمت راست بالای اوراق و محل امضای دفتریار در سمت چپ بالای اوراق منظور شده است.

5-5-    در اوراق چاپ شده توسط سامانه، محل ثبت وجوه دریافتی برای تنظیم سند، در پایین اوراق منظور شده است.

ماده 6- سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به منظور استفاده دفاتر اسناد رسمی از سامانه ثبت الکترونیکی اسناد به جهت چاپ اوراق، شناسه کاربری (کد یکتای دفترخانه) و رمز عبور اختصاصی (رمز اولیه: نام کاربری در سامانه مدیریت جامع املاک) برای هر سردفتر منظور خواهد نمود. حفظ محرمانگی و حفاظت از این شناسه کاربری و رمز عبور، بر عهده شخص سردفتر می­باشد.

ماده 7- سردفتر در ابتدا با مراجعه به سامانه تعداد 100 برگ اوراق جهت تنظیم سند رسمی و در صورت نیاز 50 برگ اوراق مربوط به تنظیم خلاصه معامله املاک در جریان ثبت دریافت می­نماید. متعاقباً به میزان مصرف اوراق مصرف شده و ورود اطلاعات اوراق استفاده شده (مطابق ماده 8)، سردفتر می­تواند به همان میزان اوراق جدید دریافت نماید.

ماده 8- با توجه به اینکه نظارت لازم بر میزان دریافت و چگونگی استفاده از اوراق و ثبت اطلاعات در سامانه از طرف سازمان ثبت اسناد و املاک صورت می­پذیرد، لذا سردفتر اسناد رسمی مکلف است حداکثر ظرف 10 روز از تاریخ تنظیم سند رسمی یا خلاصه معامله املاک در جریان ثبت، در اوراق دریافت شده با ورود به سامانه، نوع سند تنظیم شده، در هر برگه دریافتی به علاوه شماره ثبت دفتر و تاریخ ثبت در دفتر را در سامانه ثبت نماید.

تبصره- پس از ثبت اطلاعات اوراق استفاده شده، امکان ویرایش این اطلاعات در سامانه وجود نخواهد داشت. لذا سردفتر مکلف است در ثبت اطلاعات در سامانه، نهایت دقت را به عمل آورد.

ماده 9- چنانچه اوراق مذکور در حین دریافت از سامانه دچار اشکال در چاپ یا پارگی و غیر قابل استفاده گردید، سردفتر مکلف است نسبت به امحاء آن اقدام و مراتب را در سامانه درج نماید. همچنین در صورتی که اوراق دریافت شده به هر دلیلی مفقود گردید یا به سرقت رفت، سردفتر مکلف است ضمن درج در سامانه، مراتب را به اداره ثبت محل و مرجع انتظامی ذیصلاح اعلام نماید.

ماده 10- نظر به اینکه هر یک از اوراق دریافتی از سامانه دارای شناسه اختصاصی و یکتا و رمز تصدیق است، لذا تهیه و چاپ اوراق خارج از سامانه مذکور با استفاده از سایر امکانات نرم­افزاری یا تهیه تصویر از این اوراق مجاز نبوده و تنظیم سند توسط دفاتر، می­بایست صرفاً در اوراق چاپ شده از طریق سامانه صورت گیرد.

ماده 11- سردفتران اسناد رسمی و ذینفعان می­توانند برای کنترل اصالت اوراق، شناسه یکتا و رمز تصدیق مندرج در بالای اوراق را در سامانه وارد و اطلاعات مرتبط با سند (شامل دفترخانه دریافت­کننده اوراق، نوع، شماره ثبت و تاریخ سند تنظیم شده) را رویت نمایند.

ماده 12- با توجه به اینکه اطلاعات دفتر اسناد رسمی (شامل نام، نشانی و شماره تلفن دفترخانه)، توسط سامانه در صدر اوراق چاپ می­شود، لذا در صورت نادرست بودن این اطلاعات، دفتر اسناد رسمی مکلف است با رجوع به سامانه، نشانی و شماره تلفن صحیح دفترخانه را اعلام نماید.

مدیران کل ثبت اسناد و املاک استان­ها، رؤسای واحدهای ثبتی، کانون سردفتران و دفتریاران، همچنین کلیه سردفتران و دفتریاران مکلف به اجرای این دستورالعمل هستند. معاونین سازمان و مدیران کل بازرسی و رسیدگی به شکایات، حفاظت و اطلاعات و دفتر توسعه فناوری و اطلاعات، مسئولیت نظارت بر حسن اجرای این دستورالعمل را بر عهده دارند.

احمد تویسرکانی

معاون رئیس قوه قضاییه و

رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

 

 

رونوشت: رؤسای محترم کل دادگستری های استان­ها  جهت آگاهی




 : مرتبه
+نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1391ساعت19:10 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

دیدار معاونت محترم قوه قضائیه و ریاست سازمان ثبت اسناد و املاک کشور دکتر تویسرکانی باحضور مدیر کل اد

دیدار صمیمی دکتر تویسرکانی معاون محترم قوه قضایئه و ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و هیئت همراه آقایان شاهرخیان معاونت محترم توسعه منابع انسانی و پشتیبانی و آقای بکائیان معاونت محترم املاک و آقای طاهر زاده مدیرکل محترم حفاظت اطلاعات سازمان ثبت و آقای مقدس مدیر کل بازرسی سازمان ثبت با حضور رياست  محترم و  دلسوز و توانای اداره کل ثبت اسناد و املاک استان خوزستان جناب آقای مهدی اقبال با  کارکنان اداره کل ثبت اسناد و املاک استان  و  واحدهای ثبتی تابعه و سران دفاتر اسناد رسمی در روز سه شنبه مورخ ۳/11/91 صورت پذیرفت . این نشست بعد از نماز ظهر با تلاوت آیاتی چند از قرآن مجید آغاز و  سپس مدیر کل محترم  ثبت اسناد و املاک خوزستان جناب آقای اقبال ضمن خوش آمد گویی به رياست محترم سازمان ثبت اسناد و املاك كشور و هيئت همراه و مسئولین و روسای دادگستری استان و کلیه کارکنان و پرسنل ثبت و سران دفاتر اسناد رسمی به تشریح فعالیتهای گسترده و اقدامات تخصصی ثبتی صورت گرفته  در این استان پرداخت و عنوان نمودند : اين استان با داشتن ۱۷ واحد ثبتی و ۳۱۹ دفتر خانه اسناد رسمی  و ۹۸ دفترخانه ازدواج و ۲۴ دفترخانه طلاق و با توکل به خدا و استناد و تکیه به رویکرد های ثبت نوین ، در راستاي تحقق این آرمانها وسياستها  تلاش مضاعف نموده و مینماید  ، سپس جناب آقای  دکتر تویسرکانی ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کشور  با توصیف اینکه  خوزستان کربلای ایران  و مشهد شهداست افزود  خوزستان  حماسه ساز ۸ سال دفاع مقدس بوده  و طی آن از کلیه حضار و پرسنل و کارکنان ثبت و دفاتر اسناد رسمی استان بجهت تلاش و همراهی و همدلی در پیشبرد سیاستهای راهبردی و برون رفت از مشکلات فراروی این مهم تشکر و قدر دانی نمود و در این مورد خاطر نشان فرمودند : همانطور که می دانیم سازمان ثبت اسناد و املاک محل رجوع آحاد مردم است و سازمان ثبت خدمات بسیار گسترده و فراوانی را در جهت خدمت رساني به مردم انجام میدهد و تمامی افراد و مجموعه سازمان ثبت نسبت به ارائه خدمات ثبتی به مردم شرعا" پاسخگو ميباشند و همه همکاران و پرسنل این مجموعه خدمت رساني به مردم را وظیفه شرعی خود ميدانند  و راه  برون رفت از مشكلات فرا روي ثبت نوين و الكترونيكي را تلاش ُهمدلی ُ هوشمندی و همکاری و مجاهدت تمامي همكاران در تمام بخشهاي سازمان ثبت  دانست و اشاره نمودندُ با توجه به اینکه  تاکنون سازمان ثبت اسناد و املاک سابقه ای بیش از ۱۰۰ سال فعالیت را گذرانده  ولی با توجه به رشد و توسعه شهر ها  و جمعیت و افزایش مسئولیتها و وظایف و گسترش خدمات و متاسفانه ثابت بودن منابع و امکانات‌، در آینده این پدیده ُبجهت ارائه خدمات ثبتی ما را به بن بست خواهد کشاند ، بنابراین  میبایست یک تصمیم تاریخی صورت مي پذيرفت که آن  همانا روی آوردن به ثبت نوین و به تعبیری بازنگری در فرایند و خدمات و اجرای سیاست های راهبردی و برنامه ریزی در بهبود شرایط ثبت بود تا به عنوان یک محور برای  نيل به اهداف متعالي قرار گیرد   و از  آحاد همکاران و در مجموعه ثبت و سردفتران اسناد رسمي خواست که دورنمای اهداف سازمان ثبت را درک کنند و ببینند نقطه مطلوب گامهای سازمان کجاست تا بوسیله شناخت و درك آنها به مقصد مطلوب برسيم و همچنین افزود که سازمان ثبت در تمام حوزه های فعالیت های خود ،  اعم از تثبیت مالکیت اموال غیر منقول و امور املاک و حوزه امور اسناد شامل دفاتر اسناد رسمی و ازدواج وطلاق و ثبت شرکتها و موسسات غیر تجاری یا در هر يك از حوزههاي  اجراء و غيره در حال تحول و گذار از مرحله سنتی به مرحله نوین و الکترونیکی است و چنانچه این اهداف محقق گردند ،  باعث کاهش شدید مراجعات مردم و رفع تردد ها و کاهش هزینه ها خواهد شد . دکتر تویسرکانی خاطر نشان کرد که سالانه  بیش از  ۳۵ میلیون از مجموع خدمات ثبتی از سوی سازمان ثبت و بیش از ۱۰۰ میلیون خدمات ثبتی از سوی دفاتر اسناد رسمی  با حضور فيزيكي  مردم در مجموعه ثبت اسناد و املاک کشور صورت ميگيرد  که با الکترونیکی شدن و راهبری نمودن ثبت نوین مراجعات غیر ضروری مردم به دستگاهای اجرایی ثبتی حذف و موجب  عدم بروز آسیب به منابع انسانی و  حفظ سلامت اداری کارکنان نیز خواهد گردید و خبر داد  که در آینده بدنبال هوشمند کردن خدمات در تمام حوزه های ثبتی میباشیم  .و در ادامه بحثها پیرامون  تشکیل کانون سردفتران و دفتر یاران در استان خوزستان نیز اعلام فرمود كه این استان  با توجه به داشتن پتانسیل مطلوب  و توان لازم ميتواند داراي كانون سردفتران و دفتر ياران مستقل باشد و در این مورد قول مساعد داد و گفت: عليرغم اعلام قبلي خود که در  قانون اصلاحی دفاتر اسناد رسمی نیز آمده و در مجلس شورای اسلامی نیز در حال بررسی است ، ما ميتوانيم بخش عمده اي از  وظایف کانون مرکز را به کانونهای هر استان  محول کنیم و همجنين  در خصوص آن بخش از وظایف ملی که کانون مرکز انجام میدهد، گفت : كانونهاي هر استان میتوانند با تشكيل شورای سردفتران منتخب در  هر استان نسبت به آن بخش هم اقدام نمايند . ایشان در ادامه افزود  در آينده دفاتر اسناد رسمي به عنوان دفاتر پيشخوان خدمات قضايي معرفي خواهند گرديد و در اين راستا نيز تعامل و تبادل ارتباطي با مجموعه ادارات ثبت و دفاتر اسناد رسمي و ازدواج وطلاق و بخش اجرا  دستگاه قضايي و سازمانهايي كه نيازمند تبادل اطلاعات مرتبط  هستند به شكل الكتونيكي و تحت شبكه اينترنتي متصل صورت خواهد پذیرفت .

 




 : مرتبه
+نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1391ساعت14:49 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

هفته سند رسمی و 6 دی روز سردفتر گرامی باد

هفته سند رسمی و 6 دی روز سردفتر گرامی باد


 : مرتبه
+نوشته شده در پنجشنبه هفتم دی 1391ساعت11:9 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

ششم دی ماه برگزار می­ شود:نخستین همایش نقش و جایگاه سند رسمی

ششم دی ماه برگزار می­ شود:نخستین همایش نقش و جایگاه سند رسمی

شـــرح خـبر : به گزارش پایگاه اطلاع­ رسانی کانون سردفتران و دفتریاران، این کانون با همکاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور نخستین همایش«نقش و جایگاه سند رسمی در نظم حقوقی» را در این روز برگزار خواهد کرد.

محورهای علمی و متن فراخوان کمیته علمی همایش به محض آماده شدن، از طریق پرتال کانون و صفحه اختصاصی همایش در پرتال به­ نشانی www.notary.ir/hamayesh6dey به اطلاع خواهد رسید.




 : مرتبه
+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1391ساعت8:22 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

اقدام سریع وبلاگ نویسان گامی در اطلاع رسانی همایش 6 دی

همکاران بزرگوار طبق اطلاع واصله بعلت مشکلات فنی برای سرور همایش 6 دی اطلاعات ایمیل مخصوص دریافت مقالات علمی همایش دچار اختلال شده لذا از عزیزان وبلاگ نویس استدعا دارم اطلاعیه زیر را در وبلاگهای خود قرار دهید تا رهگذران فضای مجازی از موضوع اطلاع حاصل نمایند و مجددا چکیده مقالات را به ایمیل جدید همایش ارسال نمایند

متن اطلاعیه :

قابل توجه حقوقدانان محترم و همکاران عزیز که قبلا چکیده مقالات خود را به آدرس ایمیل اعلامی همایش ارسال داشته اند، و تاکنون پاسخ و اعلام وصول دبیرخانه همایش را دریافت ننموده اند، و عزیزانی که قصد ارسال مقالات خود به دبیرخانه همایش را دارند اما با مشکل مواجه می شوند؛ با توجه به بروز اشکالاتی در آدرس ایمیل اعلامی قبلی، خواهشمند است چکیده مقاله یا مقالات ارسالی خود را مجددا به آدرس ایمیل دبیر کمیته علمی همایش  M_sohrabi_b@yahoo.com ارسال نمایند.
به گزارش دبیرخانه برگزاری نخستین همایش نقش و جایگاه سند رسمی در نظم حقوقی، پاره ای از اختلالات موجود در سرور، موجب ارتباط ناقص ارسال کنندگان مقالات با دبیرخانه شده از این رو، از تمامی محققان و حقوقدانان خواهشمندیم از ارسال ایمیل مقالات خود به آدرس قبلی خودداری و چکیده مقالات خود را به آدرس جدید ارسال نمایند.
در این راستا، استدعا داریم کلیه همکاران، محققان و حقوقدانانی که قبلا مقالات خود را ارسال نموده اند لیکن پاسخی از دبیرخانه همایش دریافت نکرده اند ضمن عذرخواهی، مجددا اقدام به ارسال چکیده ی خود به آدرس دبیر کمیته علمی که در متن این خبر ارائه شده اقدام هرچه سریعتر نمایند.
قابل ذکر است که دبیرخانه همایش به تک تک مقالات دریافتی، ایمیل اعلام وصول را ارسال داشته و همچنان این روند ادامه دارد و هریک از عزیزان که ایمیل پاسخ دبیرخانه را دریافت نکرده اند این موضوع باید به منزله عدم وصول چکیده مقاله ایشان به دبیرخانه تلقی گردد.
با سپاس- کمیته علمی همایش

باتشکر از دفتر۳ یزد جناب آقای طباطبایی



 : مرتبه
+نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت9:49 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

آسیب شناسی قوانین نقل و انتقال سوابق، بین صندوق های بیمه و بازنشستگی

مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، قوانین نقل و انتقال سوابق بین صندوق های بیمه و بازنشستگی را مورد بررسی قرار داد و پیشنهادهای اصلاحی در این زمینه ارائه کرد.

به گزارش روابط عمومی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، دفتر مطالعات اجتماعی این مرکز، ضمن بیان مشکلات شاغلین برای نقل و انتقال سوابق خود بین صندوق های بیمه و بازنشستگی اعلام کرد:
امروزه یکی از مشکلات عمده شاغلین به ویژه کارکنان دولت و شرکت های دولتی که بنا به دلایلی زودتر از موعد مقرر (رسیدن به شرایط بازنشستگی، از کارافتادگی و فوت) ناچار یا به دلخواه، محیط استخدامی خود را ترک و در محیط دیگری اشتغال می یابند یا در همان محیط، تداوم اشتغال داشته، لکن صندوق دیگری را اختیار می کنند، انتقال سوابق بیمه ای از صندوقی به صندوق دیگر است.
قوانین متعدد و مختلف (تاخیر در پاسخ دهی دستگاه ها به دلیل تطبیق شرایط فرد انتقال دهنده سابقه با قوانین موجود) ، تحمیل هزینه بسیار بالا و سنگین برای ذینفعان (به ویژه افرادی که دارای سابقه بالای خدمتی بوده و به راحتی قادر به پرداخت مابه التفاوت آن نبوده و گاه نیز از سوابق خدمتی خود به دلیل هزینه سنگین، صرفنظر می کنند) عدم امکان انتقال سوابق توسط بازماندگان بیمه شده، توجه صرف قوانین موجود در جهت نفع اقتصادی صندوق ها، عدم انتقال سوابق خدمت غیررسمی کارکنان و... مشکلات بسیاری را برای دستگاه ها و شاغلین به وجود آورده است که نتیجه آن، سرگردانی ، بلاتکلیفی و ایجاد دغدغه و آشفتگی فکری و نارضایتی نیروهای فعال جامعه را به دنبال دارد.
بر پایه این گزارش تسهیل جابجایی بیمه شدگان بین دستگاه های اجرایی مختلف در بخش دولتی یا خصوصی و همچنین سهولت تغییر وضعیت شاغلان به اقتضای شرایط محیط کار در وضعیت کنونی یک ضرورت است. این موضوع به خصوص هنگام واگذاری برخی از شرکت های دولتی یا برخی از وظایف دستگاه های اجرایی به بخش خصوصی ، اهمیت مضاعف می یابد. در این حالت، سوابق بیمه ای کارکنان و امکان تداوم پوشش بیمه ای آنها باید محفوظ بماند و حقی از آنها ضایع نشود.
در پایان گزارش مذکور آمده است: این بررسی نشان می دهد که قوانین و مقررات موجود برای تحقق هدف مذکور کافی نیستند و قوانین موجود در برخی از موارد، انتقال سابقه را عملا ناممکن می سازند همچنین ، انتقال سوابق، مستلزم پرداخت هزینه های سنگینی به عنوان مابه التفاوت و طی مراحل اجرایی دشوار از سوی بیمه شده است. ضمن آنکه حتی با پرداخت این هزینه ها نیز بهره گیری از سوابق منتقل شده مشروط به شرایطی است که ممکن است عملا تحقق نیابد.
تعدد قوانین و نابسامانی در مقررات قانونی، تنظیم یک سویه مقررات به نفع صندوق ها و عدم رعایت حقوق بیمه شده، تفاوت های تبعیض آمیز در وضعیت های مختلف، عدم اجرای برخی از قوانین مربوط از دیگر مشکلات پیش روی موضوع نقل و انتقال سوابق است. بنابراین، اصلاح کلیه قوانین مرتبط با موضوع نقل و انتقال سوابق لازم و ضروری به نظر می رسد.



 

http://rc.majlis.ir/fa/news/show/821932


 




 : مرتبه
+نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان 1391ساعت9:41 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

ثبت رسمی، نظم حقوقی جامعه را ارتقاء می دهد

ثبت رسمی، نظم حقوقی جامعه را ارتقاء می دهد

رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور گفت: توجه به ثبت رسمی و نهادینه سازی فرهنگ ثبت رسمی در جامعه زمینه ساز ارتقاء نظم حقوقی و سلامت امور می شود.

 

به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون سردفتران و دفترياران به نقل از پرتال سازمان ثبت اسنادو املاك كشور، معاون قوه قضائیه و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور جلسه شورای قضایی استان زنجان با تأکید بر اهمیت و جایگاه ثبت رسمی معاملات در سلامت امور و ارتقاء نظم حقوقی در جامعه گفت: بسیاری از هزینه های کنونی و حجم عظیم پرونده های قضایی و .... و سوء استفاده های مختلف ناشی از عدم توجه جامعه به رسمی سازی معاملات و رفتارهای اقتصادی است.

 

دکتر "احمد تویسرکانی" افزود: ثبت و محکم سازی بنیان رفتار اقتصادی در جامعه اسلامی به عنوان یک تأکید دینی نیز مورد توجه بوده و می تواند از آن به یک معروف رفتاری یاد کرد.

 

وی گفت: هم اکنون بخش زیادی از پدیده زمین خواری ماحصل کم توجهی و عدم اهتمام دستگاههای متولی حفظ و حراست از اراضی و انفال است و با سنددار شدن این عرصه ها میزان تعرضات و سوء استفاده ها به نحو چشمگیری کاهش یافته و حتی از بین می رود.

 

تویسرکانی با اعلام آمادگی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در همکاری با دستگاههای متولی حفظ و حراست از اراضی برای سنددار کردن این اراضی تأکید کرد: دستگاهها برابر قانون و رسالت سازمانی خود موظف و مکلف به داشتن احاطه اطلاعاتی بر این عرصه ها و مواظبت و مراقبت از آنها از طریق سنددار نمودن آن هستند.

 

وی گفت: راهبرد اصلی و جدی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور تغییر در فرآیندهای خدمات رسانی ثبتی و شفاف سازی و سرعت در انجام امور از طریق استفاده از فضاهای مجازی و بدون مراجعه مردم به واحدهای ثبتی است و علیرغم کمبودها و مشکلات زیاد در عرصه اعتبارات و نیروی انسانی با جدیت در این راه گام برمی داریم.

 

تویسرکانی گفت: ارائه سالیانه قریب به 34 میلیون خدمت در مجموعه ثبت اسناد و املاک مؤید نقش و جایگاه مؤثر و حیاتی این سازمان در تصمیمات فردی و اجتماعی جامعه است و اگر بتوان با ارائه شیوه های نوین از حجم مراجعات مردمی برای اخذ این خدمات کم کرده و علاوه بر صرفه جویی در بسیاری از هزینه های عمومی از جمله سوخت، زمان، آلودگی هوا، باعث جلوگیری از جرائم و تخلفات مختلف خواهد بود.

 

وی یادآور شد: هم اکنون ارائه خدمات ثبتی در حوزه پاسخگویی به استعلامات، ثبت اختراعات و ثبت شرکت ها با مسئولیت محدود از طریق سامانه های اینترنتی تعریف شده انجام می گیرد و در اجرای قانون تعیین تکلیف در اراضی و ساختمانهای فاقد سند که از اول آبان ماه در کشور اجرا می شود نیز درخواست ها باید از طریق سیستم و بدون مراجعه به واحدهای ثبتی ارائه شود.

 

تویسرکانی تأکید کرد: به کمک همه مدیران اداری و قضایی در جهت تصمیم و گسترش فرهنگ ثبت رسمی در کشور نیازمند هستیم از طرحها و نظرات آنان در بهبود خدمات ثبتی استقبال می کنیم.

 

 




 : مرتبه
+نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1391ساعت9:58 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

از سوی بانک مرکزی به شبکه بانکی ابلاغ شد؛ دستورالعملهای اجرایی عقد استصناع و عقد خرید دین

از سوی بانک مرکزی به شبکه بانکی ابلاغ شد؛ بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، طی بخشنامه ای «دستورالعملهای اجرایی عقد استصناع و عقد خرید دین» را برای اجرا به کلیه بانکهای دولتی، ‌غیردولتی، شرکت دولتی پست بانک و موسسه اعتباری توسعه ابلاغ کرد

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، طی بخشنامه ای «دستورالعمل های اجرایی عقد استصناع وعقد خرید دین» را برای اجرا به کلیه بانکهای دولتی، ‌غیردولتی، شرکت دولتی پست بانک و موسسه اعتباری توسعه ابلاغ کرد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت به نقل از روابط عمومی بانک مرکزی، در این بخشنامه آمده است: براساس مصوبه یک‌هزار و یک‌صد و بیست و هشتمین جلسه مورخ بیست و پنجم تیرماه سال نود شورای پول و اعتبار مقرر شد؛ به منظور ایجاد وحدت رویه در خصوص انجام عملیات حسابداری مربوط به اعطای تسهیلات در قالب عقود مذکور در شبکه بانکی کشور و در راستای اعمال صحیح تسهیلات اعطایی یاد شده در حسابها و دفاتر مالی بانکها و مؤسسات اعتباری «دستورالعمل حسابداری عقد استصناع» و «دستورالعمل حسابداری عقد خرید دین» تهیه و در دوازدهمین جلسه مورخ بیست و ششم شهریورماه سالجاری کمیسیون مقررات ‌و نظارت مؤسسات اعتباری بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران مصوب شد. 
سرفصل حسابهای دفتر کل جدید مورد نیاز برای انجام عملیات حسابداری تسهیلات اعطایی در قالب عقود فوق‌الذکر، پیش‌تر طی بخشنامه‌های شماره 141630/91 و 141033/91 مورخ 28/5/1391 اداره نظارت بر موقعیت مالی بانکها و مؤسسات اعتباری این بانک ابلاغ شده است. 

استصناع

استصناع عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین در مقابل مبلغی معین، متعهد به ساخت (تولید، تبدیل و تغییر) اموال منقول و غیرمنقول، مادی و غیرمادی با مشخصات مورد تقاضا و تحویل آن در دوره زمانی معین به طرف دیگر می شود.

بانکها می توانند به منظور گسترش بخشهای تولیدی از قبیل صنعت و معدن، مسکن و کشاورزی، تسهیلات لازم را به مشتریان در قالب عقد استصناع اعطا کنند. بانکها ساخت موضوع استصناع را در قالب قرارداد استصناع دیگری به سازنده واگذار می کنند.

اموال موضوع عقد استصناع نباید ساخته شده باشد و باید دارای مشخصات مورد تقاضا و برخوردار از استانداردهای قابل قبول در کشور بوده و ویژگی های آن از قبیل اندازه، حجم، کیفیت، کمیت و غیره به طور صریح در عقد ذکر شود.

در عقد استصناع مبلغ و نحوه پرداخت آن باید معلوم و مشخص باشد.
خرید دین

خرید دین قراردادی است که به موجب آن شخص ثالثی دین مدت دار بدهکار را به کمتر از مبلغ اسمی آن به صورت نقدی از داین خریداری می کند. بانکها می توانند به منظور ایجاد تسهیلات لازم برای تمامی بخشهای اقتصادی، دیون موضوع اسناد و اوراق تجاری مدت دار متقاضیان را خریداری کنند.

اسناد و اوراق تجاری به آن دسته از اسناد و اوراق بهادار اطلاق می شود که مفاد آن حاکی از طلب حقیقی متقاضی باشد.

بانکها مکلفند قبل از خرید دین موضوع اسناد و اوراق تجاری، از حقیقی بودن دین و نقدشوندگی آن در سر رسید اطمینان حاصل کنند. دستورالعمل اجرایی عقود استصناع، مرابحه و خرید دین در چارچوب قوانین و مقررات توسط بانک مرکزی تهیه و به تصویب شورای پول و اعتبار خواهد رسید.


 

http://www.dolat.ir/ NSite/FullStory/?Id=221040




 : مرتبه
+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت1:40 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

پایان مهرآغاز ثبت الکترونیکی درخواست صدور سند رسمی برای اراضی فاقد سند

دکتر تویسرکانی  رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور  گفت:

کد خبر: 80368440 | تاریخ خبر: 22/07/1391

به گزارش خبرنگار اجتماعی ایرنا، ˈاحمد تویسرکانیˈ در حاشیه امضای تفاهم نامه معافیت مددجویان از پرداخت حق التحریر ثبت اسناد رسمی، افزود: تمامی درخواست ها به صورت غیر حضوری است و افراد باید از طریق سامانه این سازمان تقاضای خود را به همراه مدارک خواسته شده ثبت کنند.

وی تصریح کرد: تمامی تقاضاها بدون حضور متقاضی انجام خواهد شد و تمامی آیین نامه ها و دستورالعمل های مربوطه در سایت این سازمان قابل مشاهده است.

رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور درباره آن دسته از هم وطنانی که امکان دسترسی به شبکه اینترنتی را ندارند نیز گفت: این افراد می توانند با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی درخواست خود را به همراه مدارک در سامانه ثبت کنند.

وی تعداد دبیرخانه های فعال برای بررسی این تقاضاها را در سراسر کشور، 420 دبیرخانه اعلام کرد و ادامه داد: پیش بینی می شود، بیش از پنج میلیون متصرفانی باشند که زمین یا ساختمان آن ها فاقد سند رسمی است.

تویسرکانی با اشاره به این که تعدادی از این متصرفان را نهادها و دستگاه هایی تشکیل داده اند که به موجب قانون وظیفه حفظ از اراضی و یا محدوده های خاص را دارند، گفت: اگر این سازمان ها، برای متصرفات خود سند رسمی دریافت دارند، مشکل تصرف غیر قانونی یا زمین خواری پیش نخواهد آمد.

وی با بیان این که در بخش عمومی و بیت المال هنوز وضعیت مناسبی به لحاظ داشتن سند رسمی وجود ندارد، اظهار کرد: رفع تصرف غیر قانونی به عهده دادگاه است و این سازمان وظیفه مستند سازی و صدور اسناد مالیکت را دارد.

** متقاضیان سند رسمی که قبلا درخواست داده اند نیز باید در سامانه جدید ثبت نام کنند

رییس سازمان ثبت اسناد رسمی درباره آن دسته از افرادی که قبلا درخواست صدور سند رسمی برای اراضی یا ساختمان فاقد سند داده اند اما سندی صادر نشده است نیز اظهار داشت: تمامی افراد باید مجددا با ارائه تمامی مدارک در سامانه تعیین تکلیف اراضی فاقد سند رسمی ثبت نام کنند.

** نقل و انتقال خودرو، طبق قانون به عهده دفاتر اسناد رسمی است

تویسرکانی در پاسخ به سوال خبرنگاری مبنی بر این که آیا نقل و انتقال خودرو بدون حضور در دفاتر اسناد رسمی امکان پذیر است، گفت: آیین نامه های مطرح شده از سوی نیروی انتظامی ایراد قانونی دارد که این سازمان در حال پیگیری آن است.

وی به اقدامات انجام شده از سوی سازمان ثبت اسناد در این باره اشاره کرد و گفت: مصلحت کشور در تقویت سند رسمی است.

رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور، مشکلات عمده حقوقی ایجاد شده را ناشی از ثبت نشدن رسمی نقل و انتقال ها دانست و اضافه کرد: درمان تمام این اختلافات، ثبت رسمی است که در این صورت هیچ ادعایی مسموع نیست.

** مدت زمان در نظر گرفته شده برای صدور سند مالکیت 15 روز است

رییس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در پاسخ به سوال خبرنگار ما مبنی براین که برخی از شهروندان از طولانی بودن مدت صدور سند گلایه مندند، گفت: برخی از این اشکالات به دلیل ثبت نشدن خلاصه معاملات بوده است چرا که باید تمامی معاملاتی که در گذشته انجام شده است در دفتر املاک سازمان به روزرسانی شود.

وی با تاکید بر این که بانک های اطلاعاتی سازمان ثبت در حال تکمیل شدن است و شیوه های سنتی در حال تغییر به مدرن و الکتریکی است، افزود: کسی که در گذشته معامله ای را انجام داده باید به دفاتر اسنادرسمی مراجعه و المثنی خلاصه معاملات را دریافت کند و آن را به اداره املاک سازمان تحویل دهد تا روند به روز رسانی انجام شده و سند مالکیت صادر شود.

تویسرکانی این اشکال را با توجه به گستردگی تهران، حدود 20درصد متقاضیان برشمرد.




 : مرتبه
+نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1391ساعت1:35 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

اطلاعیه وکالت بانک ها

اطلاعیه
 

اطلاعیه وکالت بانک ها

نظر به اینکه بموجب بند8 ماده 27الحاقی بودجه سال 1391 مصوب 28/2/1391 مجلس شورای اسلامی ، اخذ وکالت فروش مورد وثیقه از وثیقه گذاران توسط کلیه بانکهای سراسر کشور اعم از خصوصی و یا دولتی ممنوع اعلام شده است . لذا باتوجه به مراتب و مستندا به ماده 30 قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 1354، کلیه سران دفاتر از تنظیم این نوع وکالت ها معذورند. بدیهی است دفاتری که برخلاف مقرره قانونی موصوف مبادرت به تنظیم این نوع وکالت ها بنمایند،صرف نظر از تخلف انتظامی ناشی از تنظیم سند برخلاف مقررات، آثار حقوقی ناشی از این نوع سند تنظیمی نیز، با توجه به ممنوعیت قانونی ، محل تامل خواهد بود. لذا به منظور جلوگیری از هرنوع تالی فاسد و ایجاد وحت رویه اجرائی، کلیه همکاران موظفند درجهت صیانت از قانون و عمل به تکالیف قانونی از مبادرت به تنظیم این نوع وکالت ها اکیدا خودداری و مراتب معذوریت خود را، مستندا به مقرره قانونی موصوف و نیز ماده 30 قانون دفاتر اسناد رسمی کتبا به بانک متقاضی اعلام نمایند.

نامه کانون سردفتران درخصوص حذف عبارت "وکالت بلاعزل فروش رهینه" از متن قراردادها در معاملات بانکی

نامه کانون سردفتران درخصوص حذف عبارت "وکالت بلاعزل فروش رهینه" از متن قراردادها در معاملات بانکی

كانون سردفتران و دفترياران از بانك مركزي درخواست كرد، در راستاي اجراي بند 8 از الحاقي 27 قانون بودجه سال 1391عبارت "وكالت بلاعزل فروش رهينه" از متن قراردادها و عقود در معاملات بانكي حذف شود.

 

 

به گزارش پايگاه خبري كانون سردفتران و دفترياران، در اين نامه كه به بهمني، رييس كل بانك مركزي ارسال شده است با اشاره به اجراي بند 8 از الحاقي 27 قانون بودجه سال 1391، تاكيد شده است كه كليه بانك ها و موسسات اعتباري و صندوق هاي قرض الحسنه درخصوص حذف عبارت "وكالت بلاعزل فروش رهينه" از متن قراردادها و عقود مذكور در معاملات بانكي بدون ربا اقدام كنند.

 

در نامه كانون سردفتران تاكيد شده است؛ دفاتر اسنادرسمي در اجراي قانون ياد شده از درج عقد وكالت بلاعزل فروش رهينه ضمن اسناد رهني يا تنظيم وكالت بلاعزل مستقل در اين خصوص معذور هستند.

 

 

 

 




 : مرتبه
+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1391ساعت10:50 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

دفاتر اسناد رسمی بعنوان پیشخوان قضایی انتخاب شدند

دکتر شهریاری:دفاتر اسنادرسمی به دلیل پتانسیل خوب و دانش حقوقی به عنوان پیشخوان قضایی انتخاب شدند 

رئیس مرکز آمار و انفورماتیک قوه قضائیه گفت:دفاتر اسنادرسمي به دليل پتانسيل خوب و دانش حقوقي به عنوان دفاتر پيشخوان قضايي انتخاب شدند.  به گزارش روابط عمومي كانون سردفتران و دفترياران، دكتر حميدرضا شهرياري،‌رئیس مرکز آمار و انفورماتیک قوه قضائیه صبح امروز در جمع خبرنگاران گفت: دفاتر اسنادرسمي پتانسيل خوبي دارند و كارهاي قضايي را انجام مي دهند، به همين دليل اين دفاتر به عنوان دفاتر پيشخوان قضايي انتخاب شدند. اين دفاتر دانش حقوقي دارند و ما از انتخاب خود دفاع مي كنيم. 

 

شهریاری با اعلام این مطلب افزود: از یک و نیم سال پیش بحث ارائه خدمات قضایی به صورت الکترونیکی به شهروندان در معاونت اطلاعات و انفورماتیک قوه قضائیه کلید خورد که بر اساس آن قرار شد تا شهروندان برای گرفتن برخی از خدمات قضایی به محاکم مراجعه نکنند.  

وی با اعلام این مطلب که پیش از این نحوه تعامل قوه قضائیه درونی بود و به صورت حاکمیت با حاکمیت تعریف شده بود که ضریب نفوذ آن 83 درصد بود اظهار داشت: خوشبختانه ضریب نفوذ به 98 درصد رسیده و با آغاز به کار سامانه خدمات الکترونیکی قوه قضائیه این تعامل به حاکمیت با مردم و بالعکس تغییر خواهد کرد.   

شهریاری با اشاره به این مطلب که در سامانه ارائه خدمات الکترونیک قضایی به شهروندان چندین مرحله در نظر گرفته شده است گفت: در بخش ابتدایی شهروندان باید از قسمت ثبت‌نام استفاده کرده تا پس از ثبت‌نام امکان ارائه خدمت قضایی به آنها مهیا شود. در این سامانه و در هنگام ثبت‌نام از کاربر خواسته می‌شود تا نحوه تعامل با محکمه و دستگاه قضایی را مشخص کند که در صورت مشخص شدن می‌توان از طریق پست الکترونیک و یا تلفن برخی از اطلاعات مورد نیاز به صاحبان پرونده داده شود. 

وی افزود: پس از ثبت‌نام در سامانه افراد نیازمند داشتن یک امضای دیجیتال خواهند بود تا از طریق آن احراز هویت و اصالت آنها مشخص شود تا مطمئن باشیم به چه کسی قرار است درباره پرونده اطلاعات داده شود. خوشبختانه به تازگی با کانون وکلا نیز هماهنگی‌هایی انجام داده‌ایم تا امکان احراز هویت وکلا نیز براساس پرونده وکالت آنها فراهم شود تا مانند گذشته نیازمند نامه‌نگاری میان کانون و محاکم قضایی نباشیم. 

وی گفت: پس از ثبت‌نام و احراز هویت شهروندان وارد بخش ارائه درخواست‌های خود می‌شوند که در مرحله اول تنها امکان ثبت درخواست در محدوده مجتمع قضایی عدالت وجود خواهد داشت. 

رئیس مرکز فناوری اطلاعات قوه قضائیه با اشاره به این مطلب که ارائه دادخواست، پیگیری دادخواست، ارائه شکوائیه، ارائه لایحه، ابلاغ، پرداخت هزینه، خلاصه موضوعات پرونده، مشاهده ردیف‌های پرونده، آخرین عنوان پرونده و همچنین محاسبه هزینه دادخواستی تعدادی از این 14 خدمت ارائه شده خواهد بود گفت: پس از اعلام درخواست از سوی شهروندان در سایت ارائه این خدمات باید درخواست کننده به یکی از چندین دفتر خدمات قضایی مشخص شده مراجعه کند تا با دادن کد رهگیری هویت آنها احراز شده و پرونده‌شان به جریان بیفتد. 

وی گفت: در فاز اول که پایلوت کار خواهد بود اين خدمات با همكاري سه دفتر اسناد رسمي و به مدت سه ماه به مرور 14 خدمت قضایی به شهروندان ارائه می‌شود تا ریسک‌های این پروسه مشخص شده و پس از مشخص شدن و رفع مشکلات امیدواریم در هفته قوه قضائیه بتوانیم در سراسر تهران این خدمات را در محاکم قضایی ارائه دهیم.در اين رابطه ميزان هزينه ها در دفاتر اسناد رسمي هنوز به طور كامل قطعي نيست و پس از پايان دوره آزمايشي مشخص مي شود. 

شهریاری گفت: برای ثبت ارائه دادخواست تاریخ یک اردیبهشت، پیگیری دادخواست یک اردیبهشت، ارائه لایحه قضایی یک خرداد، ارائه مدارک و اسناد یک خرداد و ابلاغ یک خرداد زمانی است که برای شهروندان در نظر گرفته شده است. 

وی درباره موضوع داشتن امضای الکترونیک برای احراز هویت در پروسه دریافت خدمات قضایی گفت: به دنبال آن هستیم تا نیاز به استفاده از سخت‌افزار نباشیم و صرفا امضای دیجیتال را در قالب یک سری اعداد و کلمات منحصر به یک فرد طراحی کنیم. 

معاون فناوری و اطلاعات قوه قضائیه درباره این پرسش که آیا شما نیازمند ایجاد یک ریشه اصلی برای ارائه این سرویس‌ها خواهید بود گفت: ما فعلا از همان ریشه‌ای که در وزارت بازرگانی متمرکز شده استفاده می‌کنیم زیرا آنها ریشه میانی را از ما نمی‌خواهند و به این ترتیب اطلاعات محرمانه‌ای که در سیستم ما در حال جریان است به طور محرمانه باقی خواهد ماند. 

شهریاری درباره هزینه انجام این پروژه نیز گفت: ابتدا باید بگویم ما هیچ کمکی از دولت دریافت نکردیم بجز همان بودجه عمومی که برای قوه قضائیه در نظر گرفته شده است. 

وی افزود: در سال 89 بیش از 8 میلیارد تومان و در سال 90 بیش از 15 میلیارد تومان هزینه در معاونت فناوری و اطلاعات انجام شد که پیش‌بینی ما این است که در سال 91 این رقم به 45 میلیارد تومان برسد البته این میزان بودجه مسائل سخت‌افزاری و نرم افزاری را توامان شامل می‌شود. 

 




 : مرتبه
+نوشته شده در شنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت12:54 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

در تاریخ 23 و 24 خرداد 91 آزمون اختبار از پذیرفته شدگان دفتریاری در اهواز

در تاریخ ۲۳ و ۲۴ خرداد ماه جاری آزمون اختبار از پذیرفته شدگان دفتریاری در اهواز با حضور ریاست محترم کانون سردفتران مرکز جناب آقای دشتی اردکانی و هیئت همراه برگذار شد همچنین عصر روز ۲۴ خرداد  در تالار طاووس اهواز جلسه ای با  حضور اعضای جامعه سرذفتران و دفتر یاران استان خوزستان و مسئولین ذیربط و سردفتران و دفتر یاران محترم این استان پیرامون مشکلات دفاتر اسناد رسمی و ارائه طرح و راهکارهای رفع موانع از سوی ایشان ایراد گردید که متعاقبا" گزارش تکمیلی ارایه میگردد .....




 : مرتبه
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت23:28 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

دومین نشست وبلاگ نویسان جامعه سردفتران و دفتریاران سراسر کشور در مازندران شهرستان ساری

دومین نشست وبلاگ نویسان با حضور  سر دفتران و دفتریاران سراسر کشور  به میزبانی جناب آقای عبدی مدیر کل محترم ثبت اسناد و املاک استان مازندران و جامعه سردفتران و دفتریاران استان مازندران به همراه مسئولین محترم امر در تاریخ ۴ و ۵ خردادماه سال ۹۱ برگذار گردید و ضمن استفاده از مناظر زیبا و دلنشین و مصاحبت با عزیزان و همکاران و مسئو لین دلسوز  و سردفتران عزیزی که از نقاط مختلف کشور حضور بهم رسانیده بودند غبار خستگی از تن ها زدوده شد و طریق تعامل واندیشه در راستای اعتلای جایگاه و اهداف متعالی حرفه دفاتر اسناد رسمی مورد نقد و کاوش و بررسی قرار گرفت که آرزو داریم این نهال به رشد و شکوفایی بیشتر علم و اندیشه در این حیطه برسد ..انشاءالله ..

بیانیه دومین نشست جامعه وبلاگ نویسان حوزه دفاتر اسناد رسمی در شهرستان ساری

بسمه تعالی

در سایه عنایت حضرت باریتعالی و همت عالی همکاران وبلاگ نویس حوزه سردفتری و وبلاگ خوانان محترم این حوزه دومین همایش سراسری وبلاگ نویسان حوزه سردفتری در مرکز استان مازندران (ساری ) در روزهای پنج شنبه و جمعه چهارم و پنجم خردادماه سال 1391 تشکیل و تصمیماتی بشرح زیر اتخاذ گردید:

1- در پی پیشنهاد اکثریت قریب به اتفاق حاضرین مبنی بر تشکیل جامعه مجازی وبلاگنویسان حوزه سردفتری مقررگردید هیئتی تحت عنوان هیئت بررسی انتخاب شود ماموریت این هیئت این است که ضمن بررسی همه جانبه نسبت به فراهم کردن مقدمات و ارائه راهکارها و شرح وظایف و پیگیری امور مربوطه اقدام و نظر نهایی خود را تا جلسه آینده ارائه نمایند در همین راستا و با اکثریت آراء مسئولیت این امر به عهده آقایان طباطبائی سردفتر اسناد رسمی 3 یزد و عادلی سردفتر اسناد رسمی 84 چالوس و سلیمی سردفتر اسناد رسمی 941 تهران و احمد لو سردفتر اسناد رسمی 11 مرند و موسوی گرمستانی سردفتر اسناد رسمی 118 ساری محول گردید.

2- در جهت ترغیب و تشویق همکاران و تسهیل اطلاع رسانی و ایجاد هماهنگی و تبادل نظرات علمی و حقوقی مقرر شد تا اسامی تمام وبلاگ ها ی حوزه سردفتری تهیه و از طرق مناسب (تکثیر اسامی یا انتشار از طریق مجله کانون ) در اختیار تمامی همکاران سراسر کشور قرارگیرد .

3- با عنایت به اینکه کانون سردفتران و دفتریاران کشور نماینده رسمی دفاتر اسناد رسمی محسوب می شوند ضرورت دارد تا تعامل و همکاری لازم با این نهاد قانونی وجود داشته باشد و البته این انتظار نیز از کانون محترم می رود که تعامل متقابل با جامعه مجازی حوزه سردفتری و مجموعه همکاران و جوامع و کانونها ی استان ها را در برنامه کاری داشته باشند و در جهت دفاع از حقوق دفاتر اسناد رسمی و تثبیت جایگاه آنان نهایت تلاش خود را بکار بندند و در تصمیم گیری های خود نظرات این مجموعه را عملا" مورد توجه قراردهند.

4- در جهت حفظ حرمت ها و تثبیت جایگاه دفاتر و عنوان الهی کاتب بالعدل از مدیران وبلاگها درخواست می شود تا ضمن احترام به آرا و عقاید افراد و احترام به آزادی اندیشه و قلم و بازگذاردن باب انتقادها نسبت به کنترل کامنت هایی که تحت عناوین مجهول و توهین آمیز ارسال می شود اقدام نمایند و از ارسال کامنتهای که موجب تشویش اذهان عمومی و تخریب این جایگاه با ارزش می شود خودداری نمایند ضمنا" در جهت پیشگیری از پاره ای مشکلات قانونی و حفظ حرمت مدیران وبلاگها مدیران محترم وبلاگهای حاضر در جلسه متعهد شدند بخش توضیحات سردر وبلاگ خود (پروفایل ) را تکمیل و توضیح آن برای اطلاع عامه قید شود که این وبلاگ نظرات شخصی نویسنده و همکاران نظر دهنده بوده و استنباط نهایی آن بعهده خواننده می باشد.

5- در جهت تقویت جایگاه دفاتر اسناد رسمی و حمایت از حقوق آنها و جلوگیری از تضیییع حقوق قانونی دفاتر مقرر گردید که همکاران در مسائل مبتلابه از طریق انتشار هماهنگ مطالب در وبلاگهای مورد وثوق این حوزه راهکار و فعل واحدی را در سراسر کشور در پیش گیرند و با ایجاد وحدت رویه در عمل به مقابله با این اقدامات خلاف قانون برخیزند .

6- در راستای جلسه قبلی مقررشد تا موارد زیر مورد توجه مجدد و پیگیری قرارگیرد .

الف) پیگیری ماده 29 قانون تخلفات راهنمایی و راننگی و جلوگیری از استمرار قانون شکنی برخی از مراجع و نهادها.

ب) پیگیری در جهت حذف تبصره آیین نامه ماده 58 قانون دفاتر اسناد رسمی .

ج) فعال تر شدن بازرسی کانون و جوامع در جهت حفظ حرمت دفاتر و تلاش برای اعتلای حیثیت شغلی و منزلت و شان دفاتر و رفع ایرادات در داخل مجموعه .

د) پیگیری و ارائه نظریات در خصوص طرح اصلاح موادی از قانون دفاتر اسناد رسمی که توسط مجلس اعلام وصول شد.

7- سومین نشست و همایش سراسری وبلاگنویسان در حوزه  سردفتری مقرر گردید در آبان ماه سال جاری در شهرستان یزد برگزار گردد که تاریخ دقیق آن متعاقبا" توسط جناب آقای طباطبائی اعلام خواهد شد . 

با آرزوی بهترینها




 : مرتبه
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت21:38 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

احکام و قوانین حقوقی ایران درباره ازدواج مجدد

مرد مجرد یا همسر ازدست داده، در قوانین حقوقی کشورمان هیچ منعی برای ازدواج مجدد ندارد. هیچ قانونی نیز وجود ندارد که به شکل غیرمستقیم مانع از ازدواج مجدد وی گردد
الف) ازدواج مجدد مرد در احکام و قوانین حقوقی ایران:
مرد مجرد یا همسر ازدست داده، در قوانین حقوقی کشورمان هیچ منعی برای ازدواج مجدد ندارد. هیچ قانونی نیز وجود ندارد که به شکل غیرمستقیم مانع از ازدواج مجدد وی گردد. اما مرد همسردار براساس آیة صریح قرآن ، می تواند به شرط عدالت، تا چهار همسر اختیار نماید.
« فانکحوا ما طاب لکم من النساء مثنی و ثلاث و رباع،‌ فان خفتم الاتعدلوا فواحده اوما ملکت ایمانکم ذلک ادنی الا تعدلوا» پس آن کس از زنان را به نکاح در آورید که شما را نیکو و مناسب با عدالت است. دو یا سه یا چهار و اگر بترسید که چون زنان متعدد بگیرید، راه عدالت نپیموده و به آنها ستم کنید، پس تنها یک زن اختیار کرده یا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفا کنید که این نزدیکتر بعدالت و ترک ستمکاری است. (سوره نساءآیه۳)
 

براساس آیة‌فوق، استنباط شده است که « ازدواج مجدد حق شرعی هر مسلمان شیعی اثنی عشری است. (آراء وحدت رویه ، برگرفته از سایت اینترنتی ghavanin.com و مرد مجاز است تا چهار همسر دائمی اختیار کند، بدان شرط که بتواند عدالت بین زوجات را رعایت نماید. مردی که از احتمال ستم و بی عدالتی بین همسران خود بیم دارد، طبق سفارش آیه نباید بیش از یک همسر اختیار کند و باید به همان یک همسر یا کنیزی که دارد اکتفا نماید. « در صورت تمکن مالی » ،‌ ازدواج مجدد، حق شرعی زوج است (همان). و « در دعوی مربوط به ازدواج مجدد،‌دادگاه برای احراز قدرت مالی زوج، باید رسیدگی کافی انجام دهد.» (همان). البته اگر « زوج بدون رضایت زوجه اقدام به ازدواج مجدد نماید، مطابق مادة ۱۱ قانون حمایت خانواده، زوجه حق طلاق دارد» (همان)
«با وجود رضایتنامه رسمی زوجه، ازدواج مجدد، احتیاج به رای دادگاه ندارد» (همان). ولی «رای دادگاه به ثبت واقعة ازدواج مجدد که بدون حضور زن اول صادر شده باشد، قانونی نیست» (همان). نشوز و «‌اثبات عدم تمکین زوجه به نحو غیرمشروع موجب تجویز ازدواج مجدد برای زوج است» (همان). و « اگر زوجه حاضر به تمکین باشد، درخواست ازدواج مجدد زوج مردود است.» (همان). « اگر زوجه حاضر به تمکین نبوده و برای طلاق هم حاضر به انصراف از مهریه نباشد، درخواست ازدواج مجدد زوج قانونی است.» (همان).
« طبق ماده ۸ قانون حمایت خانواده، مصوب ۱۳۵۱، در صورت ازدواج مجدد زوج، در شرایطی به زن اجازة درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش از دادگاه داده می شد.» (اسدی،‌ لیلا، ازدواج مجدد ، برگرفته از سایت اینترنتی :www. Dadkhahi.net/ contentid – ۲۱.html) امروزه بند ۱۰ از شروط دوازده گانه ضمن عقد در نکاحهای رسمی، که در مورد ازدواج مجدد زوج می باشد، به زن حق می دهد که در صورت تحقق ازدواج مجدد زوج حق وکالت در انتخاب نوع طلاق و جاری ساختن صیغة ‌آن را داشته باشد و لازم نیست برای اجرای این شرط، زوجه از حقوق مالی خویش و مهریه اش بگذرد. در خصوص اینکه مقصود از ازدواج مجدد زوج، عقد دائم است یا شامل عقد منقطع هم می شود؟‌ و اینکه آیا زوجه می تواند در صورت ازدواج غیردائم زوج با دیگری، خود را مطلقه کند، نظرات متفاوتی ابزار شده است اما « رویة قضایی محاکم در حال حاضر بر این نظر استوار است که زوجة اول می تواند در صورت تحقق ازدواج مجدد مرد چه بصورت دائم و چه موقت، به استناد شرط ضمن عقد، خود را مطلقه نماید» (همان). « البته در صورتی که زوج، نشوز زوجه را اثبات نماید و دادگاه الزام به تمکین زوجه نماید ولی زوجه تمکین نکند و دادگاه، رای به صدور مجوز ازدواج مجدد نماید و یا زوجه موافقت خود را با ازدواج مجدد همسرش اعلام نماید، دیگر زوجه نمی تواند وکیل در اجرای صیغة طلاق باشد» (همان). انتخاب نوع طلاق نیز با زوجه است. یعنی دربند ۱۰ شروط ضمن عقد،‌ زوجه نوع طلاق را مشخص می کند. در صورتی که زوجه طلاق رجعی را انتخاب کند، می تواند کلیه حقوق خویش را از مهریه و نفقه از زوج طلب کند و درعوض امکان رجوع زوج، در ایام عده،‌ در این حالت برقرار است. در طلاق بائن نیز زوجه می تواند مطالبة مهریه نماید. در طلاق خلع، زن قسمتی از مهریه یا نفقه معوقه را به عنوان فدیه به مرد می پردازد تا خود را مطلقه کند. بذل فدیه درخلع، میزانی بین مهر یامعادل آن یا بیشتر و کمتر از مهریه دارد و در طلاق مبارات، میزان آن نباید زاید بر صداق باشد( ماده ۱۱۴۷ و ۱۱۴۶ قانون مدنی ). همچنین با تحقق ازدواج مجدد مرد، زوجه می تواند براساس شرط ضمن عقد،‌خود را مطلقه کند و نیاز به اثبات عسر و حرج جهت مطلقه نمودن خود ندارد. براساس مادة ۱۱۳۰ قانون مدنی، اثبات عسر و حرج، خود موجب ایجاد حق طلاق است و نیاز به وکالت شوهر ندارد.
ب) ازدواج مجدد زن در احکام و قوانین حقوقی ایران :
در قوانین حقوقی کشورمان که برگرفته از احکام فقهی اسلام است، زن، مادام که همسردارد، برخلاف مرد،‌نمی تواند ازدواج نماید. ازدواج مجدد، تنها برای زنان مجرد مطلقه و بیوه،‌ آن هم پس از سپری شدن ایام عده، تجویز شده است. اما با وجود تجویز ازدواج مجدد برای اینگونه زنان، قوانین حقوقی بصورت مستقیم و غیرمستقیم، موانعی را بر راه ازدواج مجدد زن بوجود آورده اند که این موانع تحدید کننده، مانع از تشکیل مجدد زندگی خانوادگی زن می شوند. به نمونه هایی در ذیل اشاره می شود:
۱) مادة ۱۰۲۹ قانون مدنی می گوید: هرگاه شخصی، چهارسال تمام غایب مفقود الاثر باشد، زن او می تواند تقاضای طلاق کند. در این صورت با رعایت ماده ۱۰۲۳ ، حاکم او را طلاق می دهد. مادة ۱۰۲۳ اشاره به این دارد که دادگاه در مورد مواد ۱۰۲۰،۱۰۲۱ و ۱۰۲۲ وقتی می تواند حکم موت فرضی غایب را صادر نماید که در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار یا جراید محل، اعلانی در سه دفعة متوالی و هرکدام به فاصلة یکماه منتشر نماید تا اگر کسی از غایب خبری داشته باشد به محکمه اطلاع دهد. هرگاه یک سال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود،‌حکم موت فرضی او صادر می شود. درج آگهی نیز در صورت تحقق مواد ۱۰۲۰،۱۰۲۱،۱۰۲۲ صورت می گیرد. یعنی وقتی که ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری که از حیات غایب رسیده است گذشته باشد و در انقضاء این مدت، سن غایب از ۷۵ سال گذشته باشد. اگر غایب درجنگ مفقود شده، باید سه سال از تاریخ صلح گذشته باشد و اگر صلحی صورت نگرفته باشد،‌ باید ۵ سال از خاتمة جنگ گذشته باشد. و اگر غایب مسافرکشتی بوده، باید سه سال از تاریخ تلف شدن کشتی گذشته باشد.
با توجه به قوانین فوق،‌ اگر زنی شوهرش غایب شود، از یک سو، زن همسردار تلقی می شود، و از طرف دیگر با وجود فقدان همسرش نمی تواند شوهر اختیار کنید. از طرفی تا ۴ سال از تاریخ غیبت نگذرد، زن نمی تواند تقاضای طلاق کند. بعد از تقاضای طلاق نیز،‌ محکمه یکسال وقت برای احراز خبر از غایب تعیین می کند و در صورت عدم احراز خبر، حکم طلاق صادر می شود که زن می تواند پس از ایام عده طلاق،‌ که چهار ماه و ۱۰ روز می باشد، با دیگری ازدواج کند و براساس ماده ۱۰۳۰ ،‌ اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء مدت عده مراجعه نماید،نسبت به طلاق حق رجوع داردولی بعدازانقضاء‌ مدت مزبور حق رجوع ندارد.
ملاحظه می شود زنی که حیات و ممات همسر مفقود الاثرش معلوم نیست، حتی در صورت طلاق،‌ چیزی در حدود ۵/۵ سال می بایست برای تشکیل دوبارة زندگی و ازدواج مجدد، صبر نماید. در حالی که این قوانین دست و پاگیر برای مرد وجود ندارد. همچنین است راه دیگر ازدواج مجدد زن، که صدور حکم فوت فرضی برای همسر غایبش می باشد. براساس قانون ، باید ده سال از فقدان غایب بگذرد و سن او از ۷۵ سال بعد از انقضاء مدت گذشته باشد تا حکم فوت فرضی صادر شود.
هم اکنون معضل فوق گریبان گیر زنان بَم شده است،‌که همسران خود را در زلزله زمستان ۸۳،‌ از دست داده اند،‌آسیبهای وارده بر این زنان در نشست همایش سراسری زنان و آسیب های اجتماعی در کرمان مورد بررسی قرار گرفت. در این همایش دکتر علیرضا یزدانیان استاد دانشگاه اصفهان، در خصوص تنگناهای قانونی در ازدواج مجدد این زنان، مقاله ای ارائه دادند و در این مقاله با اشاره به این مطلب که «‌چنین زنانی از یک سو همسر دارند و از سوی دیگر از همسر بی بهره هستند» و« با فقدان همسرشان نمی توانند شوهر اختیار کنند.» گفتند: « رهایی از چنین شوهری که حیات و مماتش معلوم نیست به دو طریق طلاق یا صدور حکم فوت فرضی امکان پذیر است. در قانون مدنی ایران آمده است زنی که شوهرش غایب مفقود الاثر می باشد قبل از چهار سال نمی تواند تقاضای طلاق کند. بنابراین چنین زنی باید چهار سال صبر کند و سپس تقاضای طلاق کند که دادگاه نیز بیش از یک سال وقت تعیین می کند که اگر در این مدت از شوهر خبری نشد حکم طلاق را صادر می کند و زن پس از چهار ماه و ۱۰ روز می تواند با فرد دیگری ازدواج کند. اگر در این ایام عده ، شوهر برگشت،‌ می تواند متعرض زن شود. دکتر یزدانیان در خصوص راه دوم که صدور حکم مرگ فرضی شوهر می باشد، گفت: در قانونی مدنی به تبع فقه، در این گونه موارد، فقط به آثار مالی ازدواج سرایت دارد. بنابراین زمانی که حکم مرگ فرضی صادر شود،‌زن می تواند از ارث بهره مند شود. برای صدور حکم مرگ فرضی سن شوهر ۷۵ سال و زمان مفقود شدنش ۱۰ سال و در مورد دوم مرگ بر اثر جنگ در نظر گرفته شده است. زنان جوان بَمی مشمول چنین قانونی نمی شوند. اشکال قانونی مدنی ایران این است که در صورت حکم مرگ فرضی تنها بعد مالی مانند ارث در نظر گرفته شده است. زن بمی در صورتی که این حکم برای شوهرش صادر شود تنها از اموال منقول و قیمت ابنیه ارث می برد در حالی که در بم نه اموال منقولی باقی مانده و نه ابنیه ای. صدور چنین حکمی برای زنان بمی که مشکل مفقود شدن همسرشان را دارند. از بعد مالی هیچ فایده ای ندارد. از بعد غیرمالی مانندازدواج زن نیز، قانون مدنی سکوت اختیار کرده است. حکم صادر شده در قانون مدنی ایران برای چهار یا پنج سال صبر کردن زنان برای زمانی تنظیم شده که وسایل ارتباط جمعی و ایمنی راهها وجود نداشته است. باتوجه به رشد وسایل ارتباط جمعی و امنیت شهرها، اجبار زن در صبر کردن چهارـ پنج سال برای پیدا شدن همسری که حیات و مماتش مشخص نیست، زیاد است. وی پیشنهاد کرد قانونگذار نسبت به تغییر این مدت با توجه به شرایط زمانی اقدام کند و بهتر است اینگونه زنان برای رفع مشکل خود منتظر حکم مرگ فرضی نمانند و تقاضای طلاق کنند. آنان می توانند در صورت تمایل به ازدواج مجدد تا زمان تغییر قانون، با توجه به ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی مبنی بر عسر و حرج، تقاضای طلاق کنند که در صورت برگشت شوهر، ازدواج دوم را از دست ندهند (روزنامه امروز، سه شنبه، ۱۵ آذر )
۲) سقوط حق حضانت مادر در صورت ازدواج مجدد‌:‌
آراء و نظرات‌بزرگان فقه امامیه درخصوص حق حضانت مادر را می توان به ۴ دسته تقسیم کرد:
الف) دسته اول:‌که حضانت را بطور مطلق حق مادر می دانند تا زمانی که وی شوهر نکرده است. بعنوان نمونه: « شیخ صدوق براساس نقل علامه حلی عقیده دارد که حق حضانت به طور مطلق تا زمانی که مادر شوهر نکرده با وی است، و مستند رای خود را نیز این روایت دانسته است:‌ سالت ابا عبدالله (ع)عن رجل طلق امراته و بینهما ولد، اَیهما احق به قال :‌ المراة مالم تتزوج . یعنی از امام صادق (ع) سوال کردم که اگر مردی زنش را طلاق دهد و دارای فرزند نیز باشند کدام یک حق حضانت دارد ؟‌ امام فرمودند: تا زمانی که زن شوهر نکرده، مقدم بر پدر است (بندرچی، محمدرضا،‌ حضانت در فقه و قانون ـ بحثی درماده ۱۱۶۹ قانون مدنی ، چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۴ ،)
همچنین شیخ صدوق از طریق سلیمان بن داود منقری از حفص بن غیاث و دیگری از امام صادق (ع) روایت کرده است:‌ از امام (ع) پرسیدم: مردی همسر خود را طلاق داده و از او فرزندی دارد. کدام یک به حق به حضانت فرزند هستند؟ فرمودند:‌ مادر، تا زمانی که شوهر نکرده است (همان). و شیخ کلینی نیز این روایت را چنین آورده است :‌از علی بن ابراهیم ، از علی بن محمد قاسانی، از ابوالقاسم بن محمد، از منقری، از امام صادق(ع) دربارة مردی سوال شد که زنش را طلاق داده، در حالی که بچه ای دارند و اینکه کدام یک بر حضانت وی مقدم است؟ امام فرمودند: مادر مقدم است البته تا زمانی که شوهر نکرده است (همان). در مستدرک الوسائل نیز به نقل از درالالی آمده است:‌پیامبر اکرم (ص) فرمودند: مادر تا زمانی که شوهر نکرده،‌ اَحَق بر حضانت طفل است و نیز آن حضرت به زنی که شوهرش او را طلاق داده بود و می خواست کودکش را از وی بگیرد، فرمودند: تا زمانی که ازدواج نکرده ای، تو اَحق بر حضانت هستی (همان).
ب) دسته دوم:‌که حضانت دخترو پسر راتا سن تمیز بطور مطلق حق مادر می داند و پس از آن ،‌ حق حضانت پسر با پدر است و حق حضانت دختر با مادر است تا زمانی که وی شوهر نکرده است. برای نمونه : « شیخ طوسی، بر این نظر است که کودک ،‌چه پسر باشد یا دختر، تازمانی که به سن تمیز نرسیده است در اختیار مادر خواهد بود و وی در این مورد،‌ مقدم بر پدر است. ولی دربارة پسر، پس از رسیدن به سن تمیز،‌ تا زمان بلوغ، در اختیار پدر قرار می گیرد، اما دربارة دختر،‌باید گفت که تا موقعی که مادر شوهر نکرده است، حق حضانت وی ادامه خواهد داشت (همان). همچنین «‌ ابن جنید اسکافی( ت ۳۸۱ ه.ق ) که معاصرشیخ صدوق است و پیش از شیخ طوسی می زیسته، می نویسد:‌ حق حضانت مادر نسبت به فرزند پسر، تا هفت سالگی ادامه دارد و پس از آن نیز اگر رشد عقلی پیدا نکرد،‌ همچنان در حضانت مادرش باقی است. ولی نسبت به دختر، تا مادرش شوهر نکرده ، حق حضانت وی ادامه خواهد داشت» (همان).
ج) دستة سوم: که حق حضانت پسر را تا ۷ سال و دختر را تا ۹ سال با مادر می داند البته تا زمانی که وی شوهر نکرده است.
برای نمونه:‌ ابن براج طرابلسی( ت ۴۸۱ ه.ق )‌که از چهره‌های مهم فقهای امامیه‌است،می‌گوید : اگر زنی از شوهرش جدا شده و فرزندی نیز از او دارد که رشید و ممیز نیست، همچنان در حضانت مادر باقی است و اگر به مرحلة رشد رسید، چنانچه پسر است ، تا هفت سالگی و اگر دختر است ،‌ تا نه سالگی ادامه می یابد و برخی دربارة دختر،‌ آن را تا سن بلوغ گفته اند. مگر آنکه مادر شوهر کند که بواسطة ازدواج، حق حضانت نسبت به دختر یا پسر ساقط می گردد (همان).
د) دسته چهارم: که حق حضانت پسر تا ۲ سالگی و دختر تا ۷ سالگی را به مادر می داند. مادة ۱۱۶۹ قانون مدنی کشورمان نیز براساس نظر فقهای امامیة دستة چهارم صادر گردیده است که می گوید: برای نگاهداری طفل، مادر تا ۲ سال از تاریخ ولادت او الویت خواهد داشت. پس از انقضای این مدت،حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث که تا سال هفتم، حضانت آنها با مادر خواهد بود. البته قانونگذار به زعم خود،‌ بعدها سعی نمود این قانون را عادلانه نماید. لذا به اصلاح قانون فوق پرداخت و بدین منظور مجلس شورای اسلامی، با تلاش فراکسیون زنان در صدد برآمد تا حضانت کودکان را بدون تفاوت دختر و پسر تا سن ۷ سالگی به مادر بسپارد. اما این قانون که مورد تائید فقهای شورای نگهبان قرار نگرفت به مجلس بازگردانده شد و در نهایت به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارسال گردید و آن نهاد، این مصوبه را با کمی اصلاحات بدین صورت در آورد که :‌ برای حضانت و نگهداری طفلی که ابوین او جدا از یکدیگر زندگی می کنند،‌مادر تا سن هفت سالگی الویت دارد و پس از آن با پدراست.
ـ تبصره : بعد از هفت سالگی در صورت حدوث اختلاف حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک به تشخیص دادگاه می باشد.

البته براساس ماده ۱۱۷۰ ق.م اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند، حق حضانت با پدر خواهدبود. « به عبارت دیگر شوهر کردن مادرحق تقدم او را نسبت به پدر از بین می برد، اما در صورت فوت پدر،‌ حضانت در هر حال با مادر است و شوهر کردن در آن اثر ندارد. و سقوط حق حضانت مادر، در صورت حَیات پدر است. و برخی عقیده دارند که قانون از این جهت ناقص است که ازدواج مجدد پدر طفل را موجب سقوط حق حضانت از طفل نمی داند، حال آنکه رفتار نامادری با طفل نیز ممکن است سلامت و تربیت طفل را به خطر اندازد (صادقی، مریم، بررسی مساله حضانت اطفال در حقوق مدنی ایران و فرانسه (۱)، برگرفته از سایت اینترنتی: www. Isu.ac.ir/publication/ Neda-ye-sadig).
براساس قوانین حضانت، ملاحظه می شود که ازدواج مجدد زنی که از همسر اول خود دارای فرزندانی است، موجب سلب حضانت فرزندانش از وی می شود. و این یکی از قوانینی است که به صورت غیرمستقیم زن را از ازدواج مجدد منع می کند. زیرا زن برای از دست ندادن حضانت فرزندانش مجبور است رنج تنهایی را بر دوش کشیده و از ازدواج مجدد سرباز زند و خود را از تشکیل زندگی دوباره در ایام جوانی محروم نماید. ناگفته بر همه پیداست اثرات سوء روانی، اجتماعی، اقتصادی این امر بر زن تا به چه حد است و گاه جبران آن امری بس مشکل است. در صورتی که ازدواج مجدد مردِ مطلق، با وجود داشتن فرزندان، موجب سلب حضانت از وی نمی شود. اگر قانونِ عدم ازدواج مادر در حین حضانت، به جهت مصالح طفل است، این سوال مطرح می شود که چگونه آثار سوء وجود ناپدری در قانون در نظر گرفته شده است، ولی وجود آثار سوء با حضور نامادری در نظر گرفته نشده است؟ در صورتی که آنچه از بدرفتاری نامادری در ازدواجهای دوم می بینیم و می شنویم، بسیار بیشتر از آن است که در مورد ناپدری می شنویم. سوال دیگر آن است که چگونه فقهای امامیه برای رهایی مرد از رهبانیت و یا ورطه کمونیسم جنسی ، یا علل طبیعی زن مانند نازایی، با یائسگی و احتیاج مرد بفرزند و یا ارضای جنسی، حکم به ازدواج موقت یا تعدّد زوجات برای مرد می دهند (مطهری، ۱۶۰ و ۹۳). و یا چند زنی را به عنوان حقی برای زنان محروم از ازدواج، به جهت فزونی عدد آنان بر مردان و تکلیفی برعهدة مردان و زنان متأهل طرح می کند (همان). و به اینگونه ، مجوز چندزنی و ازدواج موقت را برای مردان صادر می کنند اما به فکر رهبانیت زنان و افتادن آنها در ورطة کمونیسم جنسی نیستندو زنی که شوهرش مفقود شده است باید ۱۰ سال صبر کند و تمایلات جوانی خود را مهار کند تا بتواند حکم فوت فرضی بگیرد و مجددا شوهر کند و یا ۵/۵ صبر کند تا حکم طلاق گرفته و زندگی مجددی را تشکیل دهد. چگونه است که ارضای جنسی زن اینجا در نظر گرفته نشده است؟ و زن بعد از طلاق اگر بخواهد مجددا ازدواج کند و به تمایلات خویش پاسخ بگوید، باید خود را برای ضربة سهمگین عاطفی دوری از فرزندان و ساقط شدن حق حضانتش بر اطفال آمده نماید. حقیقتاً قانونگذار چه پاسخی در این مورد دارد؟‌
۳) ماده ۶۱ قانون امور حسبی می گوید: پدر یا مادر مهجور، مادام که شوهر ندارد، با داشتن صلاحیت برای قیمومت بر دیگران مقدم است. همچنین در ماده ۱۲۵۱ قانون مدنی آمده است که : هرگاه زن بی شوهری ولو مادر مولی علیه که به سمت قیمومت معین شده است، شوهر اختیار کند باید مراتب را در ظرف یک ماه از تاریخ انعقاد نکاح به دادستان حوزة اقامت خود یا نمایندة‌ او اطلاع دهد. در این صورت دادستان یا نمایندة او می تواند با رعایت وضعیت جدید آن زن تقاضای قیّم جدید و یا ضّم ناظر کند.
در مادة بعدی یعنی ۱۲۵۲ گفته شده است که : در مورد مادة قبل اگر قیّم ازدواج خود را در مدت مقرر به دادستان یا نمایندة او اطلاع ندهد، دادستان می تواند تقاضای عزل او را بکند.
همانطور که ملاحظه می شود، ازدواج مجدد زن موجب سلب قیمومت می گردد و این یکی دیگر از قوانینی است که موجب می شود به صورت غیرمستقیم در ازدواج مجدد زن مانع ایجاد گردد. زن برای احراز قیمومت و عدم سقوط و سلب آن، مجبور است خود را برای همیشه از تشکیل زندگی مجدد محروم نماید.
۴) ماده ۹۴۴ قانون مدنی می گوید:‌ اگر شوهر در حال مرض، زن خود را طلاق دهد و در ظرف یک سال از تاریخ طلاق، به همان مرض بمیرد، زوجة او ارث می برد اگر چه طلاق بائن باشد، مشروط بر اینکه زن شوهر نکرده باشد.
براساس این مادة قانونی زن با ازدواج مجدد،‌حق ارث را از دست می دهد. با توجه به اینکه بعد از فوت پدر حضانت طفل با مادر خواهد بود و ازدواج مجدد مادر در این حضانت تاثیری ندارد. قانون گذار این آینده نگری را در مورد مخارج اطفال نداشته است. حق ارث زن می تواند با عدم مساعدت و تکفل مالی شوهر دوم، مخارج اطفال را تامین کند. این هم قانونی دیگر است که غیر مستقیم در ازدواج مجدد زن مانع ایجاد می کند.
۵) ماده ۶ از قانون زنان و کودکان بی سرپرست مصوب ۱۳۷۱ می گوید: در صورت ازدواج ، رجوع، یا تحت تکفل قرار گرفتن زنان و دختران ،‌ مقرری مشمولان قطع می شود و ماده ۸۱ قانون تامین اجتماعی می گوید:‌ عیال دائم بیمه شدة متوفی، مادام که شوهر اختیار نکرده است،‌حق دارد دریافت مستمری متوفی را بگیرد.
▪ تبصرة۱ :‌ همسران بیمه شدگان متوفی که شوهر اختیار نموده اند ( عقد دائم) در صورت فوت شوهر دوم، توسط تامین اجتماعی مجددا به آ‌نها مستمری پرداخت خواهد شد.
این سوال در اینجا مطرح می شود که چرا زنی که یک عمر با همسرش زندگی کرده است و در شداید و مصائب زندگی در کنار او بوده و از آن زندگی سهم دارد و کارکرد خود را بدون توقع دریافت مزد در اختیار همسر و فرزندانش قرار داده است، حال باید از حقوق و مقرری بعد از فوت همسرش به خاطر ازدواج مجدد، بی نصیب باشد. متاسفانه کوتاهی قانونگذاران در تبیین حدود و حقوق زنان، راه را برای بازنگری قوانین این چنین که ظلم به جمعیت زنان است را،‌ بسته نگه داشته است.
۶) طرح بیمة طلاق که با هدف تامین اجتماعی زنان مطلقه ای است که تنها با افراد تحت تکفل خویش زندگی می کنند و همچنین ایجاد شرایط عادی زندگی برای زنان مطلقه، باز تا زمانی زنان مطلقه را تحت پوشش می گیرد که توان پوشش افراد خانواده یا ازدواج مجدد را نداشته باشند (روزنامه همشهری، ۶ بهمن ۱۳۸۲ برابر با دوشنبه ۲۶ ژانویه ۲۰۰۶.
www.irankhabar.com/head lines/ detailed/ ۱۶۶۹۴.html).
۷) یک مشکل دیگر که برای ازدواج مجدد زنان مطرح می گردد. تشکیک در نَسَبِ طفلی است که بعد از انحلال نکاح بدنیا می آید و این خود مانعی دیگر بر ازدواج مجدد زنان است. ماده ۱۱۵۹ قانون مدنی می گوید:‌ هر طفلی که بعد از انحلال نکاح متولد شود ملحق به شوهر است، مشروط بر اینکه مادر هنوز شوهر نکرده باشد و از تاریخ انحلال تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد. مگر آنکه ثابت شود که از تاریخ نزدیکی تا زمان ولادت کمتر از ۶ ماه و یا بیشتر از ده ماه گذشته باشد. در مادة بعدی یعنی ماده ۱۱۶۰ می گوید:‌در صورتی که عقد نکاح پس از نزدیکی منحل شود و زن مجدداً شوهر کند و طفلی از او متولد گردد، طفل به شوهری ملحق می شود که مطابق مواد قبل،‌ الحاق او به آن شوهر ممکن است. در صورتی که مطابق مواد قبل، الحاق به هر دو شوهر ممکن باشد، طفل ملحق به شوهر دوم است مگر آن که امارات قطعیه بر خلاف آن دلالت کند.
همانطور که ملاحظه می شود، زن برای جلوگیری از مشکلات و مسائلی که دربارة نسب طفلش ایجاد می گردد باید از ازدواج مجدد سرباز زند و اگر ازدواج مجدد نماید باید فشارها و مشکلات ناشی از تشکیک در نسب طفلش را پذیرا گردد. همانطور که می بینیم قوانین مدنی کشورمان، مواد قانونی را به گونه ای صادر نموده است که انجام و عدم انجام آن هریک به شکلی برای زن مشکلاتی راایجادمی نماید و زنان در بسیاری موارد حاضرند از ازدواج مجدد چشم بپوشند و مشکلات ناشی از این چشم پوشی را تحمل نمایند.

مقاله از:دکتر نادر



 




 : مرتبه
+نوشته شده در یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت12:34 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

درباره موضوع قانون اصلاح ماده (34) اصلاحي قانون ثبت مصوب1351 و حذف ماده (34) مكرر آن

در اجراء اصل يكصد و بيست و سوم (123) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران قانون اصلاح ماده (34) اصلاحي قانون ثبت مصوب 1351 و حذف ماده (34) مكرر آن كه با عنوان طرح دو فوريتي به مجلس شوراي اسلامي تقديم گرديده بود، با تصويب در جلسه علني روز دوشنبه مورخ 29/11/1386 و تأييد شوراي نگهبان جهت اجرا به دولت ابلاغ ‌گردید.



 

شماره203363                                                    26/12/1386

وزارت دادگستري

        قانون اصلاح ماده (34) اصلاحي قانون ثبت مصوب 1351 و حذف ماده (34) مكرر آن كه در جلسه علني روز دوشنبه مورخ بيست و نهم بهمن ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و شش مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 8/12/1386 به تأييد شوراي نگهبان رسيده و طي نامه شماره 194514/797 مورخ 12/12/1386 مجلس شوراي اسلامي واصل گرديده است به پيوست جهت اجرا ابلاغ مي‌گردد.

رئيس جمهور ـ محمود احمدي‌نژاد

قانون اصلاح ماده (34) اصلاحي قانون ثبت مصوب1351 و حذف ماده (34) مكرر آن

        ماده واحده ـ ماده (34) اصلاحي قانون ثبت مصوب 1351 به شرح زير اصلاح و ماده (34) مكرر آن حذف مي‌گردد:
        ماده34ـ در مورد كليه معاملات رهني و شرطي و ديگر معاملات مذكور در ماده (33) قانون ثبت، راجع به اموال منقول و غيرمنقول، درصورتي كه بدهكار ظرف مهلت مقرر در سند، بدهي خود را نپردازد، طلبكار مي‌تواند از طريق صدور اجرائيه وصول طلب خود را توسط دفترخانه تنظيم‌كننده سند، درخواست كند. چنانچه بدهكار ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اجرائيه نسبت به پرداخت بدهي خود اقدام ننمايد بنا به تقاضاي بستانكار، اداره ثبت پس از ارزيابي تمامي مورد معامله و قطعيت آن، حداكثر ظرف مدت دو ماه از تاريخ قطعيت ارزيابي، با برگزاري مزايده نسبت به وصول مطالبات مرتهن به ميزان طلب قانوني وي اقدام و مازاد را به راهن مسترد مي‌نمايد.
        تبصره1ـ در مواردي هم كه مال يا ملكي، وثيقه دين يا انجام تعهد يا ضمانتي قرار داده مي‌شود مطابق مقررات اين قانون عمل خواهدشد.
        تبصره2ـ نحوه ابلاغ اجرائيه، بازداشت مازاد مورد رهن و چگونگي ختم عمليات اجرائي و برگزاري مزايده و اعراض از رهن و ساير موارد به موجب آئين‌نامه‌اي است كه ظرف مدت سه ماه از طرف سازمان ثبت اسناد و املاك كشور تهيه و به تصويب رئيس قوه قضائيه خواهدرسيد.
        تبصره3ـ اين قانون نسبت به اسناد تنظيمي و اجرائيه‌هاي صادره كه قبل از تصويب اين قانون مختومه نگرديده است نيز جاري است.
        قانون فوق مشتمل بر ماده واحده در جلسه علني روز دوشنبه مورخ بيست و نهم بهمن ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و شش مجلس شوراي اسلامي تصويب و در تاريخ 8/12/1386 به تأييد شوراي نگهبان رسيد.

رئيس مجلس شوراي اسلامي ـ غلامعلي حدادعادل

مشروح مذاكرات مجلس شوراي اسلامي - جلسه ۴۰۸ در ارتباط با تصویب این قانون

آدرس این مطلب :


INP_Nuke © IranNuke.com


 




 : مرتبه
+نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت13:42 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

واگذاری حق استفاده مشاعی از حیاط یا پارکینگ موضوع قانون تملک آپارتمانها

سوال :

۱- آیا قانون تملک آپارتمانها کلا " از قوانین آمره است ؟

۲- آیا با توافق هم مالکین مشاعی میتوانند استفاده از قسمتهای مشاعی را به سایر مالکین مشاعی واگذار نمایند ؟

۳- آیا امکان واگذاری حق استفاده از قسمتهای مشاعی در سند رسمی وجود دارد یا خیر ؟ و چنانچه وجود دارد آیا میتوان سند مذکور را فسخ کرد ؟

پاسخ :

الف ـ  قانون تملک آپارتمانها در بعضی موارد آمرانه است و این موارد در متن قانون ذکر شده است بطوری که قانونگذار خود به عدم اعتبار توافق بر خلاف آنرا مشخص کرده است ، مانند ماده ۳ این قانون ( قانون تملک آپارتمانها ) که اشعار میدارد « حقوق هر مالک در حقوق اختصاصی و حصه او در قسمتهای مشترک غیر قابل تفکیک بوده و در صورت انتقال قسمت اختصاصی به هر صورتی که باشد انتقال قسمت مشترک قهری میباشد » از متن مذکور چنین بر می آید که حقوق مالکانه قسمتهای اختصاصی و اشتراکی که در مواد (۱ و ۲) که اشعار میدارند ماده ۱ - مالکیت در آپارتمانهای مختلف و محلهای پیشه و سکنای یک ساختمان شامل دو قسمت است ( مالکیت قسمتهای  اختصاصی و مالکیت قسمتهای مشترک ) ماده ۲ نیز اشعار میدارد : قسمتهای مشترک در این قانون عبارت است از قسمتهایی از ساختمان که حق استفاده از آن منحصر به یک یا چند آپارتمان یا محل پیشه مخصوص نبوده و به کلیه مالکین به نسبت  قسمت اختصاصی آنها تعلق میگیرد . بطور کلی قسمتهایی که برای استفاده اختصاصی تشخیص داده  نشده است یا در اسناد مالکیت ملک اختصاصی یک یا چند نفر از مالکین تلقی نشده ، از قسمتهای مشترک محسوب میشود مگر آنکه تعلق آن به قسمت معینی بر طبق عرف و عادت محل مورد تردید نباشد » به آن اشاره شد ، قابل تفکیک و انتقال نیست ولی این امر مانع از آن نمیشود که هر مالکی با بقای مالکیت خود در قسمت مشترک حق استفاده از قسمت های مشترک خود را مثل استفاده از حیاط یا پارکینگ را از خود سلب و به مالک دیگر ساختمان که امکان استفاده بهتر از قسمتهای مذکور را دارد واگذار نماید ، این اقدام موجب انتقال مالکیت وی بر قسمتهای اشتراکی مذکور نمیشود و در نتیجه مغایرتی با قانون تملک آپارتمانها ندارد .

ب ـ از آنچه  در بند الف معروض گردید مالکین طبقات اول و دوم میتوانند حق استفاده از حیاط مشاعی را به موجب سند عادی یا رسمی از خود سلب و به مالک طبقه همکف واگذار نمایند .

ج ـ چنانچه حق استفاده از حیاط مشاعی  برای مالک طبقه همکف بترتیب مذکور در فوق توافق شده باشد اصلاح سند و حذف حق استفاده بدون توافق طرفین ، موجه نمی باشد.

نظریه شماره ۲۲۷۰- ۷      ۳۱-۳-۱۳۸۸ روزنامه رسمی شماره ۱۷۵۱۲ مورخ ۲۷-۱-   ۱۳۸۴          کد ۷۰۸ مجموعه بخشنامه های ثبتی تا آخر خرداد ۱۳۸۷




 : مرتبه
+نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت21:39 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

مطالعه ای درباره جرم اختلاس

عناصر جرم:
عنصر مادی جرم اختلاس، عبارت است از اینکه مأمور دولت که مالی بر حسب وظیفه به او سپرده شده، آنرا تصاحب و برخورد مالکانه داشته باشد.
عنصر قانونی این جرم، همان مواد 5 و 6 قانون تشدید است.
و عنصر معنوی جرم، عبارت از این است که اقدامات کارمند مذکور، با سوء نیت باشد.
موضوع جرم اختلاس، اموال منقول است و در اینکه آیا اموال غیرمنقول هم می‌تواند موضوع اختلاس باشد یا نه؟ اختلاف نظر  وجود دارد.
 
تفاوت اختلاس با خیانت در امانت و تصرف غیر قانونی:
نکته بسیار مهم اینکه باید توجه شود که تصرف غیرقانونی و خیانت در امانت از جرائمی است که شباهت بسیاری با جرم اختلاس دارند،
برخلاف اختلاس، هرگاه مأمور دولت، قصد تملک وجوه یا اموال دولتی را نداشته باشد، این عمل تصرف غیرقانونی است و مشمول ماده 598 قانون مجازات اسلامی است. و مرتکب جرم در اختلاس لزوماً باید مأمور دولت باشد ، برخلاف خیانت در امانت.
 
اموال دولتی:
پرسش دیگر اینکه اموال دولتی، کدام اموالی است؟ طبق نظریه اداره حقوقی 15/3/73 اموالی که از بودجه عمومی کل کشور تهیه می‌گردد و دراختیار قوای سه‌گانه مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شورای نگهبان قرار می‌گیرد، برای مثال، اگر کارمند دولت، گچ،درب و مانند اینها را که متعلق به دولت است در خانه شخصی خود مصرف و نصب کند، این عمل اختلاس محسوب می‌شود نه تصرف غیرقانونی».
 
مجازات مختلس:
طبق ماده 5 قانون تشدید، اگر مأمور دولت که بر حسب وظیفه، وجوه یا اموالی را به او سپرده بودند، به نفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب نماید، مختلس محسوب و به ترتیب زیر مجازات خواهد شد.
در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به 6 ماه تا 3 سال حبس و 6 ماه تا 3 سال انفصال موقت و هرگاه بیش از این باشد به 2 تا 10 سال و انفصال دایم از خدمات دولتی و در هر مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل در برابر آن محکوم خواهد شد.
تبصره 1- در صورت اتلاف عمدی، مرتکب علاوه بر ضمان به مجازات اختلاس محکوم می‌شود.
تبصره 2- چنانچه عمل اختلاس، توأم با جعل سند و نظایر آن باشد در صورتی که میزان اختلاس تا پنجاه هزار ریال باشد مرتکب به 2 تا 5 سال حبس و یک تا 5 سال انفصال موقت و هرگاه پیش از این مبلغ باشد به 7 تا ده سال حبس و انفصال دائم از خدمات دولتی و در هر دو مورد علاوه بر رد وجه یا مال مورد اختلاس به جزای نقدی معادل دو برابر آن محکوم می‌شود.
مستخدمان دولتی علاوه بر مجازات مذکور چنانچه در مرتبه مدیر کل یا بالاتر و یا همطراز آنها باشد به انفصال دائم از خدمات دولتی و در صورتی که در مراتب پائین‌تر باشند به 6 ماه تا 3 سال انفصال موقت از خدمات عمومی محکوم می‌شود.
مطابق ماده 7 قانون مذکور، مختلس از تاریخ صدور کیفرخواست از شغل خود معلق خواهد شد. دادسرا هم مکلف است صدور کیفر خواست را بر اداره یا سازمان ذیربط اعلام دارد. در صورتی که متهم برائت حاصل کرد ایام تعلیق جزء خدمت او محسوب و حقوق و مزایای مدتی را که به علت تعلیقش نگرفته دریافت خواهد کرد.
 
منابع:
1-  گلدوزیان، ایرج؛ محشای قانون مجازات اسلامی، تهران، انتشارات مجد، 1383، ص319.
2- شکری، رضا؛ خلاصه مباحث حقوق جزا و جرم‌شناسی، نشر پردازش، چاپ دوم، 1384.
3- رمضانی، احمد؛ ارکان جرم اختلاس، نامه مفید، شماره 24، زمستان 1379.





 : مرتبه
+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت9:47 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

دفاتر اسناد رسمی جهت ثبت هرگونه نقل و انتقال تکلیفی نسبت به روشن شدن وضعیت خدمت وظیفه عمومی متعاملی

مورخ بیست و دوم آبان 1390 مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ دوم آذر1390 به تائید شورای نگهبان رسید، بند "و" ماده 10 حذف شد. 

 

رئیس کانون سردفتران و دفتریاران با اشاره به ماده 10 قانون خدمت وظیفه عمومی تأکید کرد: بند"و"، پیش از این مقرر می داشت: "ثبت هرگونه نقل و انتقال غیرقهری اموال به طور مستقیم وغیرمستقیم در دفاتر اسنادرسمی نیاز به بررسی وضعیت مشمول دارد."

 

به گزارش روابط عمومی کانون سردفتران و دفتریاران، محمدرضا دشتی اردکانی افزود:‌ سرانجام پس از رایزنی ها و کار کارشناسی چندین ماهه ای که باحضور مسئولین و کارشناسان کانون سردفتران و دفتریاران و ستاد کل نیروهای مسلح در کمیسیون مربوطه صورت گرفت، مجلس شورای اسلامی به منظور رفع معضلات و تسهیل تنظیم اسناد رسمی در دفاتر اسنادرسمی، بند «و» را حذف کرده و بنابراین با اجرای این قانون از این پس انجام هرگونه ثبت نقل و انتقال در دفاتر اسنادرسمی نیازی به تعیین تکلیف سربازی و ارائه کارت پایان خدمت یا معافیت ندارد. بنابراین افراد ذکور که به سن قانونی 18 سال تمام رسیده باشند می توانند بدون کارت پایان خدمت وظیفه عمومی نسبت به جابه‌جایی و نقل و انتقال و تنظیم هرگونه سندرسمی در دفاتر اسنادرسمی اقدام کنند.

 

دشتی اردکانی خاطرنشان کرد: ‌پیش بینی می شود با این اقدام مجلس، جلوی تخلفات مربوط به وضعیت مشمولین در ارتباط با امور ثبتی و نقل و انتقال گرفته شده و گامی مهم در راستای ترویج سندرسمی در جامعه برداشته شود.

http://www.notary.ir





 : مرتبه
+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت9:5 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

چگونگی خرید‌ و فروش مسکن‌مهر

رای واحدهای مسکونی‌مهر «سند اعیانی» صادر می‌شود و مالکیت «اعیان» قابل «معامله» است.

گروه مسکن- فرید قدیری: رییس سازمان ملی زمین و مسکن –نهادی که مالک زمین‌های 99ساله است- در پاسخ به گزارش دیروز

«دنیای‌اقتصاد» با تاکید بر اینکه هیچ اقدامی برای ممنوع‌المعامله کردن مسکن‌مهر مطرح نیست، اعلام کرد: واحدهای مسکونی مهر بعد از تحویل به متقاضیان و انتقال سند به نام آنها، ملک خانوارها محسوب شده و افراد مطابق قانون مالکیت، می‌توانند در حکم «صاحبخانه» نسبت به هر نوع استفاده شامل سکونت یا نقل‌وانتقال این واحدها اقدام کنند، اما تا قبل از صدور سند محضری به نام متقاضی، خرید‌وفروش آن غیرقانونی است.
احمد اصغری مهرآبادی با اشاره به اینکه برای نحوه مالکیت مسکن‌مهر ضوابط خاصی وجود دارد، گفت: خریدوفروش این واحدها تفاوتی با سایر آپارتمان‌های مسکونی دارد که علت آن به مالکیت زمین مربوط می‌شود. در مسکن‌مهر، مالک زمین دولت است و واحدها روی زمین‌هایی که دولت به صورت 99ساله به متقاضیان اجاره داده، احداث شده‌اند به همین خاطر با هماهنگی‌هایی که با سازمان ثبت اسناد و املاک کشور انجام داده‌ایم، هم‌اکنون در دفترخانه‌ها برای این آپارتمان‌ها «سند اعیانی» صادر می‌شود؛ به این معنی که «سند عرصه» که مالکیت زمین را مشخص کرده به ‌نام دولت باقی می‌ماند اما «سند اعیان» که در آن مالکیت واحد مسکونی‌مهر به نام متقاضی منتقل شده، به افراد تحویل داده می‌شود.
رییس سازمان ملی زمین و مسکن در ادامه گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» تصریح کرد: متقاضیان مسکن‌مهر بعد از اینکه واحدها تحویلشان می‌شود صاحب و مالک اعیان این آپارتمان‌ها هستند به این معنی که به غیر از زمین، سازه و واحدمسکونی به مالکیت متقاضی منتقل می‌شود.
مهرآبادی همچنین افزود: خرید‌وفروش این واحدها نیز در حد اعیان مجاز است، اما برای فروش باید از بابت قرارداد اجاره زمین که دولت با آنها منعقد کرده، هماهنگ کنند تا در صورت لزوم، اجاره‌نامه زمین به نام مالک جدید تنظیم شود.
وی همچنین گفت: در زمان ساخت واحدهای مسکونی‌مهر، زمین‌های 99ساله در رهن بانک قرار داشت تا به اعتبار زمین، تسهیلات ساخت پرداخت شود اما هنگام تحویل این واحدها به متقاضیان، سند عرصه فک‌رهن می‌شود و بعد از آن، سند اعیانی به‌نام فرد متقاضی صادر خواهد شد.
به گزارش «دنیای‌اقتصاد» سازمان ملی زمین‌ومسکن، تامین‌کننده زمین‌های 99ساله برای مسکن‌مهر بوده و حالا عملا مالک همه این زمین‌ها به حساب می‌آید.
«دنیای‌اقتصاد» دیروز در گزارشی با اشاره به نصب یک بیلبورد در یکی از شهرهای جدید اطراف تهران حاوی متن «ممنوعیت خرید و فروش مسکن‌مهر» نوشت: در حالیکه قانون، مسکن‌مهر را ممنوع‌المعامله نکرده، اما طبق یک بخشنامه‌ داخلی، این واحدها از خرید‌وفروش منع شده‌اند.
اما پیگیری‌های روز گذشته «دنیای‌اقتصاد» از رییس سازمان ملی زمین و مسکن نشان داد همان‌طور که پیش‌تر پیش‌بینی شده بود، هشدار نوشته شده در بیلبورد نصب شده در شهرهای جدید، فقط مختص انبوه‌سازان است که طبق قانون، سازنده‌های مسکن‌مهر حق فروش واحدها بدون هماهنگی با دولت را ندارند. انبوه‌سازان مسکن‌مهر باید واحدها را فقط به افرادی که دولت به عنوان متقاضی واجدشرایط معرفی می‌کند، تحویل دهند.
رییس کانون سردفتران نیز در این باره به «دنیای‌اقتصاد» گفت: هم‌اکنون در دفترخانه‌ها کار صدور سند محضری برای واحدهای مسکونی‌مهر در جریان است و با هماهنگی‌های به عمل آمده، هزینه تحریر سند برای مسکن‌مهر را به دلیل رعایت حال خانوارهای کم‌درآمد، مشمول 50 درصد تخفیف کرده‌ایم.
خانوارها مالک انتفاع هستند
رییس اتحادیه مشاوران‌املاک تهران نیز اعلام کرد: خرید‌وفروش مسکن‌مهر برای خانوارهایی که این واحدها تحویلشان می‌شود مجاز و قانونی است.
مصطفی قلی خسروی افزود: دولت با تحویل مسکن‌مهر به متقاضیان، حقی برای افراد ایجاد می‌کند و به هیچ‌وجه کسی نمی‌تواند ممانعت از حق کند.
وی تصریح کرد: مالکیت در اسلام محترم است و خانوارهای صاحب مسکن‌مهر در واقع مالک انتفاع این واحدها هستند و می‌توانند این واحدها را معامله کنند.
مسکن‌مهر شبیه واحدهای وقفی
رییس اتحادیه مشاوران‌املاک تهران در ادامه گفت: واحدهای مسکونی‌‌مهر چون روی زمین‌های 99ساله ساخته می‌شود، شبیه آن دسته از واحدهای مسکونی داخل شهرهاست که روی زمین‌های موقوفه احداث شده‌اند. 
وی افزود: همان‌طور که در حال حاضر برای خرید و فروش واحدهای وقفی، مالک واحد مسکونی با اداره اوقاف هماهنگ می‌کند، مالکان مسکن‌مهر نیز باید از بابت قرارداد اجاره زمین‌های 99ساله، با وزارت راه‌وشهرسازی هماهنگ کنند؛ اما واحد مسکونی چه وقفی باشد و چه از نوع مسکن‌مهر، خرید و فروش آن مجاز و قانونی است.

رییس اتحادیه مشاوران املاک: واحدهای مسکونی‌‌مهر چون روی زمین‌های 99ساله ساخته می‌شود، شبیه آن دسته از واحدهای مسکونی داخل شهرهاست که روی زمین‌های موقوفه احداث شده‌اند. همان‌طور که مالک آپارتمان وقفی با اداره اوقاف هماهنگ می‌کند، مالکان مسکن‌مهر نیز باید از بابت قرارداد اجاره زمین‌های 99ساله، با وزارت راه‌وشهرسازی هماهنگ کنند؛ اما واحد مسکونی چه وقفی باشد و چه از نوع مسکن‌مهر، خرید و فروش آن مجاز و قانونی است .

دنیای اقتصاد





 : مرتبه
+نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت8:55 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

اشتباه در خود موضوع معامله

چكیده :
بررسی اجمالی اشتباه در خود موضوع معامله است كه مشتمل بر یك مقدمه و دو فصل می باشد . فصل اول كلیات ، شامل تعریف اشتباه و تفاوت آن با واژه های مشابه و شناسایی موضوع معامله می باشد ، و همچنین شامل جنبه های تاریخی اشتباه در خود موضوع معامله در حقوق رم ، فرانسه و فقه امامیه می باشد . در فصل دوم نیز سعی شده است سه نظریه مهم درمورد تفسیر اشتباه در خود موضوع معامله در حقوق فرانسه بررسی شود ؛ و در نهایت ؛ نظریات مختلف د ر ایران بررسی و نتیجه گیر ی شود .
مقدمه :
تلاش برای حل مسائل حقوقی مدنی بدون در نظر گرفتن سابقه حقوقی ایران راه بجایی نخواهد برد . قانون مدنی ایران مبتنی بر فقه امامیه و شرع انور اسلام است و حل مشكلات قانون مدنی باید بر مبنای فقه امامیه باشد تا هم از نظر قانونگذار ، كه خو د در تدوین قانون مدنی از این منبع الهام گرفته است تأمین شود ، و هم از غنای فقه كه در واقع تاریخ حقوق ایران را تشكیل می دهد بی بهره نباشیم . قانون مدنی ایران در قسمت قواعد عمومی قراردادها بیشتر ملهم از حقوق فرانسه است .
و حتی بعضی از مواد آن ترجمة مواد ق . م فرانسه می باشد .
L error in Corpore ) ، مثلا“ موضوع معامله یك شمعدان مسی است ولی یك طرف تصور می كند كه شمعدان مزبور طلاست . درحقوق اولیه رم ، این قسم اشتباه ، توافق طرفین را از بین نمی برد و عقد معتبر بود ؛ اما این راه حل در عقود با حسن نیت یا اقلا“ در بیع ، بی انصافانه به نظر می آمدند .
این نوع اشتباه مانند اشتباه درموضوع تلقی شد و باعث عدم وجود عقد گردید . )
ج) بررسی تحول حقوق رم : گفتیم كه در حقوق رم عقود تشریفاتی بود و اشتباه تأثیری در اعتبار عقد نداشت ، اما مدتی بعداز پیدایش عقد غیر تشریفاتی و با حسن نیت ، اشتباه درماهیت شی ء مورد بحث قرار گرفت واین بحث مربوط به حقیقت فلسفی اشیابود . مشائیون معتقدند كه وجود ، عبارت است از : ماده و صورت . و می گویند حقیقت هر چیز صورت اوست و ماده را در درجه دوم قرار می دهند . مارسلوس ، كه یكی از علمای حقوق رم و تابع این عقیده بود ، توافق طرفین را در باره صورت موضوع معامله كافی می دانست ؛ لذا اشتباه در ماهیت شی ء همیشه بی اثر بود . پس در بیعی كه موضوع آن شمعدانی مسی است ولی خریدار شمعدانی مزبور را از طلا تصور میكند چون توافق طرفین روی صورت خارجی موضوع معامله حاصل است لذا عقد معتبر میباشد . بر خلاف آن ، رواقیون معتقدند كه حقیقت وجود ، ماده است كه صورت ، فقط بعضی صفات عرضی را بدان می افزاید ، و ماده است كه اشیارا از هم متمایز می كند . در مثال ما ، یك طرف تصور ، شمعدانی از طلاست در صورتی كه شمعدان از مس است و چون عامل اصلی طبق این عقیده ماده است پس مثل این است كه دو موضوع وجود دارد ، لذا اشتباه روی موضوع معامله واقع می شوداز این رو ، معامله باطل است .
پس در اواخر دوره جمهوری بود كه فكر احترام به اراده رونق گرفت و قاعده ای مرسوم شد كه به موجب آن ، اراده كسی كه در اشتباه است ارزش ندارد و با وجود این ، در هیچ دوره ای از حقوق رم ، اراده درونی اشخاص مورد تجزیه و تحلیل قرار نمی گرفت و تنها به اشتباهی توجه می شد كه در بیان و اعلام اراده رخ می داد .
د) حقوق قدیم فرانسه :
حقوق دانان قدیم فرانسه ، از جمله “ پوتیه “ كه بیش از همه الهام بخش نویسندگان قانون مدنی ناپلئون شده است ، اصول مربوط به اشتباه در حقوق رم را دنبال و تكمیل كردند و تغییرهایی دران دادند . در مورد اشتباه در ذات مورد معامله ، “ پوتیه “ ماده و جنس را به شیوه رومیان در برابر اوصاف قرار نداد و چنین تحلیل كرد كه مقصود از اشتباه ، در وصفی است كه دو طرف معامله به طور اصلی در نظر داشته اند و ماهیت و ذات مورد معامله را تشكیل می دهد . درباره اثر اشتباه ، “ پوتیه “ اعتقاد دارد كه اشتباه در خود موضوع معامله عقد را باطل می كند . گفتار دوم : فقه امامیه
در حقوق اسلام ، عقد تابع قصد است . با وجود این ، فقها ، اشتباه را به عنوان عیب اراده مور د مطالعه قرار نداده اند و كمتر به تجزیه و تحلیل اراده باطنی پرداخته اند . این وضع نباید این توهم را ایجاد كند كه در فقه ، به اثر اشتباه در معاملات توجه نشده ، برای اشتباه درخود موضوع معامله در فقه باید گفت كه مثلا“ ، اگر كسی كتابی را بفروشد و خریدار به تصور اینكه آن كتاب متعلق به نویسنده خاصی است آن را بخرد در حالی كه این چنین نباشد ؛ دراین فرض ، هیچ معامله ای واقع نمی شود .
در اینكه ذات موضوع معامله چیست ، فقهای متأخر راهی را برگزیدند كه بر دامنه اثر اشتباه می افزاید ، و نظر آنان را با آنچه در حقوق كنونی دنیا مرسوم است نزدیك می سازد .
دقت در نوشته های “ شیخ انصاری “ و پیروانش ، نشان می دهد كه این محققان نیز به تحلیل اوصاف و خصوصیتهای مورد معامله پرداخته اند . در نوشته های اینان ، وصفی كه حقیقت و جوهر مورد معامله را تشكیل می دهد و مقوم آن است ، از اوصاف فرعی جدا شده است . این وصف كه وصف ذاتی نامیده می شود به طور مستقیم و ذاتی متعلق اغراض دو طرف قرار می گیرد، عوض در برابر آن پرداخته می شود و صورت نوعی و عرفی و جنس مورد معامله را می سا زد . بنابراین هر گاه ، آنچه فروخته شده است دارای وصف معهودنباشد ، معامله باطل است . به این ترتیب ، در نظریه های اخیر فقها ، ذات مورد معامله جای خود را به اوصاف ذاتی و جوهری داده است و اشتباه در این اوصاف ، باعث بطلان عقد می شود
به همین جهت ، میرزای نائینی معتقد است كه در صورت فقدان خصوصیتی كه عین موجود خارجی را با آنچه كه عقد برآن واقع شده است عرفا“ مباین می كند ، د ر این صورت ، موجب بطلان عقدمی گردد و اگر خصوصیتی كه در مبادله دو مال چندان اهمیت ندارد وجود نداشت ، موجب می گردید كه التزام به عقد از بین برود و خیار فسخ به وجود آید .
مبحث سوم : مبنای اشتباه در موضوع معامله
گفتار اول : اشتباه ناشی از پندار غلط خود شخص
گاهی اوقات خود شخص معامله كننده به اشتباه ، یك تصور غلطی از مورد معامله در ذهن خود دارد مثلا“، شخصی اتومبیلی را می خرد به تصور اینكه مدل ( 1976.م) است در حالی كه مدل آن ( 1966.م ) می باشد ؛ اگر این اشتباه كه ناشی از پندار غلط خریدار می باشد وارد قلمرو توافق طرفین شده باشد ان گاه ، این اشتباه ضمانت اجرا دارد و گر نه ضمانت اجرا نخواهد داشت ، چرا كه اغراض و دواعی طرفین مادامی كه وارد قلمرو معامله نشده ، نمی تواند تأثیری درصحت عقد داشته باشد .گفتار دوم : اشتباه ناشی از تدلیس غیر
اشتباه ، عیب اراده است و در حقیقت ، هر گاه تصور نادرست شخص از یك شیء باعث شود كه در اراده او تأثیر بگذارد و این اشتباه مؤثر در عقد باشد ، موجب بطلان یا عدم نفوذ عقد می گردد . د ر قانون مدنی ایران ، تدلیس درزمره خیارات آمده و برای فریب خورده ، حق فسخ قایل شده است . معنای آن این است كه تدلیس درزمرة عیوب رضا به شمار نمی آید و تدلیس طرف مقابل تأثیری در نفوذ عقد ندارد ، و فقط به فریب خورده حق فسخ می دهد . ولی پاره ای از مؤلفان بدون توجه به تفاوت آشكار تدلیس و اشتباه و مقام و موضع هر كدام در قانون مدنی ، تدلیس را در زمرة عیوب رضا آورده اند و ناچار شده اند كه قابلیت فسخ را با عدم نفوذ مرادف شمارند . “ دكتر شایگان “ دركتاب حقوق مدنی ایران چنین می گوید : ( برای صحت عقد یا معامله تنها وجود قصد و رضا كافی نیست بلكه رضا باید صحیح یعنی خالی از عیب وعلت باشد . عیوب رضا عبارت است از : اشتباه و تدلیس را در زمره عیوب رضا آورده ، در حالی كه اگر در زمره عیوب رضا باشد باید موجب عدم نفوذ معامله گردد. و از طرف دیگر ، ضمانت اجرای تدلیس ، خیار فسخ می باشد لذا در اینجا بین این دو اصطكاك ایجاد می شود و این سئوال مطرح می گردد كه بالاخره آیا تدلیس موجب عدم نفوذ است یا موجب قابلیت فسخ ؟ در نگاه اول چنین ا ستنباط می شود كه “ دكتر شایگان “ دچار تناقض گویی شده ، و در چند سطر بعد در زیر عنوان تدلیس می آورد كه : ( تدلیس بر خلاف اشتباه هیچ وقت باعث فقدان قصد و رضا و د ر نتیجه موجب بطلان معامله نیست و فقط از عیوب محسوب شده و به طرفی كه فریب خورده حق فسخ می دهد ) . ولی در چند صفحه بعد زیر عنوان عدم نفوذ یا خیار فسخ ، می گوید : ( اگر عیوب و علتهای مزبور به این درجه نباشد یعنی وجود آنها لطمه ای به منافع عمومی وارد نیاورد و تنها برای منافع خصوصی اشخاص مضر باشد ، عقد باطل نیست و فقط غیر نافذ و یا قابل فسخ است . )
لذا این توهم به وجود می آید كه استاد، این دو را مترادف دانسته اند . به نظر ما ایشان به وضع عجیبی كه در متن قانون مدنی دیده می شود توجه نداشته ، و مرادشان این بوده كه د ر این قانون ، در موردد مشروح در متن ، فسخ حكم عدم نفوذ را پیدا كرده و مترادف با آن به كار رفته است . عده ای دیگراز استادان حقوق گفته اند :
( تدلیس از مصادیق اشتباه است . این اشتباه ممكن است در اعلام اراده بوده ، یا درجهاتی باشد كه زیان دیده را مصمم به انعقاد معامله كرده است . نوع اول مانند تدلیس مترجم در اعلام اراده واصله كه به زبان خارجی است ، و نوع دوم مانند موردی كه شخص نابینایی قصد دارد به “الف“ پولی بدهد و “ب“ خود را به جای “الف“ معرفی كرده عقد قرض را واقع می سازد . )
این دسته از حقوق دانان معتقدند كه اگر اشتباه ، ناشی از تدلیس باشد ، رضا را معلول خواهدكرد و اضافه می كنند كه : ( تدلیس و غبن مانند اشتباه و اكراه از عیو ب رضاست ، قانونگذار قانون مدنی ، به تبعیت از فقه دو مورد اول را در عداد خیارات قانون مدنی ، یعنی موارد فسخ معامله آورده ، برعكس به پیروی از قانون مدنی فرانسه دو مورد اشتباه و اكراه را از مصادیق عیوب رضا و عدم نفوذ عقد دانسته اند) .
و سپس چنین استنباط كرده اند كه : ( شكی نیست كه عقدی كه در آن خیار یا حق فسخ موجوداست ، صحیحا“ واقع شده ، یعنی رضای طرفین آن صحیح وسالم است ، برعكس درعقد غیر نافذ، عقد واقع می شد ولی حالت متزلزل دارد و خروج از این حالت مستلزم تنفیذ یا اجازه است . ) و به دنبال آن برا ی رفع این تعارض این دسته از حقوق دانان اشعار می دارند كه : ( حق این بود كه دو مورد غبن و تدلیس در عداد دو مورد اشتباه و اكراه ضمن مادة (199) ذكر می شد ، تا تضاد یا د شده وجود نداشت ) . باید گفت كه در حقوق سنتی ما ، راه جبران ضرر زیان دیده و متضرر از قرار دا د از بین لزوم قرار داد است ؛ یعنی بر اساس قاعده لاضرر كه حكم ثانوی می باشد حكم اولی كه لزوم وجوب وفای به عقد است از بین می رود به عبارت دیگر ، مفاد قاعده لاضرر نفی حكم ضروری است . به این معنا كه هر حكمی كه از طرف شارع مقدس ( قانونگذار ) تشریع می شود اگر مستلزم ضرر باشد ، حكم مزبور با توجه به ضرر به موجب قاعدة لاضرر از صفحة تشریع ( قانونگذاری ) مرفوع می شود، و لزوم به موجب قاعده بر داشته می شود و عقد قابل فسخ می گردد و متضرر می تواند عقد را فسخ كند یا همچنان به معامله پای بند باشد .
هرگاه تدلیس موجب اشتباه مؤثر در عقد باشد ، یعنی اشتباه دراوصاف جوهری و اخلال درعلت عمدة عقدباشد ، ضمانت اجرای آن بطلان است و در شمار عیوب اراده قرار می گیرد ؛ ولی خیار تدلیس ، وسیله جبران ضرر فریب خورده در جایی است كه اشتباه اثر نمی كند و عقد را بی اعتبار نمی سازد .همچنان كه گفتیم ، بطلان و عدم نفوذ ، دو حكم جداگانه اند و هرگز با خیار تدلیس جمع نمی گردند ، بطلان حالت عقدی است كه اصلا“ وجود و اعتبار حقوقی ندارد و اصلا“ در عالم حقوق به وجود نیامده است . و عدم نفوذ نیز حالت عقدی است كه متزلزل است یعنی وجود و عدم آن بسته به تنفیذ صاحب اجازه می باشد ، درحالی كه خیار فسخ متعلق به عقدی است كه صحیحا“ واقع شده و “ من له الخیار “ حق فسخ آن را دارد . پس عقدی كه غیر نافذ باشد دیگر خیار فسخ در ان نخواهد بود ، چرا كه عقد غیر نافذ تازمانی كه تنفیذ نشده ، نفوذ و اعتبار حقوقی ندارد و در عالم حقوق فاقد اثر است و نیازی به فسخ ندارد و در مقابل ، عقدی كه در آن حق فسخ موجوداست صحیحا“ واقع شده یعنی رضای طرفین آن صحیح وسالم است . گفتیم كه اشتباه عبارت است از تصور نادرست شخص از واقعیت ، حال این تصور ممكن است در اثر غفلت یا نسیان یا جهل یا عمل فریبكارانة طرف مقابل باشد ؛ اگر این عمل فریبكارانه منجر به اشتباه در خود موضوع معامله گردد ضمانت اجرای بطلان را به دنبال دارد و دیگر تابع ضمانت اجرای تدلیس نمی باشد . بنابراین هر كدام از اشتباه و تدلیس قلمروی خاص خودش را پیدا می كند . اگر د ر معامله ای تدلیس منجر به اشتباه در خود موضوع معامله گردد و یا منجر به اشتباه در علت عمدة عقد گردد ، عقد باطل می شود و محلی برای اعمال خیار تدلیس باقی نمی ماند . برعكس ، هر گاه تدلیس و القای شبهه به طرف قرارداد مؤثر در نفوذ عقد نباشد قانونگذار برای جبران ضرر مشتبه ، به او اختیار فسخ معامله را می دهد .
گفتار سوم : اشتباه موضوعی و حكمی
اشتباه موضوعی : اشتباه درموضوعات ( در مقابل احكام قانونی ) را گویند . مثل اینكه كسی قالی می خرد به تصو ر آن كه عتیقه است و بعد خلاف آن ظاهر میشود. (32) به عبارت دیگر ، هر گاه در یك موضوعی به جهتی از جهات اشتباه پیدا شود ؛ مثلا“ درعقد بیعی یك اتومبیل مدل ( 1963.م) بفروش می رسد ولی در سند خودرو و مدل اتومبیل با خط خوردگی نوشته شده و مشتبه بین ( 1963.م) و (1962.م ) می باشد ، هر گاه خریدار به تصور اینكه مدل (1962.م) می باشد آن را خریداری نماید ، اشتباه موضوعی تحقق یافته است .
اشتباه حكمی : هر گاه دریافتن حكم قانونی مسأله ای دچار اشتباه شویم آن را اشتباه حكمی گویند . كه این اشتباه به دو صورت ممكن است اتفاق افتد: الف ـ تصور وجود قانونی كه اصلا“ وجود ندارد ، ب ـ تفسیر نادرست از یك قا نون به تصور اینكه آن تفسیر درست است ) . (33) مثلا“ فردی خود را به موجب قانون مسئوول جبران خسارت زیان دیده بداند و زیان او جبران نما ید ودر حالی كه در واقع او مسئوول نمی باشد ..

برگرفته از مقالات حقوقی سایت حقوق ایران




 : مرتبه
+نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1390ساعت22:42 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

حدیث رفع چیست ؟

حدیث رفع، از احادیث مشهور و حائز اهمیت در بعضى از مباحث اصول فقه. متن حدیث بنا به روایت شیخ صدوق چنین است: «عن ابى عبدالله علیه السلام قال، قال رسول الله صلى الله علیه و آله: رفع عن امتى تسعة: الخطأ و النسیان، و ما اكرهوا علیه، و ما لا یطیقون، و ما لا یعلمون، و ما اضطروا الیه، و الحسد، و الطیرة و التفكر فى الوسوسة فى الخلق ما لمینطق بشفة»  (توحید، 353، خصال، 2/417، بحار الانوار، 2/280) . و به روایت شیخ كلینى در كافى، 2/باب ما رفع عن الامة، به سند دیگرى آمده: «وضع عن امتى تسع خصال . ..» كه از نظر معنى ظاهرا با نقل فوق تفاوتى ندارد. ترجمه حدیث چنین است: «امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرمودند: نه چیز از امت من برداشته شده است: خطا و فراموشى، و آن چه بر آن وادار شوند و آن چه توان انجامش را ندارند، و آن چه ندانند و آن چه به ناچار تن دهند و حسد و طیره (فال بد)، و اندیشیدن در وسوسه در آفرینش تا وقتى كه آن را به زبان نیاورند».

البته روایات دیگرى نیز در این باب وارد شده كه در بعضى فقط چهار چیز و در بعض دیگر سه خصلت یاد گردیده است، كه از جهت روح مطلب و اصل معنى با هم منافاتى ندارند، زیرا كه ممكن است در آنها به اهم اشیا اكتفا شده باشد. در این كه مقصود از رفع و برداشته شدن در این روایات چیست؟ احتمالاتى وجود دارد، علامه مجلسى گفته «شاید مقصود رفع مؤاخذه و عقاب باشد، و هم احتمال مى‏رود نسبت به بعضى اصل آن، و یا تأثیر یا حكم تكلیفى آن باشد» . و علماى اصول فقه، در باب برائت، پیرامون این حدیث و هر یك از جملات آن بحثها كرده‏اند، و آن چه بیشتر محل كلام است همان معنى «رفع» است، زیرا كه اگر بگوییم این وضع به عینه و اصل آنها از این امت برداشته شده‏اند یعنى این حالات اصلا در این امت وجود ندارند سخنى به گزاف گفته‏ایم، زیرا كه این حالات در این امت وجود دارند، پس باید دید مقصود از رفع و برداشته شدن چیست؟ و چگونه برداشته شده است؟

امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) فرمودند: نه چیز از امت من برداشته شده است: خطا و فراموشى، و آن چه بر آن وادار شوند و آن چه توان انجامش را ندارند، و آن چه ندانند و آن چه به ناچار تن دهند و حسد و طیره (فال بد)، و اندیشیدن در وسوسه در آفرینش تا وقتى كه آن را به زبان نیاورند.

جمعى بر آنند كه مؤاخذه و كیفر برداشته شده است، یعنى حكم و اثر تكلیفى در این موارد نیست، و بعضى نیز رفع را شامل تمامى آثار تكلیفى و وضع دانسته‏اند. البته در مواردى از قبیل: قتل خطائى، و سجده سهو، كه حكم از اول بر مورد خطا و سهو وارد شده است، از مورد حدیث بیرون است. آن گاه بحث عمده در اصول فقه نسبت به جمله «و ما لا یعلمون» است، كه نتیجه استلال آن است كه هر آن چه حكم آن براى ما معلوم نباشد، ذمه ما از آن برى است و الزامى نسبت به آن نداریم، البته در صورتى كه نسبت به شناخت وظیفه و انجام آن كوتاهى نكرده باشیم. نكته دیگر در این حدیث این كه: مرحوم مجلسى گفته: «شاید خصوصیت امت آن حضرت در برخى از این جملات منظور نباشد، و مقصود اختصاص مجموع آنها به این امت است، گرچه برخى از آنها مشترك بین این امت و سایر امتها است»  و در بیان طیره ـ كه به معنى فال بد زدن است ـ از جوهرى نقل كرده كه: «در حدیث است كه رسول اكرم (ص) فال را دوست داشت و طیره را خوش نداشت» سپس افزوده: «در رفع طیره (تطیر و فال بد زدن) وجوهى محتمل است:

اول) رفع مؤاخذه و كیفر بر آن، چه در دل بگذرد، زیرا كه جلوگیرى از خطور چنین حالتى در نفس تقریبا غیر مقدور است، و كفاره‏اش آن است كه به آن ترتیب اثر ندهد و به مقتضاى آن عمل نكند، و بر خداوند توكل نماید، از همین روى پیامبر اكرم (ص) فرمود: هر گاه در كارى فال بد زدى، دنبال آن كار برو [و اعتنایى به فال بد مكن‏]،

 

دوم) رفع تأثیر آن از این امت است به بركت آن چه از رسول خدا و ائمه هدى(ع) در این باره وارد شده از اعتنا نكردن بدان و توكل بر خدا نمودن، و دعاها و ذكرهایى كه از تأثیر فال بد جلوگیرى مى‏كند،

سوم) مقصود از رفع، جلوگیرى از عمل طبق آن است ـ چنانكه صاحب نهایه و دیگران گفته‏اند ـ اما معنى اول در این خبر، اظهر است. و این كه فال بد اثر دارد یا خیر؟ اخبار در این باره متفاوت است و مقتضاى جمع بین آنها چنین است كه در صورت تأثیر در نفس، بى‏اثر نیست، اما اگر بدان اعتنا نشود و چون خطور كرد، انسان به خدا توكل كند و بدان ترتیب اثر ندهد، تأثیر نخواهد كرد». و اندیشیدن در وسوسه در آفرینش، ظاهرا وسوسه‏هایى است كه راجع به اصل آفرینش و مبدأ پیدایش مخلوقات، و این كه آفریدگار جهان خود چگونه آفریده شد و در كجا است؟ و ... مانند این وسوسه‏ها كه اگر به زبان آید كفر است. و یا تفكر در قضا و قدر و اندیشه كردن در خلقت اعمال بندگان، و حكمت آفرینش بعضى از شرور و حیوانات موذى، و فكر كردن راجع به تسلط بدان بر نیكان، و خلقت كفار و... كه همه افراد ـ كم و بیش ـ بدانها دچار مى‏شوند، ولى تا در نفس به صورت شبهه قرار نیافته، و موجب شك در حكمت و عدالت آفریدگار نشده باشد، مورد عفو الهى و مرفوع است.

 




 : مرتبه
+نوشته شده در دوشنبه هفتم شهریور 1390ساعت1:16 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

فزت و رب الکعبه

شهادت موالموحدین ، امیرالمومنین ،شیر خدا ،جلوه حق ، امام علی (ع) بر عموم شیعیان  جهان تسلیت باد.

 

کشته چشم دلفریب تو شدم

در باغ گل تو عندلیب تو شدم

دیشب دم آن صنم در دل را زد

گفتم که کجا گفت نصیب تو شدم

 




 : مرتبه
+نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت2:27 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

تحلیلی بر ماده 70 و 73 قانون ثبت

 يكي از آثار مهم سند رسمي اين است كه انكار وترديد در مقابل سند رسمي يا سندي كه داراي اعتبار اسناد رسمي است مسموع نيست  ماده 1292 قانون مدني و ماده 70 قانون ثبت را ملاحظه فرمائيد.مي گوئيم انكار و ترديد مسموع نيست يا پذيرفته نيست نمي گوئيم كسي نمي تواند انكار و ترديد بكند، مي تواند ولي مسموع و پذيرفته نيست واين از آثار مهم ثبت سند رسمی است. عليهذا با توجه به اصل برائت و با توجه به اينكه سند دليل براي اثبات دعوا محسوب است و به جهت اينكه ارائه و اقامه دليل با مدعي است و مدعي عليه مي تواند منكر بشود. بنابراين اگر دليلي كه مدعي براي اثبات دعوا دارد دليلي باشد كه مدعي عليه نتواند منكرش بشود و اگر  منكربشود قابل استماع و پذيرش نباشد نتيجه آن است که اصل صحت ادعاست مگر اين كه مدعي عليه ثابت بكند ادعا درست نيست . در مقابل سند رسمي انكار و ترديد پذيرفته نيست مگر اثبات جعليت كه آنهم  ادعائي است كه مدعي عليه بايد آن  را ثابت بكند.

‌ماده 70 - سندي كه مطابق قوانين به ثبت رسيده رسمي است و تمام محتويات و امضاهاي مندرجه در آن معتبر خواهد بود مگر آن كه مجعوليت آن‌ثابت شود.
‌انكار مندرجات اسناد رسمي راجع به اخذ تمام يا قسمتي از وجه يا مال و يا تعهد به تأديه وجه يا تسليم مال مسموع نيست.
‌مأمورين قضايي يا اداري كه از راه حقوقي يا جزايي انكار فوق را مورد رسيدگي قرار داده و يا به نحوي از انحاء مندرجات سند رسمي را در خصوص‌رسيد وجه يا مال يا تعهد به تأديه وجه يا تسليم مال معتبر ندانند به شش ماه تا يك سال انفصال موقت محكوم خواهند شد.
‌تبصره - هر گاه كسي كه به موجب سند رسمي اقرار به اخذ وجه يا مالي كرده يا تأديه وجه يا تسليم مالي را تعهد نموده مدعي شود كه اقرار يا تعهد او در‌مقابل سند رسمي يا عادي يا حواله يا برات يا چك يافته طلبي بوده است كه طرف معامله به او داده و آن تعهد انجام نشده و يا حواله و يا برات يا چك‌يافته طلب پرداخت نگرديده است اين دعوي قابل رسيدگي خواهد بود

پس طبق ماده 70 قانون ثبت و ماده 1292 قانون مدني انكار در مقابل سند رسمي مسموع نيست . علاوه بر اين درماده 70 قانون ثبت مقرر داشته مأمورين قضايي يا اداري كه از راه حقوقي يا جزائي انكار فوق را مورد رسيدگي قرار داده يا به نحوي از انحاء مندرجات سند رسمي را معتبر ندانند شش ماه تا يكسال انفصال موقت محكوم خواهند شد و طبق ماده 73 قانون ثبت قضات و مأمورين دولت كه از اعتبار دادن باسناد ثبت شده استنكاف نمايند در محكمه انتظامي يا اداري تعقيب مي شوند و در صورتي كه اين تقصير قضات يا مأمورين بدون جهت قانوني باشد و به همين جهت ضرر مسلم نسبت بصاحبان اسناد رسمي متوجه شود محكمه انتظامي يا اداري علاوه بر مجازات اداري آنها را به جبران خسارات وارده نيز محكوم خواهد نمود .

ماده 70 ق.ث سه قسمت دارد.

قسمت اول در رابطه با محتويات سند رسمي است كه مي گويد سندي كه مطابق قوانين به ثبت رسيده رسمي است و تمام محتويات و امضاءهاي مندرج در آن معتبر خواهد بود مگر اين كه اثبات جعليت آن سند ثابت شود.عليهذا نسبت به محتويات سند انكار پذيرفته نيست مگر اثبات جعليت.

قسمت دوم در رابطه با مندرجات سند رسمي است كه مي گويد انكار مندرجات اسناد رسمي راجع به اخذ تمام يا قسمتي از وجه يا مال يا تعهد به تأديه وجه يا تسليم مال مسموع نيست عليهذا نسبت به مندرجات سند هم انكار پذيرفته نيست.  

 قسمت سوم هم مي گويد مأمورين قضائي يا اداري كه از راه حقوقي يا جزائي انكار فوق را مورد رسيدگي قرار داده يا به نحوي از انحاء مندرجات سند رسمي را در خصوص رسيد وجه يا مال يا تعهد به تأديه وجه يا تسليم مال معتبر ندانند، به 6 ماه تا يكسال انفصال موقت محكوم خواهند شد. اين براي قاضي خيلي مهم است كه بداند اگر براي سند رسمي اعتبار قائل نشود و يا انكار نسبت به آن را  مورد رسيدگي قرار دهد يا به آن توجه بكند مورد تعقيب قرار مي گيرد.

و همچنان که گفته شد " ماده 73 ق.ث مي گويد: «قضات و مأمورين ديگر دولتي كه از اعتبار دادن به اسناد ثبت شده استنكاف نمايند در محكمه انتظامي يا اداري تعقيب مي شوند و در صورتي كه اين تقصير قضات يا مأمورين بدون جهت قانوني باشد و به همين جهت ضرر مسلم نسبت به صاحبان اسناد رسمي متوجه شود، محكمه انتظامي يا اداري، علاوه بر مجازات اداري آنها را به جبران خسارت وارده نيز محكوم خواهند نمود». پس بايد ديد تا كجا مي شود وارد سند رسمي شد. آيا نبايد طرف سند رسمي رفت و به آن رسيدگي كرد و بعبارت ديگر هرجا سند رسمي ارائه شد قاضي نمي تواند نسبت به آن رسيدگي كند؟ پاسخ اين است كه قاضي مي تواند به سند رسمي رسيدگي كند، اما يك مرزي دارد. قانون مي گويد در مقابل سند رسمي انكار و ترديد مسموع نيست و نبايد به انكار توجه و رسيدگي نمود و نبايد سند رسمي را معتبر ندانست ولي اين امر دلالت بر اين ندارد كه هيچ ادعائي در مقابل سند رسمي پذيرفته نيست.

  چون بحث ما حقوق ثبت است منظور  در این مقوله اسناد رسمي و قانون ثبت  است يعني سندي كه در دفاتر اسناد رسمي و ازدواج و طلاق و دفاتر ثبت میگردند .   

 و این  اسناد رسمی  شامل دو قسمت است :

 ۱-  محتويات ۲ -مندرجات. میتوان گفت محتویات مربوط به فرم سند است یعنی آن فرم مادی و تشکیل دهنده فرم سند است که همه اسناد آن را دارند مثل تاریخ تنظیم سند - شماره دفتر خانه - موضوع سند چیست ؟ وکالت رضایت اقرار بیع قطعی ..امضاء طرفین تنظیم کننده سند و امضای سردفتر تنظیم کننده سند و امضاء دفتریاراین موارد محتویات سند است و در هر سندی به تفاوت وجود دارد . 

مندرجات سند دو قسمت است: 1) اقارير طرفين تنظيم كننده سند يعني آنچه كه طرفين اظهار مي كنند يا طرف تنظيم كننده عنوان مي كند و سردفتر در سند منعكس مي كند 2) اظهار نظر خود سردفتر است. سردفتر ممكن است مثلا بنويسد كه ثمن معامله نقدا پرداخت شده. اين نظر خودش را مي نويسد هويت طرفين را احراز مي كند اين نظر خودش است كه در سند منعكس مي گردد و از جمله مندرجات است  آنچه كه مربوط به مندرجات است همان اقرار طرفين به مطلبي است كه توسط سردفتر در سند درج شده است و آنچه كه مربوط به محتويات است آن چيزهايي است كه سر دفتر به عنوان مأمور دولت كه ناظر امر بوده در سند نوشته است مثل شماره، دفتر خانه، تاريخ تنظيم سند و نام و مشخصات طرفين و امضا طرفين و سردفتر. ماده 70 ق . ث مندرجات و محتويات را جدا كرده است. قسمت اول  ماده مزبور در رابطه با محتويات است و قسمت دوم ماده در رابطه با مندرجات و تبصره اي هم ذيل اين ماده است كه من با توجه به ماده 1292 ق . م توضيح مي دهم. مطابق اين ماده از قانون ثبت آنچه مربوط به محتويات سند است، هيچكس نمي تواند منكر آن بشود و اگر منكر بشود مسموع نيست مگر اين كه مدعي جعليت آن شود و در اين قسمت اگر قاضي وارد رسيدگي به انكار شود، خودش قابل تعقيب است. رسيدگي به انكار نسبت به محتويات سند اينكه فردي بگويد كه من به اين دفتر خانه اصلا نرفته و اين سند را امضا نكرده ام قاضي اگر وارد رسيدگي به انكار بشود خود قاضي قابل تعقيب است. مدعي عليه فقط مي تواند بگويد سند جعل است و مدعي جعليت آن شود و قاضي مي تواند وارد رسيدگي به جعل شود.قاضي در مورد محتويات سند جز جعليت نبايد به ادعاي ديگري رسيدگي كنند  و گرنه طبق قسمت اول ماده 70 ق.ث قابل تعقيب است. و اما مندرجات سند اظهارات طرفين است كه سردفتر در سند منعكس مي كند، ديده هاي خود سر دفتر كه نظرش را در سند درج مي نمايد.

 در مورد مندرجات نيز انكار مسموع نيست و مانند محتويات سند نبايد وارد رسيدگي به انكار شد. طرف نمي تواند منكر مندرجات سند بشود و اگر هم منكر شود  قاضي نبايد به آن ترتيب اثر بدهد و وارد رسيدگي به انكار شود چون سند رسمي است ولي نسبت به مندرجات بر خلاف محتويات (غير از ادعاي جعل) قاضي مي تواند به ادعاي ديگر هم وارد رسيدگي شود. مثلا مدعي عليه مي تواند بگويد به تعهد خود عمل كرده ام يا بگويد سند از جهات قانوني از اعتبار افتاده است ( قسمت اخير ماده 1292 ق. م ) يا طبق تبصره ذيل ماده 70 ق.ث هر گاه كسي كه به موجب سند رسمي اقرار به اخذ وجه يا مالي كرده يا تأديه وجه يا تسليم مالي را تعهد نموده مدعي شود كه اقرار يا تعهد او در‌مقابل سند رسمي يا عادي يا حواله يا برات يا چك يافته طلبي بوده است كه طرف معامله به او داده و آن تعهد انجام نشده و يا حواله و يا برات يا چك‌يافته طلب پرداخت نگرديده است اين دعوي قابل رسيدگي خواهد بود.

 چون مندرجات سند اقارير طرفين است و طبق ماده 1280 ق .م اقرار كتبي در حكم اقرار شفاهي است اقرار كتبي همان آثار اقرار شفاهي را دارد  گرچه طبق ماده 1277 ق . م انكار بعد از اقرار مسموع نيست. اما مقر مي تواند ادعا كند كه اقرار  او فاسد يا مبتني بر اشتباه يا غلط بوده يا ثابت كند اقرارش باطل است و نافذ نيست.

و طبق ماده 1276 ق.م اگر كذب اقرار نزد حاكم ثابت شود آن اقرار اثري نخواهد داشت عليهذا همانطور كه گفته شد چون مندرجات سند اقارير طرفين است علاوه بر ادعاي جعليت به ادعاي ديگر هم نسبت به آن قابل رسيدگي است

پس خط قرمز ما در مورد محتويات سند اين است كه انكار مسموع نيست و جز به ادعاي جعل به ادعاي ديگر نمي شود وارد رسيدگي شد. ولي درمورد مندرجات سند اولا، انكار مسموع نبوده و قابل رسيدگي نيست ولي علاوه بر ادعاي جعليت به ادعاي ديگر بشرح مذكور در قسمت اخير ماده 1292 از قانون مدني و تبصره ذيل ماده 70 قانون ثبت و ماده 1277 قانون مدني مي توان رسيدگي كرد بحث ما در اين جلسه راجع به آثار ثبت سند بود و در اين بحث گفتيم كه اولين اثر ثبت سند اين است كه سند رسميت مي يابد و سند رسمي مي شود البته گفتيم صرف ثبت سند موجب رسميت آن نخواهد شد چون همانطور كه در اول ماده 70 قانون ثبت مقرر داشته سندي كه مطابق قوانين به ثبت رسيده رسمي است همانطور در مورد ثبت املاك ماده 22 ق.ث مقرر داشته «همين كه ملكي مطابق قانون در دفتر املاك به ثبت رسيد...» بنابراين اگر سند يا ملك طبق قانون به ثبت نرسد سند رسمي تلقي نمي شود و ملك ثبت شده محسوب نمي گردد.

                                                                                                حقوق ثبت




 : مرتبه
+نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت1:49 توسط سردفتر :عليرضا شاكرمي

درباره ي ما

این وبلاگ در توضیح و شرح هر یک از مواد قانون ثبت اسناد و املاک بوده و کوشش گردیده که در آن از نظرات صاحب نظران و اندیشمندان حقوق ثبتی و کتب مربوط به آنان ،آراء دیوان عالی کشور و وحدت رویه در مسائل ثبتی و نظریه مشورتی اداره حقوقی قوه قضائیه و آراء صادره قضات در امور ثبتی و آیین نامه های مربوطه و قوانین جانبی و همچنین بخشنامه ها و دستور العملهای راجع به آن موارد استفاده شایان گردد. بنابراین تبادل نظر و ارتقاء سطح علمی و آشنایی افزونتر و کاملتر با قوانین و مقررات و آیین نامه ها ، آراء وحدت رویه و مقالات حقوقی و ثبتی و پاسخ و نقد و بررسی نظرات کاربران بخشی از اهداف این پایگاه میباشد . استفاده از مطالب با ذکر منبع بلا اشکال است . این وبلاگ فقط جهت فعالیتهای ثبتی و حقوقی راه اندازی شده لذا از درج نظرات تبلیغاتی ،سیاسی و توهین آمیز خوداری نمایید . کلیه پیوندها به دیگر سایتها و نیز وبلاگها صرفا" جهت اطلاع کاربران میباشد و این وبلاگ کنترلی بر محتوای پیوندها نداشته و هیچگونه مسئولیتی را بر عهده نمیگیرد .لازم به توضیح است که این وبلاگ با اهداف فوق تاسیس شده و جنبه تبلیغی ندارد .
ترمينولوژي حقوق
فهرست واژگان حقوقي



الفآب
پتث
جچح
خدذ
رزژ
سشص
ضطظ
عغف
قکگ
لمن
وهي
پيوند هاي وبلاگ
سازمان ثبت اسناد واملاک کشور
سایت اطلاع رسانی ادارات کل ثبت اسناد استانها
پرتال كانون سردفتران و دفترياران تهران
كانون سردفتران و دفترياران اصفهان
كانون سردفتران و دفترياران خراسان
پرتال مركزي سازمان ثبت اسناد واملاك كشور
پرتال جامع جمع آوري اطلاعات دفاتر اسناد رسمي
یادداشتهای سر دفتر اسناد رسمی
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
دفتر اسناد رسمی 36 کرمانشاه
دفتر خانه 71 تبریز
دفتر خانه 821 تهران
وبلاگ محضردار
قاضی دادگستر
وبلاگ تخصصی حقوق و فقه
سایت حقوق- حقوق برای همه
وبلاگ سردفتري يا سرابي فريبنده
سایت حقوقی دادخواهی
وبلاگ دفترخانه اسناد رسمی
وبلاگ تسجیل
وبلاگ منشور سردفتری
وبلاگ سردفتران نواندیش
وبلاگ قلم سليم
پایگاه خبری نیروی انتظامی
جامغه سردفتران و دفترياران استان مازندران
جامعه سردفتران و دفترياران استان خوزستان
جامعه سردفتران ودفتریاران استان یزد
جامعه سردفتران و دفتریاران استان همدان
جامعه سردفتران و دفتر یاران استان قزوین
جامعه سردفتران ودفتر یاران استان گیلان
جامعه سردفتران ودفتریاران کرج
جامعه سردفتران و دفترياران قم
مجموعه گزيده بخشنامه ها ي ثبتي از اول مهر 1365
مجموعه بخشنامه هاي ثبتي
دفتراسنادرسمي 11 مرند
دفتر خانه 222 اهواز
وبلاگ خانه سردفتر
دفترخانه 1082 تهران
بچه كاتب بدون عدل
دفترخانه 182 تبريز
وبسايت آقاي دشتي اردكاني
دفترخانه 260 اهواز
دفتر خانه 89
دفتر خانه 4 سبزوار
وبلاگ حقوقي نصيري
وبلاگ دفتر حقوقی
وبلاگ نحوه طرح دعاوی در محاکم
وبلاک حقوقی نرخ عدالت
وبلاگ احقاق ( پاشایی )
اخبار و مقالات حقوقی
مرجع وبلاگهای حقوقی
سايت سرزمين قانون
وبلاگ دانشنامه سردفتران
وبلاگ نداي قلم
دفترخانه 2 بوکان سردفتر نجاتی
چکامه سردفتر الوندی
حقوق از نگاه حقوقی سردفتر زارعی
حقوق فردا سردفتر عبادپور
دفترخانه صفر تهران سردفتر مجتهد
وبلاگ کاتب بالعدل سردفتر وحیدی
وبلاگ نسیم صبح
وبلاک دفترخانه ها
وبلاگ دفترخانه سردفتر امینی
دفترخانه 1019 تهران سردفتر شیروی خوزانی
کلبه عمو سردفتر جلالی
دفترخانه 15 دیر
دفترخانه 1147 تهران سردفتر قارداشی
دفترخانه 256 آمل
دفترخانه 35 قم سردفتر پیر محمدی
دفترخانه 496 تهرانسر
جامعه سردفتران و دفتر یاران لرستان
جامعه سردفتران و دفتر یاران کردستان
جامعه سردفتران و دفتر یاران استان البرز
جامعه سردفتران و دفتر یاران سیستان و بلوچستان
جامعه سردفتران و دفتر یاران قزوین
جامعه سردفتران بو دفتر یاران وشهر
جامعه سردفتران و دفتر یاران آذربایجان شرقی
اداره ثبت اسناد و املاک کرمان
اداره ثبت اسناد و املاک هرمزگان
جامعه سردفتران و دفتریاران چهارمحال بختیاری
جامعه سردفتران و دفتر یاران کرمان
وبسایت شخصي علي توسلي
دفتر استاد رسمي 4 سبزوار
نرم افزار هاي حقوقي
بازي آنلاين
حقوقدانان جوان ايران
دانلود اين قالب
قدرت گرفته
Powered by LAWYER
Designed by MYTHM
خروجي وبلاگ
تمامي حقوق براي اين وبلاگ محفوظ مي باشد. طراحي شده توسط حميد ايرانپور

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب ميهن بلاگ

وبلاگ نويسي

خدمات وبلاگ نويسان

ابزار وب مستر

وب تولز

بازي آنلاين

فارسي ورد

دانلود

دانلود نرم افزار

عکس

مطالب جالب و خواندني

تفريح و سرگرمي

سايت تفريحي

سابقون

خاطرات شهداي زياران

سورس گذر

آموزش برنامه نويسي

سورس رايگان برنامه نويسي