به گزارش پايگاه اطلاع رساني كانون سردفتران و دفترياران،اين جوابيه در پي انتشار گزارشي با تيتر «براي خريد و فروش خودرو لازم نيست به محضر مراجعه کنيد!» تهيه و ارسال شده است كه متن نامه ارسالي كانون و پيوستهاي آن به شرح زير است:
مديرعامل محترم پايگاه خبري تابناک
با اهداي سلام و احترام
در پايگاه خبري تابناک مورخ 11بهمن1391 مطلبي منتشرشده است با تيتر «براي خريد و فروش خودرو لازم نيست به محضر مراجعه کنيد!» که متاسفانه سراسر، مشتمل بر مطالب خلاف واقع، کذب، توهين و افتراست و مي تواند از مصاديق تشويش اذهان عمومي باشد.
سپاسگزار خواهد بود دستور فرمائيد باتوجه به قانون اصلاح ماده1 قانون مطبوعات،مصوب جلسه علني روز يکشنبه مورخ 1388/9/8 مجلس شوراي اسلامي همين متن توضيحات کانون سردفتران(پيوست) عينا در آن خبرگزاري به اطلاع مردم برسد.
خاطرنشان مي کند براساس تبصره 4 ماده 23 قانون مطبوعات،کانون سردفتران و دفترياران حق خود را درجهت شكايت به مراجع قضايي درخصوص اين مطلب محفوظ مي داند.
مسلم آقاصفري
نايب رئيس کانون و مسئول دفتر روابط عمومي
چرا بايد مردم به خاطر اين همه نشر اکاذيب سرگردان شوند؟
نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمي الزامي است
1- قانونگذار، جاي هيچگونه ابهامي را درباره موضوع نقل و انتقال خودرو باقي نگذاشته است و با تعويض پلاک، فقط و صرفا پلاک خودرو تعويض ميشود و برگ سبز صادره از مراکز تعويض پلاک نيز شناسنامه خودرو است و نه سند مالکيت و نقل و انتقال خودرو به موجب سندرسمي در دفاتر اسناد رسمي الزامي است.
براي مزيد اطلاع لازم به ذکر است که 26دي ماه سال 89 پس از حدود يک سال بررسي ها و جلسات متعدد کارشناسي در کميسون حقوقي و قضائي مجلس شوراي اسلامي، مرکز پژوهشهاي مجلس، قوه قضائيه و دولت و در نهايت استماع اظهارنظر نمايندگان مخالف و موافق در صحن علني مجلس، سرانجام ماده 29 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي با راي اکثريت قاطع نمايندگان خانه ملت در اين روز تصويب شد و در ادامه به تائيد شوراي محترم نگهبان رسيد و لازمالاجراست و هيچگاه شوراي نگهبان اين قانون را رد نکرده است و آنچه در اين گزارش در اين خصوص آمده،کذب محض و نسبت دادن آن به شوراي محترم نگهبان موجب سئوال است. (پيوست1)
2- عين متن ماده 29 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي چنين است: «نقل و انتقال خودرو به موجب سند رسمي انجام ميشود، دارندگان وسايل نقليه مکلفند قبل از هرگونه نقل و انتقال وسايل مذکور در دفاتر اسنادرسمي، ابتدا به ادارات راهنمايي و رانندگي يا مراکز تعيينشده از سوي راهنمايي و رانندگي براي بررسي اصالت وسيله نقليه، هويت مالک، پرداخت جريمهها و ديون معوق و تعويض پلاک به نام مالک جديد مراجعه کنند.»
3- متن ماده 29 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي که عينا در بالا نقل شد، در مقام رفع ايراد شوراي نگهبان به سياق عبارت تبصره ماده 29 که موهم الزام به ثبت رسمي معاملات مربوطه بود، به تصويب مجلس محترم شوراي اسلامي رسيد که انتشار عين نامه شوراي محترم نگهبان بدون هيچگونه توضيحي مورد درخواست است.
شوراي محترم نگهبان طي نامهاي در تاريخ 1389/4/23 به مجلس محترم شوراي اسلامي صراحتا ايراد گرفته بود که:
باتوجه به نسخ قوانين و مقررات در مواد 34 و 35 و باعنايت به سياق عبارت تبصره ماده 29 که موهم الزام به ثبت رسمي معاملات مربوطه است و نظر به اينکه حسب مقررات متعدد، درآمدهائي نظير حقالثبت و ماليات و عوارض و حقوق دولتي و عمومي براي نقل و انتقال خودرو پيش بيني و مخارجي نيز از اين محل درنظر گرفته شده است و از اين حيث که آيا ثبت رسمي معاملات اتوموبيل بايد صورت گيرد يا خير و بالنتيجه آيا درآمدها و حقوق مذکور وصول مي گردد يا خير ابهام دارد. (پيوست2)
4- لازم به يادآوريست که قوانين علي الاطلاق امري اند مگر آنکه درخود قانون فرد يا افرادي مستثني شوند. بر اين اساس، ماده29 يادشده امرکرده است که انتقال مالکيت به موجب سندرسمي بايد در دفاتر اسنادرسمي انجام شود.
5- اصولا در کجاي قوانين خصوصا ماده 29 مورد نظر، به نيروي انتظامي اجازه داده شده است که سند صادر کند که حال بحث شود که سند آنها رسمي است يا غير رسمي وکافي است يا ناکافي. مطلقا چنين حقي براي نيروي انتظامي وجود ندارد.
6- صدور سند رسمي، وظيفه قانوني دفاتر اسنادرسمي و در صلاحيت آنهاست کما اينکه صدور گذرنامه، در صلاحيت نيروي انتظامي و صدور شناسنامه در صلاحيت سازمان ثبت احوال است. حال اگر حين تشريفات قانوني صدور، نياز به استعلام و يا عمليات مقدماتي اداري در نهادي ديگر است، به اين معنا نيست که آن نهاد پس از انجام آن تشريفات مقدماتي، اقدام مرحلهي نهايي که قانون ضروري دانسته را انکار کند و اينطور برداشت کند که صلاحيت انجام مرحله بعد را نيز دارد.
7- درخصوص آنچه در گزارش آن سايت خبري آمده که پرداخت هزينه هاي سند رسمي نقل و انتقال خودرو را اختياري عنوان کرده است، براي چندمين بار اعلام ميدارد:
ازجمله هزينه هايي که به نقل و انتقال خودرو تعلق ميگيرند براساس قانون، ماليات نقل و انتقال و حقالثبت و حقوق عمومي و موارد قانوني هستند که بخش اصلي و عمده ي هزينه هاي ثبت سندرسمي نقل و انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمي بوده (حدود 85%) و طبق طبق تبصره1 ماده42 قانون ماليات بر ارزش افزوده، ماليات نقل و انتقال.
خودرو به فروشنده تعلق ميگيرد و اخذ ماليات نقل و انتقال خودرو طبق ماده42 قانون ماليات بر ارزش افزوده برعهده دفاتر اسنادرسمي است. (پيوست3)
ماليات نقل و انتقال خودرو، مالياتي است که قانونگذار در همين ماده42 صدرالاشعار، چگونگي دريافت، استثنائات، جرائم و مسئوليتهاي مرتبط با دريافت آن را احصاء کرده و همه اينها در محدوده تکاليف و وظايف دفاتر اسناد رسمي است و سردفتر نسبت به آن مسئوليت مدني و کيفري و انتظامي دارد و پاسخگوست.
ماليات نقل و انتقال خودرو نيز مانند همه انواع مالياتهاي ديگر حق جامعه است و اجباري است و اصولا مگر پرداخت ماليات و حقوق عمومي، اختياري اند؟
ماليات نقل و انتقال خودرو پس از وصول توسط دفاتر اسناد رسمي براساس قانون، به حساب سازمان امور مالياتي کشور واريز شده و حق الثبت به حساب بودجه عمومي کشور واريز ميشود که از اين مبلغ نيز حسب آنچه قانون تعيين کرده، 42% به هلال احمر و 8% به شهرداري تعلق مي گيرد که بخشي از بودجه عمراني کشور است و اين وجوه طبق قانون حتي در موارد تنظيم اسناد وکالت هم بايد پرداخت شود و حتي ريالي از آنها نه به سازمان ثبت و نه به دفاتر اسنادرسمي تعلق ندارد.
8- به آن سايت محترم خبري يادآوري مي نمايد که همانطور که در بند يک گفته شد، موارد مطرح شده در اين گزارش، قبلا بارها و بارها به اشکال مختلف مطرح شده اند و طرح دوباره اين موضوعات، دو سال پس از تصويب قانون در مجلس شوراي اسلامي جاي سئوال دارد آن هم درحاليکه اين اظهارات، از نظر قانون و رسميت نقل و انتقال خودرو محل اشکال است و مورد مخالفت صريح معاون محترم قوه قضائيه و رئيس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و وزير محترم دادگستري نيز قرارگرفته است(پيوست4) و مي تواند سبب جلوگيري از وصول ماليات و حق الثبت(حقوق عمومي) و کاهش درآمدهاي دولت شود.
9- قانون حمل و نقل و عبور کالاهاي خارجي از قلمرو جمهوري اسلامي ايران مربوط به ترانزيت خودرو يا کالا از قلمرو جمهوري اسلامي ايران است و هيچ ارتباطي به نقل و انتقال خودرو ندارد. (پيوست5)
اين ماده، ابتدا چنين بوده است: «ماده22- نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران موظف است ظرف مهلت مقرر با رعايت قوانين و مقررات مربوطه نسبت به صدور گواهينامه بين المللي، پلاک ترانزيت و دفترچه مالکيت براي رانندگان و کاميونهايي که قصد فعاليت در خطوط بين المللي دارند، با پيشنهاد سازمان حمل و نقل و پايانه هاي کشور صادر نمايد.» نظر شما را به مشروح مذاکرات مجلس شوراي اسلامي درهنگام تصويب اصلاحيه ماده 22 و عين اظهارات نماينده دولت جلب مي کنيم.(پيوست6)
نماينده دولت/ مسعودپور (معاون حقوقي رياست جمهوري)
«بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم و رحمة الله
ترديدي نيست كه ما عبور و مرور و حمل و نقل فرامرزي را در كشور داشتيم و داريم، آنچه كه در ماده 22 قانون حمل و نقل سابق يعني صدور گواهينامه رانندگي و «كاپتاژ» كاملاً بروز داشته مسؤوليت اسناد مالكيتي قيد و ذكر شده بود.
سه سطر پايين ماده 22 پيشنهاد مصوبه كميسيون درواقع بعد از ورود خودروها و كاميونهاي مربوط به بخش توريست و بخش ترانزيت نظارت انتظامي كاملي بر آنها شايد نبود كه البته مربوط به بخش انتظامي هم نبود. لذا ماده22 كنوني آمده وظايف را به دو بخش تقسيم كرده، بخش اول بوده كه قبلاً هم بوده، بخش دوم «كاپتاژي» مسؤوليت صدور اسناد آنچه كه قبلاً در قانون بروز و ظهور نداشته، نظارت و برنامه ريزي توسط بخش خصوصي سازمان جهانگردي بر حمل و نقل براي توريسم و براي ترانزيت، عمده اصلاحي كه در ماده صورت گرفته به اين جهت است. بنابراين چون لايحه است، دولت موافق است كه عزيزان هم بزرگواري بفرمايند و به لايحه رأي بدهند. والسلام عليكم»
10- درخصوص اشاره به لايحه قانوني نحوه نقل و انتقالات وسايل نقليه موتوري مصوب شوراي انقلاب در مرداد سال 59، در متن گزارش، موجب شگفتي از اين همه بي دقتي نويسنده گزارش فراهم شد. يادآوري مي نمايد که لايحه قانوني نحوه نقل و انتقالات وسايل نقليه موتوري مصوب شوراي انقلاب، در ماده 35 قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي لغو شده است! تمسک به يک قانون لغو شده براي استدلال، را چه مي توان نام نهاد؟